ناصر جبرائیل اوغلی naser jebraeil oghli

حمل ونقل - بازرگانی - اقتصاد - بازاریابی - مطالب آزاد

مدیریت ، عقده درونی مدیران رو کی باید مدیریت کنه
نویسنده : ناصر - ساعت ٧:٥۳ ‎ق.ظ روز ۱۳۸۸/٩/۱٠
 

مدیریت ، عقده درونی مدیران رو کی باید مدیریت کنه

بعضی از این مدیران نوعی خودخواهی در وجودشان تلمبار شده و وقتی مدیریت سازمانی به انها داده میشه ، عقده متورم شده انها به یکبار ، منفجر میشه و می افتند به جان پرسنل شرکتها و افکار سالهای جوانی خود را با درج یک مدیریت نوین و برنامه های روز دنیا و اصول مدیریت و قانونهای بی پروا و ... همراه می کنند و سازمانهای کوچک و بزرگ رو به نابودی می کشند ، بعضی خیال کردن رفته اند خارج باید جای رئیس جمهور باشن یا اگه مدرک دکترا گرفتند باید مردم تا زانو جلوی انها تعظیم کنند ، چه خیال می کنند این ادمها ؟

مدیریت عقده درونی این مدیران رو کی باید مدیریت کنه ، دائما در شرکتهای کوچک و بزرگ بسته میشه ولی همه این مدیران هنوز هستند ؛ پرسنل اخراج می شوند ولی هنوز این مدیران هستند . بعضی جوان گرایی را عامل بزرگی می دونند ولی جوانی جذب نمیشه اگر هم میشه پارتی داره و اگر هم اگهی جذب نیرو چاپ میکنند دنبال جوانی با 5 سال سابقه کار هستند . پس جوانا چطور باید کار را شروع کنند که سابقه جمع کنند ، نمی دونم .

این مدیران فضایی همه جا هستند و سازمانها در فشار عقاید انها خسته شدن . پس چرا بعضی از این مدیران می توانند بهترینها رو برای سازمانها و نیروی کار خود فراهم کنند ولی بعضی از انها نمی توانند .

آیا مدیران بی سواد هستند یا پرسنل فرق میکنند ؟

آیا مشکلات فقط برای این شرکتها و سازمانها ست ؟

آیا تورم باعث شه ؟

آیا گران شدن کالاها به خاطر بالا رفتن حقوق پرسنله ؟

آیا اضافه کاری مدیران حقوق سه میلیونی بازدهی را افزایش داده ؟

آیا بهره وری کارکنان به خاطر بیمه است ؟

آیا پرسنل عقده دارن ؟

ایا همه دنبال اذیت دیگرانند ؟

آیا رئیس جمهور باید به جای همه کار کنه ؟

آیا مدیریت به نقطه پایانی رسیده ؟

آیا پرسنل نیازی ندارن ؟

آیا همه مشکلات به خاطر یک مدیره ؟

ایا مدیر خوب و پرسنل خوب با هم نبودن ؟

ایا بانکها عامل بدبختی شرکتها هستند ؟

آیا قانون قدرت لازم را ندارد ؟

آیا مقررات درست انجام میشه ؟

آیا نمیشه کاری کرد ؟

آیا تکی باید کار کرد ؟

آیا فرزندان زیاد باعث مشکلات پرسنل شدن ؟

آیا حقوق کافی به همه داده میشه ؟

آیا خانه ها و ماشینها گران قیمت به خاطر کار 24 ساعته است ؟

آیا کارگران ویلا دارن ؟

ایا مدیران بی موبایل هستند ؟

آیا مدیرانی که به خارج رفتند ، ایران رو میشناسن ؟

آیا مدیریت ایرانی شکل گرفته ؟

من نمیدونم !!!

تمام این سوالات و صدها نوع سوال دیگه هر روز در کلاسها ، همایشها ، جشنواره ها ، میزگردها و یا از دهان مردم کوچه و بازار ، مدیران و کارمندان بیرون میاد ولی چرا سازمانها و شرکتها به نوعی سازماندهی نشدن ، نمی دونم . کارمندان که خیلی راحت با هر کوتاهی کنار گذاشته میشوند پس کجا این مدیریت میتونه مفید باشه امروز با این همه پیشرفت وقتی میشه حدود فرایند پیش رو تخمین زد چرا همه چیز به خوبی پیش نمیره . آدمها هر روز 70 درصد رفتار کاری تکراری دارند و گاهی اوقات خیلی هم تغییر نمیگنه ، سر ساعتی از خواب بلند میشن و سر ساعتی وارد فضای کار و سر ساعتی خارج و... چرا از این همه مشکل حرف میزنیم و هر روز درباره تغییر حرف میزنیم . هر چی گشتم ، هر چی دیدم ، حرف حسابی توش نبود . در کوچه بازار همه نظر میدن اگه یک بار گوش شنوا بود باید مشکلات برطرف میشد ولی تا حالا که نبود . جای یک مدیریت ایرانی خیلی خالیه . در مطلب بعدی قراره درباره مدیریت ایرانی کمی بیشتر حرف بزنیم . -/ ناصر جبرائیل اوغلی \-