ناصر جبرائیل اوغلی naser jebraeil oghli

حمل ونقل - بازرگانی - اقتصاد - بازاریابی - مطالب آزاد

بیکاری و عوامل موثر آن
نویسنده : ناصر - ساعت ٩:۱٠ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۳/۱٢/۱۳
 

مقدمه :

در این مقاله بر آن شده ایم تا نگاهی هر چند گذرا بر پدیده بیکاری و عوامل تاثیر گذار بر آن داشته باشیم. بیکاری را می توان از منظرهای متفاوت مورد کنکاش قرار داد و مسلماً پرداختن به چنین موضوع گسترده ای در یک مقاله نمی گنجد ولی سعی بر آن داریم تا نمایه ای از انواع بیکاری و عوامل موثر بر آن را مختصراً بررسی کنیم .

بیکار در اقتصاد به فردی گفته می شود که در سن کار ( ۱۵-۶۵ ) جویای کار باشد اما شغل و منبع درآمدی پیدا نکند.

بیکاری در کشور های مختلف با توجه به نوع فرهنگ و حتی شرایط اقلیمی و اوضاع سیاسی و اجتماعی از علل خاصی ناشی می شود و گاه از عوامل مشترک پیروی می کند. به عقیده برخی از تحلیل گران و محققان عامل اصلی ۷۰ درصد از ناهنجاریهای جامعه ناشی از بیکاری است، زیرا اشتغال می تواند از بروز بسیاری از ناهنجاریهای اجتماعی جلوگیری کند.

انسانها در کوششهای خود همواره سعی دارند نیازهای خود را ارضاء و به غایت مطلوب نزدیک شوند، از این رو اشتغال یکی از راههای اصلی و مهم نیل به این هدف تعریف می شود. همه انسانها به طور غریزی از بیکاری دائم رنج می برند و فراغت بیش از حد را کسل کننده می دانند. به عبارت دیگر لذت فراغت بدون کار و اشتغال قابل سنجش نیست.

اگر چه هر شخصی ویژگیهای شخصیتی و آمادگی ها و تمایلات خود را به محیط کار می برد ولی رفتار و نگرش ا و نسبت به شغلش بیش از هر عامل دیگر تحت تاثیر نوع شغل و شرایط کار و چگونگی برقرار کردن ارتباط با سایر افراد در محیط کاری است. با این اوصاف شخص ممکن است ضمن کار دچار حالتهای مختلفی نظیر احساس رضایت یا عدم رضایت، امنیت و عدم امنیت شغلی، فشار یا استرس و … شود و در مقابل هریک از این حالتها رفتارهای شغلی خاصی را از خود بروز دهد مانند کم کاری، غیبت و رها کردن شغل .

در حالت کلی می توان گفت با توجه به تفاوتهای فردی بین انسانها ( از نظر جسمانی و اجتماعی ) هر فردی قادر است با نوع خاصی از مشاغل حداکثر سازش را داشته باشد. هر جامعه ای برای تداوم حیات خود نیاز به کار دارد و انجام این کار قسمت اعظم از اوقات زندگی او را به خود اختصاص می دهد.

یکی از عوامل مهم در جلو گیری از بروز پدیده بیکاری ، ایجاد رضایت شغلی برای افراد است . با توجه به موارد ذکر شده می توان نتیجه گرفت رضایت شغلی، احساس روانی است که از عوامل اجتماعی نیز متاثر می باشد. از طرفی مطالعه و بررسی تاریخچه توسعه و تحول جوامع صنعتی نشان می دهد که نیروی انسانی ماهر و تعیلم یافته در تبدیل جوامع سنتی به صنعتی تاثیر انکار ناپذیری دارد و به همین اندازه در این تغییر بسیاری از کارگران فاقد این مهارت به جمع افراد بیکار اضافه می شوند.

پدیده بیکاری تا آن زمان که به شکل بسیط و پراکنده در حاشیه جوامع حضور دارد خطری جدی متوجه امنیت اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی جامعه نیست ولی اگر پدیده یاد شده کم اهمیت تلقی شود، همین موضوع به ظاهر ساده، به تدریج سلامت و امنیت آن جامعه را در معرض خطری جدی قرار خواهد داد.

به هر حال کارکردن و داشتن شغل از ضروریات فردی و اجتماعی است . هر انسانی سر انجام باید عهده دار شغلی شود و به وسیله آن زندگی خویش را اداره و به جامعه خود خدمت کند. دوام یک جامعه به میزان کار افراد آن بستگی دارد و جوامعی پیشرفت می کنند که افراد آن در اشتغال کارآمدترند و سر انجام هر فردی با توجه به رغبتها و استعدادهای خود و نیازهای جامعه ، شغل مناسبی را بر می گزیند. عوامل متفاوتی در انتخاب شغل موثرند که عدم توجه به آنها گاهاً منجر به رها کردن شغل از سوی فرد و بیکاری وی می انجامد از این عوامل می توان به خصوصیات فردی، خصوصیات جسمانی ، تجارب شخص ، راهنمائیهای والدین،امکانات فردی و اجتماعی و .. اشاره کرد.

 

بیکاری و انواع آن :

 

قبل از اینکه به سراغ بیکاری و انواع آن برویم بهتر است درخصوص چند سوال زیر تامل کنیم:

  • کارچیست؟ کار فعالیتی نسبتاًدائمی است که به تولید کالا و خدمات می انجامد و برای آن دستمزدی در نظر گرفته می شود.
  • چرا انسان به سوی کار می رود؟ قسمت عمده ای از نیازهای آدمی ضمن کار کردن تامین می شود و او به منظور تامین همین نیاز ها است که به کار روی می آورد.
  • بیکار کیست؟ در علم اقتصاد بیکار به کسی گفته می شود که در سن کار ( ۱۵-۶۵) جویای کار باشد ولی شغل یا منبع درآمدی پیدا نکند. اما از نظر مرکز آمار ایران بیکار به کسی گفته می شود که بالای ۱۰ سال داشته و در هفته قبل از آمار گیری فاقد کار است.
  • مهمترین علل بیکاری چیست ؟ البته علل بیکاری بسته به شرایط و اوضاع فرهنگی، اقتصادی، اقلیمی، اجتماعی در کشورهای مختلف می تواند متفاوت باشد ولی عمدتا این پدیده ناشی از عواملی همچون :
  • افزایش جمعیت و کمبود تقاضای نیروی کار
  • گسترش اتوماسیون
  • تبدیل جوامع سنتی به صنعتی

است که در قسمتهای بعدی به آن اشاره خواهد شد.

 

انواع بیکاری :

بیکاری را می توان به دو قسمت بیکاری ارادی و غیر اداری تقسیم بندی کرد که بیکاری ارادی خود به چهار قسمت دیگر تقسیم می شود. در یک تقسیم بندی دیگر می توان بیکاری را از منظر بیکاری پنهان و آشکار         ( غیر پنهان ) مورد بررسی قرار داد.

 

           ۱) بیکاری ارادی

           ۲) بیکاری غیر ارادی

 

  • بیکاری پنهان
  • بیکاری آشکار ( غیر پنهان )

۱) بیکاری ارادی : این نوع بیکاری به اراده فرد صورت می گیرد و فرد بیکار در دستمزد رایج تمایل به کارکردن ندارد.

۲) بیکاری غیر ارادی : در این نوع بیکاری، فرد در دستمزد رایج مایل به کار کردن است اما شغلی برای او وجود ندارد . این نوع بیکاری بر اثر چسبندگی قیمتها و دستمزدها بوجود می آید و طی سیکلهای تجاری کم و زیاد    می شود. از طرفی در چسبندگی دستمزدها و وقوع رکود، تولید کنندگان ناچارند از میزان استخدام نیروی کار خود بکاهند چون با کاهش قیمتها ( p ) از درآمد تولید کنندگان کاسته می شود . اگر دستمزدها ثابت بماند هزینه تولید کنندگان نیز ثابت مانده ( یا گاهی افزایش می یابد) به این ترتیب از سود آوری آنان کاسته می شود.از طرف دیگر با کاهش قیمتها و عدم کاهش دستمزد اسمی ( .w ) دستمزد حقیقی ( w./P ) افزایش یافته و سطح اشتغال توسط تولید کنندگان کاسته می شود.

 

همانطور که گفته شد بیکاری ارادی نیز خود به ۴ نوع دسته بندی می شود :

  • بیکاری ادواری : به بیکاری بوجود آمده بر اثر سیکلهای تجاری ( رکود و رونق ) گفته می شود. اگر به هنگام رکود دستمزدها متناسب با قیمتها کاسته نشود، مقدار بیکاری افزایش یافته و این افزایش بیکاری را بیکاری ادواری می نامند. این نوع از بیکاری در شرایط اشتغال کامل، صفر بوده و با ایجاد رکود مقدار آن افزایش می یابد.
  • بیکاری ساختاری : به آن مقدار بیکاری گفته می شود که بر اثر نامناسب شدن مهارت و توانائی کاری بخشی از نیروی کار در شرایط پیشرفت تکنولوژی و نیاز به مهارت های بالاتر، چنانچه نیروی کار بازآزموزی نشود ممکن است به بیکاری آنها منجر شود که بیکاری ساختاری نامیده می شود.
  • بیکاری اصطکاکی : به آن مقدار بیکاری گفته می شود که به دلیل تغییر شغل افراد بوجود می آید. به علت اینکه نیروی کار تمامی اطلاعات مربوط به شغلهای موجود را در دسترس ندارد، در صورت از دست دادن یک شغل ممکن است مدتی برای یافتن شغل مناسب بعدی وقت مصرف کند.
  • بیکاری فصلی : به آن مقدار از بیکاری گفته می شود که در یک فصل خاص و به دلیل ماهیت کاهش فعالیت یک بخش خاص طی آن فصل بوجود می آید. مانند بیکاری کشاورزان در فصل سرما .
f

 

بنابراین آنچه تا کنون تحت عنوان نرخ بیکاری طبیعی (u   )از آن نام برده می شد عمدتا شامل بیکاری اصطکاکی و با تعریفی گسترده تر شامل بیکاری ساختاری می شود.

