ناصر جبرائیل اوغلی naser jebraeil oghli

حمل ونقل - بازرگانی - اقتصاد - بازاریابی - مطالب آزاد

(راهكارهاي مبارزه با تبعيض و فساد مالي و اقتصادي در سيره نظري و عملي امام علي (
نویسنده : ناصر - ساعت ٩:٥٥ ‎ق.ظ روز ۱۳۸۸/٩/٢٩
 

(راهكارهاي مبارزه با تبعيض و فساد مالي و اقتصادي در سيره نظري و عملي امام علي ( ع ) و حضرت فاطمه (س

راهكارهاي مبارزه با تبعيض و فساد مالي و اقتصادي در سيره نظري و عملي امام علي ( ع ) و حضرت فاطمه ( س )

محقق : علي اكبر ربيعي نتاج

عضو هيئت علمي دانشگاه مازندران

چكيده

جامعه موجود زنده اي كه براي بالندگي به غذاي مناسب نيازمند است . چنانچه جهت جلوگيري از مرگ زودرس لازم است از آفات و بيماريها بدور باشد .

يكي از آفتها و بيماريها كه جامعه را تهديد مي كند و به ورطه هلاكت و نابودي مي كشاند ، تبعيض و فساد مالي و اقتصادي است .

در اين مقاله كوشيده شد تا راهكارهاي مبارزه با تبعيض و فساد مالي و اقتصادي در سيره نظري و عملي علي بن ابي طالب ( س ) جستجو گردد ، برخي از اين راهكارها كه در اين پژوهش مورد توجه قرار گرفت شرح و بسط گرديد ، عبارتند از :

1ـ بكارگيري مديران شايسته

2ـ نظارت مستمر بر اعمال كارگزاران

3ـ قانون سالاري و برخورد با متخلف بر اساس قانون

4ـ توصيه به ساده زيستي مديران

5ـ توجه به معشيت مردم

نويسنده با توضيح بندهاي فوق ، استدلال نمود كه رعايت آنها در جامعه سبب فراگير شدن ثروت و مبارزه با تبعيض گشته و در نتيجه از نرخ فساد مالي و اقتصادي كاسته خواهد شد .

مقدمه :

جامعه شناسان ؛ جامعه را يك موجود زنده و ذي حيات مي دانند و براي آن طلوع و غروب ، شكوفايي و انقراض ، تولد و مرگ ، صباوت و جواني . رشد و بالندگي ، تنزل و فرسايش و ... قائلند ؛ آنان معتقدند : جوامع براي رشد و شكوفايي نياز به علم و عدالت ، مديريت و معنويت ، همبستگي و وحدت دارد ، عواملي چون ؛ ظلم و ستم ، جهل و ناداني ،مديريت غير علمي ، تبعيض و فساد مالي و ... جامعه را به انحطاط و نابودي مي كشاند . در اين ميان تبعيض ، فساد مالي و اقتصادي يكي از شاخصه هاي مهم عوامل انحطاط و يكي از مشكلات جوامع امروزي و مشكل عصرم است و حقيقتاً يكي از آسيب ها خطرناكي است كه انقلاب اسلامي ايران را تهديد مي كند . امام خميني ( ره ) معمار بزرگ انقلاب ، به اين امر مهم توجه داشته و مبارزه با آن را تأكيد فرمودند . آيه ا... خامنه اي رهبر معظم انقلاب اسلامي خطبه هاي نماز جمعه مورخ 16/9/80 بدين مضمون فرمودند :

« قوه قضائيه بايد با فساد مالي و اقتصادي مبارزه كند و از هياهو و غوغا سالاري نهر اسد ، پاهايشان در اين مبارزه سست نگردد ، قطعاً خدواند كمك خواهد كرد و ملت ايران نيز پشتيبان خواهد بود » در اين مقاله سعي و تلاش گرديد تا راهكارهاي مبارزه با تبعيض و فساد مالي و اقتصادي ، با مروري بر نهج البلاغه و سيره نظري و عملي حضرت اميرالمومنين علي ( ع ) و فاطمه زهرا ( س ) ، مطالعه و جستجو گردد آنگاه پس از فيش برداري و جمع بندي و تنظيم و موضوع سازي ، راهكارها به شرح زير بيان مي گردد :