اختلاف نظر در بین اقتصاد دانان کلاسیک و کینزی :

کلاسیکها معتقدند در صورت عدم وجود چسبندگی دستمزدها و قیمتها بیکاری غیر ارادی بروز نمی کند و در ضمن با نادیده گرفتن بیکاری فصلی کم و بیش بیکاری برابر با بیکاری طبیعی است. کینزینها نیز بر این باورند که : اولاً : به دلیل وجود چسبندگی دستمزدها و قیمتها که واقعیتی انکار ناپذیر است بیکاری غیر ارادی وجود دارد و ثانیاً : به دلیل وجود توهم پولی در شرایط رکودی، بیکاری می تواند از مقدار طبیعی بیشتر باشد و مقداری بیکاری ادواری وجود داشته باشد.


 
 
مکاتب اقتصاد کلاسیک در یک نگاه
نویسنده : ناصر - ساعت ٩:٢٩ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۳/۱٢/٧
 

 ۱- مقدمه؛

عنوان «اقتصاد کلاسیک» برای اندیشه اقتصادی از سال ۱۷۵۰ تا ۱۸۷۰ به کار رفته است که در آن گروهی از اقتصاددانان عمدتاً انگلیسی، کتاب «ثروت ملل» آدام اسمیت را به عنوان مبنای تحلیل تولید، توزیع و مبادله کالاها و خدمات در اقتصاد استفاده نمودند. اقتصاد کلاسیک، تمام اصول نوشته های اقتصاددانان سیاسی این دوره زمانی را شامل می شود که طبق اصول فکری اسمیت در وهله اول و ریکاردو در وهله دوم نوشته اند.

از نظر مارکس (۱۸۶۷ صص ۱۷۴-۵۷)، اقتصاد سیاسی کلاسیک در قرن هفدهم با پتی[۱] آغاز می‌شود و با ریکاردو پایان می‌یابد. از نظر کینز (۱۹۳۶، ص ۳۷) اقتصاد کلاسیک با ریکاردو آغاز می‌شود و با پیگو پایان می‌یابد. آدام اسمیت موضوعات اصلی اقتصاد کلاسیک را مطرح کرد که اقتصاددانان در یک قرن بعد از وی درباره آن به بحث می‌پرداختند. ریکاردو در کتاب «اصول اقتصاد سیاسی و مالیات ستانی[۲]» ( ۱۸۱۷ )موضوعات دیگری را مطرح کرد که بخش دیگری از اقتصاد کلاسیک را شکل داد. سایر نویسندگان کلاسیک، جان استوارت میل و جان الیوت کرنز[۳] بودند.

در این مقاله ابتدا اقتصاد سیاسی کلاسیک به عنوان جریان اصلی ادبیات اقتصادی طی این دوره بیش از یکصد ساله معرفی شده و سپس هر یک از مکاتب منچستر، لیبرال فرانسوی، اصالت فایده کلاسیک، پول (در گردش)، بانکداری و بانکداری آزاد مورد بررسی و تحلیل قرار می گیرد.

۲- اقتصاد کلاسیک

زمینه پیدایش: در قرن هفدهم، انگلستان در تجارت عقب تر از هلند و در تولید صنعتی عقب تر از فرانسه بود. اما در اواسط قرن هیجدهم، انگلستان در تجارت و صنعت برتر بود. انقلاب صنعتی، ابتدا در انگلستان توسعه یافت و اقتصاد سیاسی کلاسیک نیز در آنجا مطرح گردید. آدام اسمیت و معاصرانش که طی مراحل اولیه انقلاب صنعتی زندگی می کردند ، از رشد اساسی صنعت، تجارت و اختراعات و تقسیم کار آگاه بودند. این امر باعث تأکید بر جنبه صنعتی حیات اقتصادی در اندیشه کلاسیکها شد. در ۱۷۷۶ انگلستان می توانست بدون نگرانی از رقابت خارجی، از عهده تجارت آزاد برآید. با قویتر شدن کارآفرینان انگلیسی ، آنها دیگر متکی به یارانه های دولت، امتیازات انحصاری و حمایت تعرفه ای نبودند. بازار کار رقابتی در انگلستان ایجاد شد و لسه فر مرام صاحبان مشاغل شد.[۴] اندیشه اقتصادی که در چنین شرایطی در اواسط قرن هیجدهم در انگلستان ظهور کرد، اقتصاد سیاسی کلاسیک نامیده شده است. اندیشه کلاسیکها، عقلانی سازی[۵] فعالیتهای اقتصادی بود. رقابت پدیده ای روبه رشد بود و اتکای بدان به عنوان تنظیم کننده بزرگ اقتصاد، دیدگاهی معقول بود. دولتها معروف به اتلاف و فساد مالی بودند و تحت چنین شرایطی، مداخله کمتر دولت، بهتر بود. نمایندگان اصلی این مکتب فکری در اقتصاد عبارتند از: آدام اسمیت، دیدید ریکاردو، توماس رابرت مالتوس، ژان باتیست سی، ناسا سنیور و جان استوارت میل. هر چند تعدادی از مورخان اندیشه اقتصادی ، کارل مارکس را به دلیل استفاده از برخی نظرات ریکاردو، یک اقتصاددان کلاسیکی به حساب آورده اند ولی طبق تعریف و اصول اقتصاد سیاسی کلاسیک که در این مقاله ارایه شده است ، نمیتوان مارکس را یک اقتصاددان کلاسیک دانست. اقتصاد کلاسیک بر انباشت سرمایه، گسترش بازارها و تقسیم کار تأکید می نماید و شدیداً تمایل به ارائه توصیه های سیاست اقتصادی دارد و وقتی بازار با شکست مواجه می شد، مداخله در اقتصاد را توصیه می کردند.[۶]

 

اصول اقتصاد کلاسیک: اقتصاد کلاسیک غالباً لیبرالیسم اقتصادی نامیده شده است. پایه های آن: آزادی کسب و کار، مالکیت خصوصی و رقابت، همگی متکی به دکترین‌ لسه فر[۷] است. در مقابل محدودیتهای فئودالی و مرکانتی لیستی بر انتخاب شغل، انتقال زمین و تجارت، ایده های کلاسیک، لیبرال بودند. ویژگیهای اصلی اقتصاد کلاسیک به طور خلاصه عبارتند از:


 
 
کوششی در بررسی طبقات اجتماعی ومفهوم طبقه کارگر در سرمایه داری معاصر
نویسنده : ناصر - ساعت ٩:۱۱ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۳/۱٢/٥
 

کوششی در بررسی طبقات اجتماعی ومفهوم طبقه کارگر در سرمایه داری معاصر


ناصر پیشرو

 

یکی از مهمترین پرسش هایی که در برابر سوسیالیست ها قرار دارد ، مساله پاسخ یابی به  مفهوم طبقات اجتماعی و کنکاش در مفهوم طبقۀ  کار گر است . جستجو گری در مفهوم طبقه تنها به این محدوده مربوط   نیست که مار کسیست ها در گذشته چه درکی از این مهم داشته اند ، بلکه این موضوع از آن جنبه اهمیت دارد که سرمایه بنا به سرشت درونی اش ، نیازمند تحول در وسایل تولید و رشد بار آوری کار است . در هر دوره ای از حرکت

سرمایه ، تحولات تکنو لوژیکی و پیشرفت های دانش به گونه ای پیچیده و آشکار در خدمت سرمایه قرار گرفته و در متن سازمان اجتماعی کار آن ، که ساختاری هیرارشیک ، بوروکراتیک و سلطه گر است ، فعالیت های کاری افراد و موقعیت طبقاتی آنها را تحت تاثیر قرار می دهد. برخی را به قطب سرمایه نزدیک می کند وعده دیگری به زیر مجموعۀ طبقۀ کار گر رانده می شوند . بنا بر این مارکسیست ها نیازمند آنند که تأثیرات هر دوره ای از حرکت سرمایه ،  بر طبقات اجتماعی را مورد بازبینی قرار دهند . پرسش اما اینجاست که کدام روش در گزینه های بنیادین این باز بینی ، می تواند تصویری مارکسیستی از موقعیت  طبقاتی افراد و گروه های اجتماعی  به  دست دهد ، به گونه ای که  مرز های طبقاتی مخدوش نشود؟!

در بررسی مفهوم طبقات ، کم نبوده اند پژوهش هایی که در تحلیل های رازآلود به سرگیجه های بیشتر از مفهوم طبقه منجر شده  و یا با طرح نکاتی مؤثر و پیش رونده  ، پیامدش  ، اما در مسیر دیگری از ابهام قرار گرفته است. بی تردید بسیاری از ما با نگرش هایی روبرو بوده ایم که با اتکا به داده های آماری به این نتیجه می رسند که چون تعد اد کار گر تولیدی در کشور های سرمایه داری پیشرفته کمتر شده ، و یا با طرح نکاتی در بارۀ تکنولوژی های ارتباطی و روبوتیزه شدن بخشی از صنایع ، به نفی تئوری ارزش مارکس رسیده و سپس نتیجه می گیرند که طبقۀ کارگر موقعیت تاریخی اش را دردگرگونی اجتماعـــی ـــــ سو سیا لیستـــی از دست داده است .

اگراز افراط هایی  که درتحلیل داده های آماری ارائه می شود  بگذریم ، این پرسش مطرح است که مگر از نظر مارکس ، طبقۀ کارگر فقط به بخش تولیدی ( افرادی که کار مولد می کنند ) اطلاق می شد که حالا با کم شدن تعداد آنها ( آنهم در برخی از کشورهای پیشرفتۀ سرمایه داری و درست بر عکس افزایش کارگران بخش غیر مولد در آنجا ) به این نتایج مخدوش رسید ؟! برخی دیگر با اتکا به همین روش به کشفیات جدیدی دست زده اند و مدعی اند که ما در یک دوره انتقالی به یک نظام  ا قتصادی  ــ  جدید هستیم . اما در اینکه نیروهای  تولیدی  در این نظام  جدید چیست ،  درمانده اند ! ( طرفداران جامعه اطلاعاتــــی و ” سرمایه داری جدید ” ) و جالب این است که این نوع از تحلیل مخدوش در بارۀ مفهوم طبقه  ، پیروان ایرانی هم پیدا کرده و متاسفانه چنین روایت هایی در بسته بندی های مارکسیستی هم عرضه می شود .

برداشت های انحرافی از مفهوم طبقه تنها به این محدوده خلاصه نمی شود . در میان چپ رادیکال نیز گونه هایی از روایت ها ی انحرافی از طبقه در اشکال گوناگون مطرح است . روایت هایی که نه تنها همسان نیستند ، بلکه در برابر هم نیز قرار می گیرند.

 در یک نگاه کلی ، اما دو درک متفاوت انحرافی از مفهوم طبقه را می توان از یکدیگر تفکیک کرد . یک برداشت  ، روایت باز و فراخی از مفهوم طبقه بطور کلی و طبقۀ کارگر بطور خاص ارائه  می دهد. از منظر این  روایت  همۀ ,,مزد و حقوق بگیران ،، از اجزاء طبقۀ کارگر محسوب می شوند . آیا همۀ مزد و حقوق بگیران،( و یا تقریبا همۀ آنها ) در زیر مجموعه طبقۀ کارگر قرار می گیرند ؟ آیا مدیری که در یک مؤسسۀ سرمایه داری کار می کند و در سهام آن مشارکت ندارد ( مالک وسایل تولید نیست ) و کارگری که در همان مؤوسسه تحت کنترل وادارۀ همان مدیر کار می کند و هر دو ,,”مزد و حقوق ،، بگیرند ، به یک طبقۀ واحد تعلق دارند ؟ آیا ,, کارمندی،، که در همان مؤسسه کار می کند و در عین حال که کار دیگری را کنترل نمی کند و بر ادارۀ سرمایه نظارتی نداشته اما بر پروسۀ کار خود کنترل دارد ، جایگاه طبقاتی اش از آن مدیر و کارگر متفاوت نیست ؟ آیا جایگاه هر سۀ آنها در سیستم تاریخا معین تولید سرمایه داری و سازمان کار متناظر با آن و نحوۀ دریافت ازتولیداجتماعی ( دستمزد و در آمد نسبی ) یکی است و چگونه می توان جایگاه طبقاتی اشان را مشخص کرد ؟

ایراد این روایت این است که سرمایه را بعنوان یک رابطۀ اجتماعی و هیرارشی بورکراتیک سازمان اجتماعی کار آن را نادیده گرفته  و با اتکا به یک روش باز و فراخ ، مرزهای  طبقاتی را مخدوش می کند . پیامد  چنین روایت های تقلیل گرایی در مبارزۀ طبقاتی نیز هست .

روایت دیگر از طبقه روایت تنگ و باریک است . از نگاه این روایت ، طبقۀ کارگر محدود به کارگران صنایع تولیدی است ( اصطلاحاً کارگرانی که مولد ارزش اضافی هستند ) و اگر هم سخاوتی باشد و کارگران بخش بازرگانی و یا بخش های دیگری از کار کنان یک جامعه با اتکاء به روش های دل بخواهی به مجموعۀ کار گران اضافه شوند ،اما چون نقش آنها در اعتصابات و اعتراضات کارگری محدود است ، از موضوع تحلیل طبقات به کنار گذاشته می شوند!!

پیامد این بینش اما چیزی جز محدود نگری نیست .

با اینکه تمایزات واقعی از مفهوم طبقه ، بین این دو روایت انحرافی موجود است ، اما در روش تحلیل نقاط  اشتراک زیادی دارند .

مثلا از منظر هر دو ، تنها رابطۀ مالکیت بر وسایل تولید معیار سنجش گروه های بالایی جامعه است ( و یا غالبا چنین است ) . بنا بر این رابطۀ سلطۀ طبقاتی در پروسۀ حرکت سرمایه و تأثیرات اش بر سازمان اجتماعی کار سرمایه داری و تغییر در جایگاه طبقاتی افراد ، ـــ به ویژه روند تجزیۀ طبقۀ میانی که از بالا به سرمایه و از پائین به اردوی کار مربوط می شوند ـــ ، نا دیده گرفته می شود .

نکتۀ دیگر محدودیت هر دو این روایت ها از مسالۀ رابطۀ طبقات اجتماعی با گروه های شغلی است به گونه ای که حرفه های شغلی واحد را معیار تعلق طبقاتی آنها قرار می دهند .هر چند که ممکن است به نتایج متفاوتی از جایگاه طبقاتی گروه های شغلی هم برسند و ….

این نوشتار کوششی است برای راهیابی به روشی که بتواند ، تصویری کم و بیش روشن از مفهوم طبقات اجتماعی در دوران معاصر به دست دهد . در اینجا طبقات و مسا لۀ طبقۀ کار گر ار جایگاه تولید مورد بررسی قرار گرفته است .


 
 
کمیته راهبری سیستم جامع دریایی
نویسنده : ناصر - ساعت ٩:٠٦ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۳/۱٢/۱
 

مقدمه :

با توجه به اهمیت پروژه و به‌منظوراطمینان از راه‌اندازی و عملیاتی سازی سیستم جامع دریایی در بنادر و سازمان مرکزی و لزوم پاسخگویی به ابهامات و مسایل مربوط به کسب و کار (business) حین فعالیت گروه‌های استقرار، لازم است گروهی از مدیران و کارشناسان خبره حوزه دریایی ضمن اشراف کامل بر صحت کار گروه های درگیر در بنادر و سازمان مرکزی، در مواقعی که عملیات نصب و راه اندازی سیستم با اشکال یا تاخیر مواجه گردد یا در فرآیندهای دیده شده تغییرات یا اشتباه یا مغایرتهایی ملاحظه می‌گردد، ضمن دخالت و دستور رفع در حوزه فعالیت کاری خود، نسبت به ارائه موضوع در جلسات منظم کمیته راهبری و اتخاذ تصمیم مقتضی از طریق اجماع اقدام نمایند.

لذا به‌منظور تسهیل و تسریع در روند اجرایی نمودن پروژه، توسط بالاترین مقام دریایی سازمان نسبت به تشکیل این کمیته با ترکیب و شرح وظایف مشخص، اقدام صورت گرفته و احکام همه اعضا به نحوی که توضیح آن رفت صادر و به ایشان ابلاغ گردیده‌است.

تعاریف:

رئیس کمیته:             بالاترین مقام دریایی سازمان بنادرودریانوردی است که به‌عنوان حامی اصلی کمیته، نظارت عالیه بر مصوبات و
تصمیمات کمیته راهبری را بر عهده دارد.

نائب رئیس کمیته:       به ‌انتخاب رئیس کمیته منصوب می‌گردد و در نبود رئیس کمیته، وظیفه نظارت و حسن برگزاری جلسات و انجام مصوبات کمیته را دارد

دبیر کمیته:               بعنوان بالاترین مقام انفورماتیک سازمان بنادر و دریانوردی (مدیرکل آمار و فناوری اطلاعات) بعنوان بازوی هماهنگ کننده زیربخش‌های دریایی و انفورماتیک بنادر و سازمان مرکزی وظیفه برگزاری جلسات، تدوین و پیگیری مصوبات کمیته و ارائه گزارشات به اعضا را برعهده دارد.

اعضای کمیته:            مدیران کل معاونت امور دریایی سازمان بنادر و دریانوردی، معاونان دریایی و بندری بنادر شمال و جنوب، برخی رؤسای ادارات و برخی کارشناسان خبره درگیر در پروژه (همگی بر اساس احکام انتصاب صادره) هستند.

کارشناس خبره دریایی: کارشناسان یا روسای اداراتی در مرکز که ضمن آشنایی و درگیری کامل با پروژه سیستم جامع دریایی در حوزه های ۱۲ گانه پروژه مذکور، مسؤولیت بررسی و اعلام نظر کارشناسی در خصوص موارد اعلامی در جلسات کمیته راهبری در رابطه با هریک از زیر سیستم ها را بعهده خواهند داشت.

کمیته اجرایی بنادر:     در هر بندر کمیته‌ای است متشکل از اعضای کمیته تخصصی (کاربران) و کمیته فنی (انفورماتیک) به‌ریاست معاون دریایی و بندری آن بندر.