1ـ بكارگيري مديران شايسته و باتقوا  :قرار گرفتن مديران شايسته و با تقثوا در پستهاي سازماني همواره سبب تسريع روند كارها و انجام امور به بهترين شكل ممكن مي گردد ، بررسيهاي آماري در مديراني كه مرتكب تبعيض و فساد مالي در جامعه شده اند نشان مي دهد كه آنان از نظر اعتقادي ضعيف و بي بنيان بوده اند ، تقوي و اعتقاد به خدا ، يكي از عوامل بازدارنده مجرم از ارتكاب به جرم است و كسي كهبه خدا و روز رستاخيز ايمان متقن دارد هرگز دستش به انحراف و كج روي اقتصادي آلوده نمي گردد . از آنجايي كه مي گويند : « علاج واقعه را قبل از وقوع بايد كرد » شايسته است حاكمان و مديران ارشد با بكارگيري كارگزاراني شايسته و باتقوا ، نرخ تبعيض و فساد مالي و اقتصادي در ططح جامعه كاهش دهند . حضرت علي ( ع ) و فاطمه زهرا  ( س ) همواره به اين مهم توجه داشتند ، بعد از رحلت پيامبر ( ص ) كه شايسته ترين فرد به خلافت از صحنه كنار زده شد حضرت فاطمه ( س ) در دفاع از علي ( ع ) فرمود :

« و مالذي نقموا من أبي الحسن ؟ نقموا و الله منه نكير سيفه و قله مبالاته لحتفه و شده و طأته و نكال وقعته و تشمره في ذات الله »

چه عاملي سبب شد كه اينها انتقام جويانه با ابي الحسن ( علي « ع » ) برخورد نمايند ؟ به خدا سوگند ، به خاطر شمشير منكر بر انداز و بي باكي و نترسيدن او از مرگ و به علت محكمي قدمهاي او در حق ، شدت عقوبت عبرت آميز  و شدت خشم او در راه خدا ، از او انتقام گرفتند .

علي ( ع ) وقتي كه حكومت را در دست گرفت ابتدا مديران ناشايست را از حكومت عزل و به جاي آنها كارگزاراني شايسته و با تقوا گمارد ، مورخين نوشته اند  :

« در ابتداي حكومت چند تن از عاملان عثمان را كه در زمان او ، به غارت بيت المال پرداخته بودند و براي خويش ثروتي انباشتند از حكومت معزول كرد .

عبدا... بي عامر حضرمي » حليف بني اميه را از استانداري مكه عزل نموده و « ابوقتاده حارث بن ربعي انصاري » را به جاي او مأمور نمود « يعلي بن اميه » را از حكومت يمن عزل كرد و » عبيدا... بن عباس » را به جاي او منصوب كرد ، « عبدا... بن سعد بن ابي سرح » برادر ناتني « عثمان » را از حكومت مصر معزول نمود و « قيس بن سعد بن عباده انصاري » را به جاي او منصوب كرد . « عبدا... بن قيس عامر » را از حكومت نيشابور عزل نمود و به جاي او « خليد بن كاس » را مامور نمود . از جمله نامه اي به معاويه نوشت و او را از حكومت شام فرا خواند »

حضرت امام خميني ( ره ) مي گويد : « بعضي از روي دلسوزي حضرت امير را به خيال خودشان نصيحت مي كردند كه شما يك مدتي بگذاريد معاويه در حكومت شما باشد و بعد كه پايه حكومت شما قوي شد آن وقت او را رد مي كنيد ، ( حضرت ) به هيچ يك از‌آن حرفها اعتنا نكردند و حجت شان هم اين بود كه يك نفر آدمي كه بر خلاف موازين الهي رفتار مي كند و ظلم را در بلاد راه مي اندازد  ، من حتي براي يك آن هم نمي توانم او را حاكمش قرار بدهم . »

او در انتصاب مديران به هيچ وجه روابط خويشاوندي و دوستي را ملاك قرار نمي داد به طوري كه « محمد بن ابي بكر » ، كه از خواص ايشان بود از حكومت مصر عزل و به جاي ايشان « مالك اشتر نخعي » را براي حكومت آن ديار نصب نمودند .

حضرت در قسمتي از نامه خويش به مالك اشتر سفارش مي كند در انتخاب كارگزارانش به عواملي چون ، آزمايش ، تجربه كاري ، شرم و حياء ، پاكي و صلاحيت خانوادگي ، سابقه مسلماني ، اخلاق خوب ، امانتداري و ... ملاك گزينش قرار دهند .