اهداف کمیته راهبری :

کمیته راهبری سیستم جامع دریایی براساس نیازمندی پروژه و به تشخیص مقامات دریایی و انفورماتیک سازمان بعنوان پشتوانه ای مدیریتی برای اجرای هرچه بهتر و صحیحتر سیستم در همه بنادر و سازمان مرکزی تشکیل و با توجه به وجود و تشکیل کمیته های کاربری و استقرار بنادر با توجه ویژه به موضوع عملیاتی نمودن هر جه سریعتر سیستم، اهداف کلی ذیل را مد نظر قرار می‌دهد:

  1. تصویب و صحه گذاری تغییرات فرایندی
  2. تعیین و ابلاغ استراتژی‌های عملیاتی‌سازی در بنادرو سازمان مرکزی
  3. سازماندهی گروهها و روشهای اجرایی در بنادر
  4. سیاستگذاری و تصمیم‌گیری درباره روشهای انطباق عملیات اجرایی با روشهای صحیح فرایندی موجود در سیستم جامع دریایی
  5. پایش و اندازه‌گیری دائمی میزان پیشرفت پروژه در سازمان و بنادر

شرح وظایف دبیرخانه کمیته:

  • مدیریت برگزاری جلسات کمیته راهبری
  • تنظیم و ارسال صورتجلسه و مصوبات کمیته راهبری به کلیه اعضاء کمیته.
  • دریافت، تدوین و تهیه گزارشهای عملکردی کمیته
  • پیگیری اجرای مصوبات کمیته راهبری
  • تهیه و بروزرسانی آیین‌نامه داخلی کمیته راهبری در صورت لزوم

وظایف و تعهدات کمیته اجرایی بنادر:

  • تشکیل و مدیریت کمیته های استقرار محلی به نمایندگی از سوی معاون دریایی و بندریِ بندرمربوطه و تسهیل امور مربوط به استقرار و راه اندازی سیستم وابلاغ توافقات و تصمیمات کمیته استقرار
  • اعلام و ابلاغ مصوبات و نظرات، اشکالات، نیازمندیهای کاربری و فنی بندر به مراجع ذیربط
  • هماهنگی و ارتباط مستقیم با کمیته های استقرار محلی بنادر دیگر و تیم های اعزامی
  • هماهنگی بین عوامل دریایی و انفورماتیک بنادر در خصوص سیستم جامع دریایی
  • همکاری با دبیرخانه کمیته راهبری جهت ایجاد یکپارچگی و یکنواختی بین فرآورده‌های پروژه در چارچوب مشخصات فنی پروژه
  • ارائه اطلاعات درخواستی به دبیرخانه یا مدیریت پرو‍ژه ناظر در ظرف مدت تعیین شده در چارچوب قرارداد یا توافقات حاصل شده در جلسات
  • تأمین امکانات و خدمات دفتری و اداری مورد نیاز کارشناسان پیمانکار و ناظر و مدیر پروژه در زمان استقرار
    در حد متعارف
  • دریافت فرآورده‌های مراحل مختلف پیمان، بررسی و اعلام نظر در مورد کفایت موضوعات و مسائل تخصصی محیط کاربر
  • انجام تست پذیرش (محتوایی) سیستم و اعلام اشکالات آن با همکاری مدیریت پروژه ومشارکت در تحویل موقت و اجرای سیستم‌های طراحی شده در بنادر متبوع

 

نحوه تشکیل جلسات :

کمیته راهبری بطور عادی هر ماه یک‌بار با اطلاع قبلی و در صورت نیاز در هر زمان دیگری طی دعوت رئیس یا دبیر کمیته تشکیل جلسه می‌دهد.

در هر جلسه باید تاریخ و ساعت تشکیل جلسه با قید دستور کار جلسه و شرح مختصری از موضوعات مورد بحث صورتجلسه قید گردد.

تصمیمات جلسه کمیته بعد از ابلاغ دبیر کمیته رسمیت خواهد یافت

تنظیم دستور کار جلسه

دبیر کمیته مسؤولیت تنظیم دستور کار جلسات را بر عهده دارد.

چارچوب دستور کار هر جلسه قبل از شروع جلسه توسط دبیر کمیته ابلاغ می گردد.

 

تنظیم صورتجلسات کمیته:

صورتجلسات باید در قالب فرم «صورتجلسه » تنظیم گردد و حداقل شامل موارد زیر باشد:

  • محل، تاریخ و ساعت شروع و پایان جلسه
  • فهرست حاضرین و غائبین جلسه
  • خلاصه گفتگوها و موضوعات جلسه
  • موضوعات دستور کار جلسه
  • تصمیمات اتخاذ شده، مسئول پیگیری و مدت زمان تعیین شده جهت پیگیری
  • نتایج پیگیری اقدامات انجام شده طبق مصوبات جلسه وموارد تحقق نیافته مصوبات جلسات قبلی و علل عدم تحقق آن و تصمیمات جدید اتخاذ شده
  • یک نسخه از تمام مستندات و صورت جلسات بهمراه سایر اطلاعات موردنیاز در “زیر سیستم مدیریت دانش” که بر روی سایت سازمان به آدرسPSO.IR ( 172.16.3.93) یا از طریقVPN به آدرس ۱۰.۰.۱۴۴.۲۰ و اینترنت به آدرس ۲۱۷.۲۱۸.۱۵.۹۰ قابل دستیابی خواهد بود.
  • کلیه نظرات و مشکلات از طریق سایت مذکور قابل انتقال به مبادی ذی‌ربط جهت بررسی و اقدام خواهد بود
  • صورتجلسه کمیته پس از تشکیل جلسه با امضای دبیر کمیته جهت تمامی اعضاء ارسال خواهد شد

 

 

اسامی اعضای کمیته راهبری سیستم جامع دریایی
بر اساس احکام صادره در زمستان ۱۳۸۷ توسط جناب آقای ایزدیان، معاون محترم امور دریایی:

ردیف نام و نام خانوادگی عنوان ردیف نام و نام خانوادگی عنوان
۱. سعیدایزدیان رئیس کمیته ۲. حمید رضا اکرمی نایب رئیس کمیته
۳. رحمان منفرد دبیر کمیته راهبری ۴. یوسف مجیدی مدیر پروژه و عضو کمیته
۵. احمد فروغی عضو کمیته ۶. محمد رضا قادری عضو کمیته
۷. علی اکبر صفایی عضو کمیته ۸. سید علی استیری عضو کمیته
۹. اله مراد عفیفی پور عضو کمیته ۱۰. ناصر آجورلو عضو کمیته
۱۱. نادرپسنده عضو کمیته ۱۲. محمد میرنژاد عضو کمیته
۱۳. ایرج روزخوش عضو کمیته ۱۴. حسین عباس‌‌نژاد عضو کمیته
۱۵. داوود شریفی عضو کمیته ۱۶. محمد جواد شریفی عضو کمیته (اداری مالی)
۱۷. علیرضا خجسته عضو (امام خمینی (ره)) ۱۸. سعید بزاز عضو (امام خمینی (ره))
۱۹. سیدمحمد حکیمی عضو (شهید رجایی) ۲۰. فرهمند پسران عضو (شهید باهنر)
۲۱. علی خدمتگزار عضو (انزلی) ۲۲. علی اصغر پوریزدانی عضو (نوشهر)
۲۳. عادل دریس عضو (خرمشهر) ۲۴. سیاوش رضوانی عضو (امیرآباد)
۲۵. سیاوش ارجمندزاده عضو (بوشهر) ۲۶. حسین میرزایی عضو (چابهار)

 

تاریخ تهیه: اسفند ۱۳۸۷

نسخه نهایی

معاونت امور دریایی

و اداره کل آمار و فن‌آوری اطلاعات

 


 
 
توریسم روستایی و عشایری
نویسنده : ناصر - ساعت ٩:٢٤ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۳/۱۱/٢۳
 

توریسم روستایی و عشایری

سارا طالبی زاده

 

عشایر ایران، اقوامی هستند که در گذر از قرن ها زندگی دسته جمعی، به شیوه ای زیبا و باورنکردنی، ساختار فرهنگی و اجتماعی خود را حفظ کرده و در عصر تکنولوژی، عنوان دیدنی ترین جاذبه را به خود اختصاص داده اند.

امروزه به وضوح تغییر در نوع زندگی بشری را می بینیم؛ جابه جایی سنت و مدرنیته، زندگی پرشتابی را پدید آورده و ما را از هم آغوشی با طبیعت، دور نگه داشته است.
اما در عصر ماشین و دود و ترافیک، در دوره ندیدن طلوع و غروب خورشید، در زمانی که عقربه های ساعت ازبیان آن عاجز شده اند، هنوز هم شاد زیستن و با طبیعت زندگی کردن، در گوشه هایی از این کره خاکی یافت می شود.
هستند مردمانی که به طلوع خورشید سلام می گویند و با غروب آن، آرام و آسوده از موهبت خواب، بهره مند می شوند.هستند مکان هایی که در آن ها، شش ها اجازه تنفس سالم دارند و گوش ها، به نغمه ای غیر از صدای ناهنجار ماشین ها و بوق های ممتد، گوش می دهند.
● گردشگری روستایی و عشایری
در مباحث گردشگری، جذابیت های منحصربفردی در صحنه های رقابت های بین المللی وجود دارد که برگ برنده کشورهای رقیب محسوب می شود، منظری که از دریچه آن می توان به بخشی از اهداف اقتصادی، فرهنگی و یا حتی سیاسی به آسانی دست یافت.
در این راستا، گردشگری روستایی و عشایری، کلید طلایی کشورهایی به حساب می آید که در بازار مدرنیته و عصر کامپیوتر، به جای زندگی مجازی، زندگی طبیعی را در معرض دید همگان قرار می دهند.
توریسم روستایی ـ عشایری در ایران مبحث تازه ای است که همچون هر پدیده جدید دیگری با حواشی بسیار همراه بوده و گفت وگوهای پردامنه ای را در یکی دو سال اخیر سبب گشته است.
توجه اساسی به این امر، در واقع ادامه تکمیلی سیاست های دولت در طرح ساماندهی عشایر و رسیدگی به وضع معیشتی روستاییان است که از مباحث اصلی برنامه چهارم توسعه به شمار می آید.
البته رسیدگی به مسائل عشایر به طور اخص برعهده سازمان امور عشایر نهاده شده و این سازمان با در دست گرفتن کارهای خدماتی و عمرانی، وظیفه زنده نگهداشتن فرهنگ غنی عشایر را به سازمان میراث فرهنگی و گردشگری سپرده است.
محور فعالیت های سازمان میراث فرهنگی نیز در این بخش، توسعه توریسم روستایی و عشایری است، به طوری که کارشناسان این سازمان، امیدوار هستند تا با واسطه آن، بتوانند افزون بر معرفی جاذبه ها، ارزش والا و تاریخ فرهنگی ایران را به جهانیان نشان دهند و حال و هوای تازه ای نیز به زندگی صادقانه و تحسین برانگیز این دسته از هموطنان ایرانی مان عطا کنند.
«گردشگری روستایی و عشایری پیش درآمد توسعه صنعت گردشگری تلقی می شود»
در نخستین همایش توسعه گردشگری روستایی و عشایری که در اوایل اسفندماه ۸۵ در تهران برگزار شد، رئیس سازمان میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری هم از حمایت مسئولان برای استفاده از پتانسیل ها و ظرفیت های بی شمار مناطق عشایری و روستایی سخن می گوید و تأکید می کند: «با توسعه گردشگری روستایی، ثروت ها به طور مستقیم به منازل روستائیان می رود و با این شرایط، چیزی به نام مهاجرت از روستاها به شهرها، دیگر وجود نخواهد داشت».
معاون گردشگری سازمان میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری نیز با بیان این مطلب، اظهار داشت: «سهم ایران از برنامه جهانی گردشگری در افق سال ،۱۴۰۴ جذب ۱‎/۵ درصد گردشگر بین المللی یعنی حداقل ۲۰ میلیون نفر است که درآمد ناشی از گردشگری در سطح جهانی برای ایران، حدود ۲۵ میلیارد دلار پیش بینی شده که برای رسیدن به این سهم باید همگی دستگاه های اجرایی در توسعه صنعت گردشگری، همکاری های لازم را داشته باشند و نقش آفرینی کنند».
بر طبق اظهارات محمدشریف ملک زاده، توسعه گردشگری روستایی و عشایری، عامل مهمی درنجات روستاها، اشتغال و کارآفرینی، ایجاد شغل مکمل در کنار بیکاری های فصلی روستائیان، شناساندن میراث ملی در مناطق روستایی و عشایری است، بطوری که وی تأکید می کند «سرفصل توسعه گردشگری، نگاه ملی به گردشگری روستایی و عشایری است».
● کلیدهای طلایی برای ایران ما
تنوع نژادی، ادیان گوناگون، گویش های متفاوت، جشن ها و بازی های محلی، مراسم آئینی و مذهبی، تنوع غذایی در کنار پوشش های رنگارنگ بومی، همه و همه تجلی فرهنگ چند هزار ساله ایرانی به شمار می روند، فرهنگی که می تواند سهم شایسته ای از صنعت جهانی گردشگری را به ما اختصاص دهد. اما به واقع ما برای بهره وری از این کلیدهای طلایی چه برنامه ریزی هایی کرده ایم؟ «از سال ۸۳ که طرح توریسم روستایی و عشایری کلید خورد تا حال، در ۱۹۰ روستا، کارهای مطالعاتی انجام شده است».
این سخن علی محمد نمازی، دبیر کمیته توریسم روستایی وعشایری سازمان میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری است. وی در مورد طرح مطالعاتی روستاهای هدف، این چنین ادامه می دهد: «از مجموع ۳۷۵ روستای هدف گردشگری در سال گذشته، طرح مطالعاتی ۴۰ روستا به پایان رسید. البته به طور کلی ۱۷ برنامه خاص برای سال ۸۶ در نظر گرفته ایم که پیگیری طرح های مطالعاتی ۵۰ روستای هدف گردشگری دیگر هم، یکی از این برنامه هاست».
● طرح هایی برای سال ۸۶
«برگزاری همایش در زمینه گردشگری روستایی ـ عشایری، برپایی نمایشگاه ویژه به صورت متمرکز در نمایشگاه بین المللی تهران، آموزش مبانی گردشگری روستایی به دهیاران، تهیه طرح جامع گردشگری روستایی و عشایری، پیگیری طرح های مطالعاتی در ۵۰ روستای هدف، چاپ کتاب توریسم روستایی و عشایری تا آخر مردادماه ،۸۶ هماهنگی با دفاتر خدمات گردشگری و راهنمایان تور برای جذب توریست روستایی و عشایری، برگزاری نشست های روستایی با دهیاران، جلب همکاری و ساماندهی دستگاه های دولتی، برگزاری جلسات کمیته راهبردی، بازدید از روستاهای هدف، برنامه ریزی های زیرساختی برای ایجاد کمپینگ های عشایری در ۵ استان (اصفهان، فارس، اردبیل، چهارمحال و بختیاری و آذربایجان شرقی)، ادامه طرح ارزشیابی از کار دهیاران در زمینه جذب گردشگر، استانداردسازی در بحث گردشگری روستایی ـ عشایری، جذب بخش خصوصی در زمینه این توریسم و…، ۱۷ طرح و برنامه سازمان میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری در حوزه توریسم روستایی و عشایری برای سال ۸۶ است».
علی محمد نمازی در ادامه صحبت های مطرح شده در مورد میزان اعتبارات سازمانی و دولتی برای اجرای این طرح ها چنین می گوید: «سال گذشته، میزان ۹۰۰ میلیون تومان برای انجام طرح های مطالعاتی ۴۰ روستای هدف، اعتبارات داشتیم. یک اعتبار ۹۰ میلیونی هم برای چاپ کتاب و میزان ۷۰ میلیون هم برای برگزاری همایش ها صرف شد. برای سال ۸۶ هم، یک میلیارد تومان اعتبار برای طرح های مطالعاتی آن ۵۰ روستای هدف در نظر گرفته شده است. البته در سال گذشته از اعتبارات بنیاد مسکن، دهیاری ها و بعضی سازمان های مربوطه نیز در طرح های روستایی و عشایری، استفاده شد».
● کوچ، میراثی معنوی
عشایر ایران، اقوامی هستند که در گذر از قرن ها زندگی دسته جمعی، به شیوه ای زیبا و باورنکردنی، ساختار فرهنگی و اجتماعی خود را حفظ کرده و در عصر تکنولوژی، عنوان دیدنی ترین جاذبه را به خود اختصاص داده اند.کوچ عشایر، به طور قطع یکی از زیباترین جاذبه های گردشگری ایران محسوب می شود، جاذبه ای خاص که با برنامه ریزی اصولی، می تواند سهم عمده ای از درآمد گردشگری را به خود اختصاص دهد.
دبیر کمیته توریسم روستایی و عشایری در مورد جذب گردشگر برای بازدید از این میراث معنوی چنین اظهار می دارد که «بعضی از گردشگران خارجی بویژه اروپایی، علاقه مند به آشنایی با فرهنگ کوچ و عشایر هستند. البته کوچ عشایر ایران از زمانی که ایل قشقایی از فارس و عشایر چهارمحال و بختیاری از خوزستان حرکت می کنند، آغاز می شود؛ پروسه ای که نیازمند برنامه ریزی های ظریف است.
امسال هم مانند سال های قبل، جشنواره کوچ عشایر را در نیمه دوم اردیبهشت برگزار خواهیم کرد. قصد داریم با همکاری دفاتر فعال در زمینه طبیعت گردی و با شرایط خاص، تسهیلات ورود و خروج گردشگران خارجی را مهیا سازیم. با کمک بخش خصوصی و با تأسیس کمپینگ های چادری در کنار عشایر و استفاده از صنایع دستی، محصولات کشاورزی، غذاهای بومی ـ محلی و مراسم خاص آنها، هم اقتصاد عشایر را بهبود دهیم و هم با جذب گردشگران داخلی و خارجی، این جاذبه را به جهانیان معرفی کنیم».
● توجه کنیم که…
آنچه که برای استفاده از ظرفیت های بالقوه و پتانسیل های موجود در روستاها و مناطق عشایری از درجه اهمیت بالایی برخوردار است، به طور قطع برنامه هایی منطبق با دانش مردم شناسی، جامعه شناسی ایلات و عشایر، امور رفاهی اجتماعی و مدیریت جهانگردی است، چرا که هرکدام از این علوم از زاویه ای به مبحث گردشگری روستایی و عشایری توجه دارند.
دانش مردم شناسی به بررسی آداب و رسوم، اعتقادات و باورها و در مجموع فرهنگ مردم توجه دارد، جامعه شناسی به بررسی انواع مختلف ایلات و عشایر و نظام تعاملی میان آنها می پردازد و رشته برنامه ریزی و رفاه اجتماعی نیز با جهت گیری برنامه ریزی به ایجاد سیستم رفاهی برای خانواده های عشایری و روستایی، اقدام می نماید و در گام آخر، دانش مدیریت جهانگردی با ایجاد یک نظام تعادلی میان برآیند نتایج استخراجی همه این علوم، به یک نتیجه گیری کلی و یک برنامه ریزی جامع برای جلب و جذب گردشگر خواهد رسید.
تنها باید به خاطر داشته باشیم که ما باید، با احترام به ارزش های قومی و منطقه ای اقوام مختلف، زیرساخت های لازم برای جذب و جلب گردشگر را فراهم سازیم و با تبلیغات متنوع در عرصه های ملی و بین المللی، این عامل بالقوه را به ایرانیان و جهانیان معرفی نماییم، چرا که به گفته معاون رئیس جمهور و رئیس سازمان میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری، در روستاها و مناطق عشایری، سنت ها، آئین ها و همچنین آداب و رسوم، درخشان تر از مناطق دیگر است و در این جاست که ابعاد عظمت فرهنگی ایران، جلوه گر می شود.