و مي فرمايند :

« ثم انظر في امور عمالك فاستعلهم اختيارا و لا تولهم محاباه و اثره فانهما جماع من شعب الجور و الخيانه و توخ منهم اهل التجريه و الحياء من اهل البيوتات الصالحه و القدر في الاسلام المتقدمه ، فانهم اكرم اخلاقا و اصح اعراضا و اقل في المطاع اشراقا و ابلغ في عواقب الامور نظرا » :

« سپس در مورد كارمندانت ، بينديش و پس از آزمايش به كارشان بگمار و با ميل شخصي و بدون مشورت با ديگران آنان را به كارهاي مختلف وادار نكن ( كه اين روش ) نوعي ستمگري و خيانت است . كارگزاران دولتي را از ميان مردمي با تجربه و با حياء از خاندان هاي پاكيزه و با تقوي ، كه در مسلماني ، سابقه درخشاني دارند ، انتخاب كن ، زيرا اخلاق آنان گرامي تر و آبرويشان محفوظ تر و طمع ورزي شان كمتر و آينده نگري آنان بيشتر است . »

و براستي اگر ، دور از مسايل جناحي معيارهاي حضرت امير ( ع ) در گزينش مديران مورد توجه قرار گيرد ، درصد فساد مالي در جامعه كاسته خواهد شد .

2ـ نظارت مستمر بر اعمال كارگزاران و برخورد با متخلف

نظارت مستمر دولتي و مردمي يكي از راهكارهاي مهم در مبارزه با تبعيض و فساد مالي و اقتصادي است . اين نظارت مي تواند به صورت آشكارا و مخفيانه صورت گيرد . روانشناسان وجود نظارت مستمر را سبب ضريب افزايش كاري و ايجاد انگيزه و رغبت در كار مي دانند و نبود چنين تشكيلاتي را باعث ايجاد اختلال در سيستم اداري كشور بيان مي كنند .

نظارت مستمر سبب شناسايي خادمان و خائنان مي گردد و راهي است كه رانت خواريها ، احتكار و ارتشا ، فساد مالي و اقتصادي شناسايي گردد . حضرت علي ( ع ) در منشور حكومت به مالك اشتر وجود بازرسان مخفي را به او تذكر مي دهد و مي گويد :

« ثم تفقد اعمالهم و ابعث العيون من اهل الصدق و الوفاء تعاهدك في السر لامورهم حدوده لهم علي استعمال الامانه و الرفق بالرعيه و تخفط من الاعوان كان احد منهم بسط يده الي خيانه اجتمعت بها عليه عندك اخبار عيونك ، التفيت بذالك شاهدا ، فبسطت عليه العقوبه في بدنه و اخذته بما لصاب من علمه ، ثم نصبه بمقام المذله و وسمته بالخيانه و قلدته عادالتهم » سپس رفتار كارگزاران را بررسي كن و جاسوساني راستگو و وفاپيشه بر آنان بگمار و بازرسي پنهاني تو از آنان ، سبب امانت داري و مهرباني با رعيت خواهد بود .

و از همكاران نزديكت سخت مراقبت كن و اگر يكي از آنان دست به خيانت زد و گزارش جاسوسان تو هم آن خيانت را تأييد كرد ، به همين مقدار گواهي قناعت كرده و او را با تازيانه كيفر كن و آنچه از اموال در اختيار دارد از او باز پس گير ، سپس او را خوار دار و خيانتكار بشمار و طوق بدنامي به گردنش بيفكن .

علي ( ع ) خود به اعمال كارگزاران نظارت مي كرد ، وقتي كه به او خبر رسيد منذربن جارود . يكي از حكمرانان او مرتكب فساد مالي شده است به او چنين نوشت :

« همانا ، شايستگي پدرت مرا نسبت به تو خوشبين كرد و گمان كردم همانند پدرت مي باشي و راه او را مي روي ، ناگهان به من خبر داده اند كه در هوا پرستي چيزي فروگذار نكرده و توشه اي براي آخرت خود باقي نگذاشته اي ، دنياي خود را با تباه كردن آخرت آبادان مي كني و براي پيوستن  با خويشاوندانت از دين خدا بريده اي ، اگر آنچه به من گزارش رسيده باشد ، شتر خانه ات و بند كفش تو ، از تو با ارزش تر است و كسي كه همانند تو باشد ، نه لياقت پاسداري از مرزهاي كشور را دارد و نه مي تواند كاري را به انجام رساند . »

حضرت فاطمه زهرا ( س ) نيز بر اعمال كارگزاران حكومت نظارت مي كرد وقتي كه مي بيند حق مسلم او را سلب كردند با خليفه اول به محاجه بر مي خيزد و با استناد به قرآن ( وورث سليمان داود ) و مدعاي خويش را ثابت مي كند .