 


 
 
کارل مارکس ۱۸۸۳-۱۸۱۸
نویسنده : ناصر - ساعت ٩:٢٧ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۳/۱۱/٢٠
 

کارل مارکس ۱۸۸۳-۱۸۱۸ :

مارکس جامعه شناسی آلمانی بوده است. فیلسوفی یهودی، که بعد به اقتصاد روی آورده و مطرود جامعه آن زمان آلمان واقع شده بود. مسیحیان یهودیان را طرد می کردند.- غالب جامعه شناسان مارکسیستی یهودی اند. مارکس هیچوقت استاد دانشگاه نبوده است.

مسئله اصلی مارکس طبقه محروم و مستضعف در جامعه است . او فلسفه ایده آلیستی آلمان (هگلی ) را نقد می کند . در آن فلسفه، روح و ذهن نقش کلیدی دارد ولی برای مارکس و هگلیان جوان این مفاهیم وارونه می شوند. هگلیان چپ مثل فوئرباخ بیشتر مارکس را تحت تاثیر قرار می دهد. دیالکتیک ذهنی هگل را وارد جامعه زندگی می کند .

* ذهن و آگاهی از دید مارکس: ابعاد انسان دو بعد زیستی و روانی دارد . برای او بعد جسمانی و مادی انسان مهم است و آگاهی مهم نیست. زیرا تابع بعد مادی انسان است. آگاهی انسان ها نیست که هستی آنها را تعیین می کند، بلکه برعکس هستی اجتماعی آنان تعیین کننده آگاهی است.

هگل تاریخ بشر را بر حسب تحول ایده ها تفسیر کرده بود ولی از نظر مارکس تمام زندگی اجتماعی، اساسا عملی است.

* تفاوت بین مارکس جوان و سالخورده: جابجایی از توجه وی به انسانهای واقعی که در فعلیت های واقعی و مناسبات با یکدیگر درگیرند، به سوی توجه بعدی وی به ساختار اقتصادی سرمایه داری، که انسانها و جامعه ها از رهگذر فرآیندهایی که برآنها هیچ کنترلی نداشته به جلو می راند.

* فرق انسان با حیوان: ما صرفا خود را با محیط تطبیق نمی دهیم، بلکه آنرا دگرگون می سازیم. لذا خود را هم تغییر می دهیم تا با آن هماهنگ گردیم. (یعنی برای کسب مهارتهای جدید، به لحاظ روانی تغییر می کنید )

- او می گوید : انسان از طریق کار خود از حیوانات متمایز می سازد.

- از نظرمارکس : کار باعث خلاقیت فرد و در شکل غلط باعث از خود بیگانگی می شود.

- تقسیم کار:مارکس تقسیم کار را مانند دورکیم نمی بیند . او می گوید بعد از تقسیم کار یک گروه دارای ابزار تولید و گروهی فاقد آن هستند. یعنی گروهی خادم و گروهی مخدوم است. او درون تقسیم کار تقابل و تضاد می بیند.

مارکس از کمون اولیه نام می برد . زمانی که همه انسانها برابر بوده اند و نابرابری و تقسیم کار نبود. اما از بعد از کمون اولیه یعنی زمانی که خانواده پدید می آید، اولین تقسیم کار شکل می گیرد.

- تقسیم کار طبقه حاکم و طبقه محکوم را شکل می دهد و این در کل تاریخ بوده است .

- بعد از اینکه تقسیم کار شکل بگیرد و شیوه تولیدی ایجاد شود، جامعه ساختار می یابد.

- شکل مراحل عبور انسان از جامعه سرمایه داری به جامعه کمونیستی را نشان می دهد.

 

* شیوه تولید: شیوه تولید به مناسبات مالکیت و کنترل کالاهای تولیدی اشاره دارد، و برای مارکس از اهمیت بالایی برخوردار است. در حالی که جامعه طبقات گوناگون و شکل های سازمانی را شامل است که بر اساس این مناسبات رشد می یابد. این مناسبات به اضافه ابزار تولید زیر بنا را تشکیل می دهند.


 
 
شوکهای جدید و چالش‌های تازه‌ای در مدرنیته
نویسنده : ناصر - ساعت ٩:٠۱ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۳/۱۱/٢٠
 

به موازات پیشرفت و رشد شگفت‌انگیز جوامع در عصر مدرنیته در عرصه‌های مختلف علمی ـ تکنولوژی ـ ارتباطات و … بشریت با شوکهای جدید و چالش‌های تازه‌ای مواجه گردیده که نشانه‌های بارز آن تشدید استرس، اضطراب، فشارهای عصبی و فردگرایی ناشی از تغییرات شتابان مدرنیته می‌باشد. در همین راستا همزمان با عصر ناپایداری‌ها ـ تجدد و تازگی‌ها ـ تنوع و کثرت، شاهد بروز و شیوع حدود ۲۰۰۰ گونه از انواع مواد صنعتی و شیمیایی از جنس محرک‌ها و توهم‌زا در سطح کشورهای مختلف، می‌باشیم بطوریکه حداقل ۴۲ میلیون نفر از آحاد جامعه جهانی متأسفانه گرفتار سوءمصرف مواد آمفتامین ـ متاآمفتامین و اکستاسی گردیده‌اند. روند رو به رشد و تغییر الگوی مصرف از مواد طبیعی (افیونی) به مواد صنعتی و شیمیایی در کشورها به ویژه کشورهای آسیای شرقی، زنگ خطر تهاجم‌ فرهنگی و اجتماعی را به صورت الگوی جدید، متناسب با عصر مدرنیته به صدا درآورده است. ضمن آنکه نباید از یاد برد، کشور عزیزمان جمهوری اسلامی ایران بواسطه قرارگرفتن در دوران گذار و نیز برخورداری از جمعیت جوان می‌تواند از حیث تغییر الگوی مصرف و گرایش به مواد صنعتی و شیمیایی (بدلائلی که بر خواهیم شمرد) از آسیب‌پذیری بیشتری برخوردار گردد.

انواع شایع مواد صنعتی و شیمیایی = روان‌گردانها

انواع شایع این مواد در اقسام مختلف ۱ـ توهم‌زا که سبب ایجاد توهم و هذیان می‌شود از قبیل LSD با نام رایج اسید ۲ـ مواد محرک که بر سیستم اعصاب مرکزی (یعنی مغز و نخاع) اثر گذاشته و باعث تحریک زیاد سیستم‌های مختلف بدن و مغز می‌شود از قبیل آمفتامین ـ متاآمفتامین با اسامی معروف سرعت ـ گچ ـ بلور ـ یخ (ICE) ـ شیشه ـ سبک‌کننده و ۳ـ ترکیبی از مواد محرک و توهم‌زا مانند اکستاسی با نامها و مارکهای صلیب ـ مرسدس ـ رویال ـ قرص عشق ـ میتسوبیشی و غیره طبقه‌بندی گردیده‌اند که موجبات بروز رفتارهای پرخطر (High Risk) را مهیا خواهد ساخت.

آثار، عوارض و دامنه خطرات بهداشتی ناشی از سوءمصرف مواد صنعتی و شیمیایی

الف) عوارض جسمی احساس شادابی و لذت‌بخشی ـ افزایش انرژی فعالیت ـ حالت سرخوشی عمیق و نشئگی البته به صورت کاذب و کوتاه‌مدت ـ افزایش فشار خون و ضربان قلب ـ ایجاد صدمه در رگهای مغز ـ افزایش دمای بدن ـ کاهش اشتها ـ تضعیف مکانیزم‌های هشداردهنده بدن ـ ایجاد خطا در عملکرد حواس پنجگانه و تغییر ادراک از زمان و مکان ـ ضعف عضلانی ـ کاهش میل جنسی ناشی از مصرف مداوم ـ کاهش کارایی ذهن و حافظه ـ فراموشی ـ لاغری ـ‌ بی‌خوابی ـ سرگیجه و بیماریهای گوارشی از جمله اسهال و استفراغ.
ب) مشکلات روانی: پرحرفی ـ بی‌قراری و بی‌ثباتی ـ تحریک‌پذیری ـ بروز تغییرات خلقی (بدخلقی ـ غمگینی) ـ افسردگی ـ اضطراب ـ تشنج و تنش ـ اختلال قضاوت ـ بروز وابستگی و میل به مصرف مجدد منجر به اعتیاد ـ آشفتگی ذهنی و اختلال ـ سراسیمگی ـ ‌وحشت روانی ـ اغتشاش فکری ـ روان‌پریشی (جنون) ـ بدگمانی و سوءظن شدید و غیرواقعی ـ هذیان‌گویی و بروز رفتارهای پرخاشگرانه و تمایل به خودکشی ـ احتمال بروز رفتارهای پرخطر که زمینه‌ساز بیماریهایی همچون ایدز خواهد شد.