3ـ قانون سالاري و برخورد با متخلف بر اساس قانون

يكي ديگر از راهكارهاي مبارزه با تبعيض و فساد مالي و اقتصادي اجراي دقيق قوانين براي همه اقشار جامعه است . اگر قانون مجازاتهاي اسلامي در برابر غارتگران بيت المال براي گروه معيني عملي گردد ولي خواص از آن مستثنا باشند جامعه به فساد كشيده مي شود در درون جامعه اي كه يك جوان بي كار به وام ازدواج يك صد هزار توماني محتاج است ولي عده اي با استفاده از روابط به جاي ضوابط وام چند ميلياردي مي گيرند ! چگونه مي توان ادعا كرد كه به عدالت علي ( ع ) دست يافته ايم ! علي ( ع ) در اجراي قانون الهي جدي و در اجراي عدالت  اقتصادي بسيار سخت گير بود .

ابن ابي الحديد معتزلي مي نويسد :

« علي در نوزدهم ذي حجه سال 35 هجري در دومين خطبه خويش ، سياست تساوي در تقسيم بيت المال را اعلام كرد . » اين سياست براي افرادي چون طلحه و زبير كه در زمان عثمان ثروتهاي زيادي به چنگ آورده بودند ، غير قابل تحمل بود . در سومين روز خلافت حضرت به « ابن رافع » كاتب و خزانه دار خويش فرمودند : كه تقسيم را شروع كند ، او هم از مهاجرين شروع كرد و به هر نفر سه دينار داد ، سپس به انصار هم مانند آنها و بعد به هر يك از حاضرين اعم از سرخ و سياه سه دينار پرداخت كرد .

« سهل بن حنيف » گفت : يا اميرالمومنين اين شخص ديروز غلام من بوده است كه آزادش كرده ام ، حضرت فرمود : به همان اندازه كه به تو از بيت المال مي پردازم به او پرداخت مي كنم لذا به هر كدام سه دينار پرداخت كرد و هيچ كس را بر ديگري ترجيح نداد ، توطئه بر عليه امام از اينجا شدت گرفت كه آنان فهميدند كه او دست به توقيف اموالي مي زند كه در زمان عثمان انباشته اند لذا ( مخالفين ) خونخواهي عثمان را بهانه ساخته و معركه ها ايجاد كردند . تقسيم بالسويه و به طور كلي مساوات در طول زندگي امام مشهور است و البته مشكلاتي را ( نظير غوغا سالاري ، جنگ بر عليه او ... ) هم به بار آورده است . ولي علي ( ع ) كسي نبود كه به واسطه منافع شخصي دست از هدفهاي عالي و والاي خود بردارد » .

تبعيض نژادي و خويشاوند سالاري يكي از آسيب ها و آفت هر حكومت است كه عده قليلي به مال و منال و ثروت دست مي يابند ولي اكثريت جامعه در فقر و بدبختي بسر مي برند . داستان عقيل برادر اميرالمومنين ( ع ) معروف است ، وقتي تقاضاي خويش را با برادر مطرح مي سازد با آهن گداخته اي روبرو مي گردد ، وقتي عقيل فرياد مي زند  ، علي ( ع ) مي گويد : « اي عقيل از حرارت آهني مي نالي كه انساني به بازيچه آن را گرم ساخته است ؟ اما مرا به آنش دوزخي مي خواني كه خداي جبارش با خشم خود آن را گداخته است ؟ تو از حرارت ناچيز مي نالي و من از حرارت آتش الهي ننالم ؟ »

آري قانون از ديدگاه علي ( ع ) براي همه يكي است ، خويشاوندان بر غير خويشان برتري ندارند ، همه از بيت المال حق استفاده را دارند .