نحوه مصرف

متاآمفتامین (شیشه) = بصورت بلور و کریستال کوچک سفید ـ شفاف ـ بدون بو و مزه تلخ بوده که اپیدمیولوژی مصرف غیرقانونی مواد صنعتی و شیمیایی در جهان

  • بصورت تزریقی، خوراکی حل در آب یا مشروبات الکلی، انفیه و تدخینی مصرف می‌شود.
  • اکستاسی = قرص‌هایی با اشکال و رنگهای متفاوت قهوه‌ای ـ سبز ـ صورتی و سفید و غیره که بصورت غیرقانونی در بازار به فروش رسیده و مصرف می‌گردد.
  • LSD = بصورت قرصهای کوچک نقره‌ای ـ خاکستری، مایع بدون رنگ و بو، کاغذهای مربع شکل به شکل تمبر و با تصاویر نقاشی و کارتونی متنوع در بازار قاچاق ارائه می‌گردد.

اپیدمیولوژی مصرف غیرقانونی مواد صنعتی و شیمیایی در جهان

برابر آمارهای اعلامی در حال حاضر حدود ۳۴ میلیون نفر مصرف‌کننده آمفتامین و ۸ میلیون نفر مصرف‌کننده قرصهای اکستاسی در جهان هستند. بر اساس نتایج آماری در فاصله سالهای ۱۹۹۸ تا ۱۹۹۹ موارد مرگ ناشی از مصرف اکستاسی ۴۰ درصد افزایش یافته است. قابل ذکر است سوءمصرف اکستاسی در شرق و جنوب شرق آسیا در حال افزایش است.

باورهای شایع و غلط در مورد مصرف مواد صنعتی و شیمیایی
۱ـ عدم اعتیاد آور بودن مواد صنعتی و شیمیایی عده‌ای از جوانان بعلت عدم اطلاع از مضرات و پیامدهای مواد صنعتی و نادیده‌ انگاشتن عوارض آن دچار باورهای غلط گردیده بطوریکه تصور می‌نمایند مصرف تفریحی و تجربه یک بار مصرف سبب کسب لذت، تفریح و خوشگذرانی گردیده و سبب اعتیاد نخواهد شد. غافل از آنکه بسیاری از معتادین مصرف‌کننده مواد صنعتی با همین انگیزه اقدام به مصرف نموده و یکبار مصرف سبب ایجاد تمایل و احساس مثبت برای ادامه مصرف در آنان شده که موجبات وابستگی روانی به اینگونه مواد را در آنان فراهم نموده است. پژوهش‌ها نشان داده که افراد برای رسیدن به احساس لذت اولیه ناشی از مصرف مواد صنعتی می‌بایست به مقدار مصرف خود افزون نمایند که این امر سبب وابستگی و اعتیاد آنان خواهد شد.
۲ـ پایین بودن آسیب‌های ناشی از مصرف مواد صنعتی و شیمیایی
تبلیغات سوء در جهان حکایت از این موضوع دارد که آسیب‌های ناشی از مصرف مواد صنعتی و شیمیایی به میزان قابل ملاحظه‌ای کمتر از انواع موادمخدر طبیعی (افیونی) ‌است و مصرف مواد شیمیایی خطری برای سلامتی افراد ندارد. پژوهش‌ها نشان داده است که آثار سوء ناشی از مصرف مواد صنعتی و شیمیایی به مراتب بالاتر از آثار موادمخدر طبیعی بوده و بروز خسارتهای شدید روانی در ابعاد مختلف خط بطلان بر این تبلیغات دروغین کشیده است.

۳ـ ایجاد انرژی مضاعف بواسطه مصرف مواد صنعتی و شیمیایی
عده‌ای بعلت باورهای غلط بر این باورند که مصرف مواد صنعتی سبب احساس شعف و شادمانی و انرژی مضاعف خواهد گردید. باید یادآور شد که مصرف مواد صنعتی سبب ایجاد توهم در ذهن و بروز لطمه به سیستم اعصاب مرکزی مغز خواهد شد. بنابراین بیمار مغزی نمی‌تواند با احساس شعف و … روبرو گردد.

۴ـ افزایش قوای جنسی ناشی از مصرف مواد صنعتی و شیمیایی
تبلیغات مسموم در جامعه دلالت بر این موضوع دارد که مصرف مواد صنعتی سبب افزایش قوای جنسی خواهد شد. نتایج بررسی‌های صورت پذیرفته حکایت از این واقعیت دارد که در دراز مدت همزمان با وابستگی روانی به مواد صنعتی، کاهش میل جنسی در مصرف‌کننده را بدنبال داشته و سبب تضعیف قوای جنسی خواهد شد.
۵ـ آرامش، افزایش تمرکز و خلاقیت ناشی از مصرف مواد صنعتی شیمیایی دسته‌ای از مصرف‌کنندگان مواد صنعتی و شیمیایی اظهار می‌دارند که مصرف مواد صنعتی سبب افزایش (مصنوعی) هوشیاری ـ خلاقیت ـ بهبود کارایی خواهد شد. باید یادآور گردید که مصرف اینگونه مواد و بروز وابستگی‌های روحی و روانی برای مصارف مجدد، سبب روان‌پریشی (جنون) و آشفتگی‌های ذهنی در مصرف‌کنندگان گردیده است.

علل شیوع سوءمصرف مواد صنعتی و شیمیایی در جهان
۱. سرمایه‌گذاری اندک، سهولت ساخت و تولید با ترکیبات غیرمتعارف و درجه خلوص متفاوت، فرآورده‌های تقلبی و دست‌ساز بعلت فقدان مارک تجاری و ترکیب شیمیایی مشخص، هزینه پائین، در دسترس بودن مواد اولیه شیمیایی، تجهیزات محدود مورد نیاز، دست‌یابی آسان به فن‌آوری‌های نوین، حجم بالای تولید مواد روانگردان و سخت بودن شناسایی لابراتوارها سبب گردیده تجارت این مواد به حرفه‌ای پرسود تبدیل گردد. بطوریکه شاهد تولید سالانه حدود ۵۲۰ تن از انواع مواد روان‌گردان (شامل ۴۱۰ تن سالیانه آمفتامین و متاآمفتامین و ۱۱۰ تن تولید سالیانه اکستاسی معادل ۳/۱ میلیارد قرص) هستیم. حجم مبادلات جهانی آمفتامین ـ متاآمفتامین و اکستاسی سالیانه حدود ۶۵ میلیارد دلار تخمین زده شده که سود بالا، عاملی جهت ایجاد بازار و فعالیت سازمانهای جنایی در قاچاق و تولید مواد صنعتی و شیمیایی شده است.
۲. عدم آگاهی آحاد جوامع بویژه جوانان و نوجوانان از میزان آسیب‌های ناشی از مصرف و وابستگی و اعتیادآور بودن مواد صنعتی، سبب توسعه اینگونه مواد در جهان شده است. به عبارتی سکوت رسانه‌ها در عصر ارتباطات و عدم حساس نمودن جوامع نسبت به تهدیدها و عوارض ناشی از مصرف و در نتیجه انتقال اطلاعات غلط و تبلیغات نامناسب از سوی صدها سایت در جهان مبنی بر نشاط‌آور بودن اینگونه مواد، سبب گسترش مصرف شده است. . افزایش روزافزون قاچاق مواد شیمیایی، سبب شده عموم کشورها بالاخص در شرق و جنوب شرق آسیا با تهدید جدی مواد صنعتی و شیمیایی مواجه گردند.
۴. افزایش تقاضای قابل توجه گروههای سنی جوانان و نوجوانان با انگیزه مثبت یعنی مصرف مواد صنعتی بعنوان جزیی از سبک زندگی برای تفریح و لذت‌جویی و انگیزه منفی با هدف رهایی از بحران‌های روانی و اجتماعی از قبیل استرس ـ اضطراب و … از جمله مؤلفه‌های شیوع مواد صنعتی در جهان می‌باشد. توضیح: بر اساس اعلام نیروی انتظامی جمهوری اسلامی ایران، میزان کشفیات مواد روانگردان در سال ۱۳۸۵ نسبت به سال ۱۳۸۴ در کشور ۱۶% افزایش داشته که از یک سو بیانگر تلاش‌ نهادهای انتظامی و از سوی دیگر نشان از روند در حال رشد تقاضا و تغییر الگوی مصرف می‌باشد. . استفاده از تکنولوژی روز نظیر اینترنت توسط گروههای جرایم سازمان یافته بطوریکه بالغ بر ۱۶۰۰ سایت نسبت به تبلیغات وسیع برای استفاده از مواد صنعتی مبادرت ورزیده و آن را چهارراه رسیدن به آرامش مطرح نموده که در رواج مصرف اینگونه مواد در جوانان نقش به سزایی دارد. رقابت شدید در تجارت مواد روانگردان بسیار بالا بوده بطوریکه میزان خرده‌فروشی در اینگونه مواد و سودآوری غیرقانونی اقتصادی قابل توجه آن سبب رونق چشمگیر معاملات اینگونه مواد شده است. بطوریکه سود ناشی از خرده‌فروشی معادل ۳۰۰۰ درصد می‌باشد. . عرضه اینگونه مواد در محیط‌های متعلق به طبقه متوسط جامعه ـ مجالس پارتی‌ها و رقص ـ میهمانی‌ها و … از دیگر عوامل در شیوع مصرف مواد صنعتی در جهان به شمار می‌رود.
توضیح: بر اساس یافته‌های دو پژوهش در سالهای ۸۴ و ۸۵ در تهران، بیش از ۸۰% افراد نمونه تحقیق، محل مصرف قرص‌های اکستاسی را در میهمانی‌ها ذکر کرده‌اند. مصرف‌کنندگان دلایل استفاده از اینگونه مواد صنعتی را اصرار دوستان ـ نیازهای روحی ـ کنجکاوی ـ هیجان ـ فقدان تفریحات دیگر و عده‌ای نیز بدون دلیل خاص ذکر کرده‌اند.
۸. دارا بودن خصوصیات و ویژگی‌های مورد نیاز در مواد صنعتی و شیمیایی با فشارهای ناشی از مدرنیته شدن جوامع از دیگر مؤلفه‌های مصرف بالای مواد صنعتی است به گونه‌ای که دسترسی و مصرف آسان و به جای نماندن آثار فیزیکی و جسمانی بارز اعتیاد، زمینه را برای مصرف مجدد فراهم خواهد ساخت. . شکیل و جذاب بودن و کثرات انواع مواد صنعتی و شیمیایی موجبات گرایش نوجوانان و جوانان را به اینگونه مواد در عصر تنوع و کثرت فراهم نموده است. . باورهای غلط فرهنگی (که در بالا تشریح گردید) از دیگر عوامل زمینه‌ساز گرایش این نسل به مواد روانگردان می‌باشد. . سرعت روند تولید مواد صنعتی و شیمیایی که محدود به مناطق جغرافیایی مشخص، با آب و هوای خاص نبوده و در هر کجای جهان امکان تولید آن در لابراتوارها می‌باشد، سبب گردیده شاهد تنوع و کثرت اینگونه مواد در ۲۰۰۰ گونه مختلف باشیم.
• کشورهای هلند ـ لهستان ـ بلژیک ـ آلمان و انگلستان بزرگترین تولیدکنندگان مواد صنعتی و شیمیایی در جهان می‌باشد ضمن آنکه کشور استرالیا بالاترین سطح سوءمصرف مواد اکستاسی در جهان را دارا بوده و در مصرف آمفتامین‌ها دومین کشور محسوب می‌گردد.
ضرورت اقدامات فرهنگی و پیشگیری برای مصون‌سازی نوجوانان و جوانان از گرایش به مواد صنعتی و شیمیایی
با عنایت به عوارض، پیامدها و تبعات سوءمصرف مواد صنعتی و شیمیایی، ضرورت توسعه اقدامات فرهنگی برای واکسیناسیون اجتماعی نوجوانان و جوانان و پیشگیری از مصرف مواد روانگردان امر ضروری است. بر این اساس اقتضاء دارد همه آحاد جامعه، دستگاه‌های آموزشی و فرهنگی کشور و … برای سالم‌سازی نسل‌هایمان بدون هرگونه وقفه ـ کتمان و سکوت گامهای مؤثری برداشته تا انشاءا… شاهد عدم گرایش جوانان و نوجوانان به پدیده مواد صنعتی و شیمیایی باشیم.