« ام هاني ، خواهر امبر المومنين بود كه امام به او بيست درهم به عنوان سهميه داده بود ، او هم كنيزش كه يك نفر عجمي بود ، پرسيد كه امير المومنين چه قدر به تو داده است ؟ كنيز گفت : بيست درهم ، ام هاني از آن كه امير المونين سهم او را كه زني آزاده از قريش و خواهر امير مؤمنان ( ع ) است با كنيزكي عجمي يكسان داده است بسيار ناراحت شد ، ولي هنگامي كه با  ناراحتي به امام مراجعه كرد حضرت فرمود :

انصر في رجمك الله ما وجدنا في كتاب الله فضلا لاسماعيل علي اسحاق . » يعني برو ، خدا به تو رحم كند ما در كتاب الهي اسماعيل را برتر از اسحاق نيافتيم .

حضرت امام خميني در خصوص خضوع و خشوع حضرت امير ( ع ) در برابر قانون مي گويد :

« به حسب نقل ـ قاضي ايشان را احضار مي كند ـ همان قاضي كه خودش نصب كرده ـ تشريف مي برند . وقتي قاضي مي گويد يا ابالحسن ، مي گويد : نه ، بايد من و او را علي السواء باشد و مرا با كنيه كه يك احترام است اسم نبر ، يا علي بگو و وقتي هم كه قاضي رسيدگي مي كند و حكم بر ضد حضرت امير مي دهد ، حق مي دهد »

اگر قاضي ، بر اساس قانون و كتاب خدا ، آقازاده ها و مديران ارشد جامعه كه مرتكب فساد مالي و اقتصادي شدند با شهامت و شجاعت محاكمه نمايد و از عواقب اين محاكمه و غوغا سالاري نهر اسد بايد به او افتخار كرد .

راستي ثروتهاي بادآورده و خيانتهاي ميلياردي از بيت المال ريشه اش چيست ؟

چگونه يك شبه بعضي از نظر اقتصادي راه صد ساله را طي كرده اند ؟ مگر نه اين است كه آنان از بيت المال سوء استفاده نمودند ! و مجريان مجازات ، آنان را با ديد تساهل نگريستند ؟

وقتي كه به علي ( ع ) از خيانت اقتصادي حاكمي خبر دادند به او نامه نوشت :

پس از خدا بترس و اموال آنان را بازگردان و اگر چنين نكني و خدا مرا فرصت دهد تا بر تو دست يابم ، تو را كيفر خواهم داد كه نزد خدا عذر خواه من باشي و با شمشيري تو را مي زنم كه به هر كس زدم وارد دوزخ گرديد .

سوگند به خدا اگر حسن و حسين چنان مي كردند كه تو انجام دادي ، از من روي خوش نمي ديدند و به آرزو نمي رسيدند تا آن كه حق را از آنان باز پس ستانم و باطلي را كه به ستم پديد آمده نابود سازم و هموست به دليل گردنبندي كه دخترش از ابي رافع خزانه دار كوفه به رسم عاريت گرفته بود  به خازن بيت المال فرمود :

« هم امروز آن را بازگردان و مبادا چنين كار را تكرار كني كه تو را عقوبت خواهم كرد ! اين سخن به دخترش رسيد و با او گفت من دختر و پاره تن توأم . كيست به پوشيدن آن از من سزاوارتر ؟ اميرالمومنين ( ع ) با او گفت اي دختر علي بن ابيطالب ! پاي از راه حق فراتر منه آيا زنان مهاجر و انصار در چنين روزي به مانند اين گردنبند خود را آرايش مي كنند ؟ پس آن را از دختر باز گرفتم و به جاي خود نهادم . »

4ـ توصيه به ساده زيستي مديران  : يكي ديگر از راهكارهاي مبارزه با فساد مالي ، ساده زيستي مديران است . مديراني كه به زندگي ساده عادت كرده اند . دل و جان آنها از اموال دنيوي سيراب است . آنان به استفاده از حداقل امكانات مادي اكتفا مي كنند به گونه اي كه اقبال و ادبار دنيا ، مشكلي براي آن ايجاد نخواهند كرد . اما اگر به تجمل پرستي و روحيه كاخ نشيني معتاد شوند . روحيه فزون خواهي و پر خرجي در آنها قوت گرفته و به كنزاندوزي روي مي آورند از جمع آوري ثروت هرگز خسته نمي شوند ، اگر از نظر ايماني بي بنيان باشند  فساد مالي در سطح مديران رونق خواهد گرفت ، مردم نيز كه معمولاً دين و روش حاكم خويش را تبعيت  مي كنند از اين چالش و بحران اقتصادي جان سالم نخواهد برد . مولا علي ( ع ) ، همواره به ساده زيستي و دوري از زرق و برق دنيا سفارش مي كرد و حاكماني كه به امور دنيا علاقه نشان مي دادند مورد عتاب حضرت قرار مي گرفتند ، داستان عثمان حنيف والي بصره كه به مهماني يكي از ثروتمندان بصره رفته بود نامه اي كه حضرت در اين خصوص به او نوشته اند دقت علي ( ع ) و شدت برخورد ايشان را با كارگزاران تجملاتي نشان مي دهد و نيز حجت خدا را بر همه كساني كه به نام اسلام ، هدايت و مديريت جامعه را بر دوش گرفته انتد تمام مي كند . زندگي ساده حضرت زهرا ( س ) و علي ( ع ) خود حديث مفصلي است . آنان به غذايي اندك اكتفا كرده و گاهي اتفاق مي افتاد كه هيچ غذايي در خانه نداشتند و اگر چيز ساده اي يافت مي شد ديگران را بر خود ترجيح داده و آن را در راه خدا انفاق مي كردند كه نزول سوره « اهل اتي » شاهدي است بر اثبات مدعا . آن بزرگوار مي گفت : لا رؤضن نفسي تهش رياضه معما الي الفرص اذا قدرت عليها مطعوما و تفنع بالملح ماذوما »