اهم فعالیت‌های فرهنگی مورد نیاز عبارتند از:

. ارتقاء میزان آگاهی و دانش نوجوانان و جوانان با هدف تغییر نگرش و تقویت رفتارهای محافظت‌کننده و کسب مهارت‌های زندگی برای عدم گرایش به مصرف مواد روانگردان از طریق رسانه‌های دیداری ـ شنیداری ـ الکترونیکی و نوشتاری، مدارس، دانشگاهها، مساجد، ائمه جمعه و جماعات، مراکز و خانه‌های بهداشت در شهر و روستا بصورت آرام ـ مستمر ـ عمیق ـ علمی و واقع‌بینانه و بدور از ایجاد هرگونه ترس، وحشت و اغراق در جامعه.

. ترویج فرهنگ سلامت و غنی‌سازی سودمند اوقات فراغت از طریق تقویت فعالیتهای جایگزین ورزشی ـ هنری با هدف، ایجاد تحرک، نشاط و شادمانی کوتاه‌مدت (نشاط حسی) و بلندمدت و پایدار به منظور تقویت احساس رضایتمندی از زندگی، خوش‌بینی، امید،‌ ایجاد هویت، تسلط برخود و …).

. ارائه سبک و مدل زندگی برای زیستن در عصر پیچیده هزاره سوم و ارائه آموزش مهارتهای حل مسأله ـ ارتباطات فردی و اجتماعی ـ تصمیم‌گیری ـ روابط بین‌ فردی ـ‌ تفکر انتقادی ـ تفکر خلاق ـ مقابله با هیجانات ـ مقابله با استرس ـ همدلی و خودآگاهی از دوران کودکی تا دوران بزرگسالی بصورت مستمر با هدف خویش نگهبانی افراد در جامعه.
۴. توسعه و تقویت مراکز مشاوره حضوری ـ تلفنی و گفتگو در تالارهای مجازی برای رفع مشکلات روحی نوجوانان و جوانان.
۵. تقویت و توسعه مهارت معنویت و موضوعات دینی در نوجوانان و جوانان به عنوان مهمترین مؤلفه خودکنترلی.

. مشارکت جوانان در امور اجتماعی با هدف تقویت عقلانیت این نسل برای مهار و کنترل این پدیده نوظهور.

. انجام مطالعات و پژوهشهای کاربردی در مدارس، دانشگاهها، محیط‌های صنعتی و پادگانها به منظور رصد مستمر تحولات اجتماعی ـ فرهنگی و آینده‌شناسی اعتیاد بالاخص بررسی میزان بروز و شیوع مصرف مواد صنعتی و شیمیایی ـ علل و عوامل مؤثر در گرایش افراد با رعایت متغیرهای سنی ـ جنسیت و … و شناخت راهکارهای مناسب برای مهندسی فرهنگی و اجتماعی.

  • در کنار اقدامات فرهنگی و نرم‌افزاری، وضع و تصویب قوانین شفاف برای مقابله و مجازات سوداگران مواد صنعتی و شیمیایی، امری ضروری بوده تا انشاءا…. با رویکرد متوازن اقدامات نرم‌افزاری و سخت‌افزاری، موجبات مصون‌سازی آحاد جامعه را فراهم سازیم.

 
 
شاخص ها و سیاست های جمعیتی در ایران
نویسنده : ناصر - ساعت ۸:٥٩ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۳/۱۱/۱٠
 

شاخص ها و سیاست های جمعیتی در ایران

 

مصطفی سمیعی نسب[۱]

مرتضی ترابی[۲]

 

چکیده

سیاست‌های کنترل جمعیت در کشورهای توسعه یافته و در حال توسعه مورد نظر قرار دارد. کشورهای توسعه یافته سیاست‌های کاهش جمعیت را در سال‌های اخیر به کشورهای در حال توسعه و توسعه نیافته پیشنهاد می‌دهند. این درحالی است که خود این کشورها سیاست‌های کاهش جمعیت را در گذشته انجام داده و در حال حاضر دچار مشکلات فراوانی از لحاظ جمعیتی شده‌اند. در این مقاله سؤال اصلی این است که آیا سیاست‌های کاهش جمعیت به نفع کشور ایران از جنبه‌های اقتصادی و اجتماعی خواهد بود یا خیر. بدین منظور از روش تحلیل داده‌ها و توصیف آنها استفاده شده است تا سوال مورد نظر تحقیق را مورد ارزیابی قراردهیم.

بدین منظور ابتدا وضعیت موجود کشور از لحاظ جمعیتی را مطرح نموده ایم و سپس عوامل مؤثر بر جمعیت و حرکات جمعیتی از قبیل باروری و موالید و مرگ و میر را مورد بررسی قرار داده‌ایم. سپس شاخص‌های جمعیتی در ایران و جهان همانند شاخص‌های زاد و ولد، شاخص‌های مرگ و میر، شاخص‌های ازدواج و طلاق و هرم سنی جمعیت ایران و جهان مورد بررسی قرار گرفته است. سپس سیر رشد و سیاست‌های کنترل جمعیت در ایران و جهان ارائه شده و در ادامه آن برخی از شاخص‌های آماری جمعیتی در ایران علاوه بر شاخص‌های قبلی ارائه شده است.

در صورتی که کشورهای در حال توسعه مانند ایران، نرخ نزولی رشد جمعیت خود را کنترل ننمایند، در چند سال آینده به مشکل بزرگ پیری جمعیت و کاهش خطرناک جمعیت روبرو خواهند شد که هزینه زیادی را برای اقتصاد کشور به دنبال خواهد داشت. البته افزایش جمعیت به تنهایی مشکلات زیادی از قبیل فقر و عدم تحقق عدالت اجتماعی را در صورت عدم تطابق رشد جمعیت و رشد اقتصادی به دنبال خواهد داشت. لذا رشد اقتصادی و افزایش جمعیت دو بال یک پرنده و لازم و ملزوم یکدیگر هستد.

 

 

کلمات کلیدی

جمعیت، رشد جمعیت، شاخص‌های جمعیتی، سیاست‌های جمعیتی، نیروی کار

 

 

 

 

 


 
 
← صفحه بعد