نفس خود را چنان تربيت مي كنم كه به قرص ناني شاد و شكفته گردد و در خورش به نمك قناعت كرده و بسازد . نقطه مقابل ساده زيستي ، افزون طلبي و افزون خواهي است كه يكي از آفت بزرگ مديريت است و ريشه در خودپسندي و خود برتريني دارد و يكي از آثار اين روحيه ، تبعيض و بي عدالتي و ستمگري است زيرا افزون خواهان ، هميشه خود را در استفاده از امكانات عمومي جامعه مقدم مي دارند و براي رسيدن به مقاصد مادي خويش دست به هر كاري مي زنند ، مولا علي ( ع ) در فرازي از نامه 53 مالك اشتر از اين بيماري برحذر مي دارد و به او توصيه مي كند كه در پست حكومت هرگز افزون طلب نباشد كه موجب تكاثر مال و فساد آن خواهد شد :

« و بپرهيز به خود اختصاص دادن آنچه را كه همه مردم در آن حقي مساوي دارند و بپرهيز از اينكه خود را به غفلت و ناداني زني ... پس آنچه را كه بر پايه افزون خواهي از ديگران به ستم گرفته اي به نفع ديگري از تو گرفته خواهد شد و بزودي پرده ها از روي كارهاي تو به كناري زده مي شود و حقايق پشت پرده آشكار مي گردد و حق مظلوم را از تو مي ستاند . »

ابن ابي الحديد شارح نهج البلاغه در ذيل اين فراز از نامه مي نويسد : « و اين شيوه از اخلاق نبوي است . هنگامي كه غنايم جنگ خيبر را براي پيامبر آوردند . پيامبر اكرم سوار بر مركبش شد ، مردم به دنبال او راه افتادند و درخواست تقسيم غنايم را نمودند . در حاليكه آن حضرت ساكت بود و چيزي نمي گفت . تا اينكه مردم در خواسته خود اصرار نمودند پيامبر در پاي درختي قرار گرفت ، رو به مردم كرد و گفت : اگر به عدد شنهاي صحراي تهامه غنيمت داشتم همه آن را بين شما تقسيم مي كردم و هيچ گونه بخل و ترسي نداشتم و آنگاه پايين آمد و همه آن غنايم را بين مردم تقسيم نمود و به اندازه سوزني نيز براي خود بر نداشت »

براستي اگر كارگزاران حكومت ، زندگي حضرت زهرا ( س ) و علي ( ع ) را الگو قرار دهند و توصيه آن بزرگواران را به مديران حكومت در ارتباط با ساده زيستي و زهد ، دوري از دنيا و تجملات آن را سرمشق قرار دهند فساد مالي و اقتصادي در سطح مديران برچيده خواهد شد .

5ـ  توجه به معيشت مردم

يكي از راهكارهاي مبارزه با فساد مالي را مي توان در رسيدن به معيشت مردم جستجو كرد ، چرا كه اگر مردم گرسنه و فقير باشند و در بدبختي زندگي كنند ، فقر ، مشكل بي ايماني ، كفر ، سرقت ، اعتياد ، فساد مالي را به دنبال خواهد داشت ، گرچه غناي فرهنگي و علمي ، تقويت ايمان و معنويت مردم در كاستن عوامل جرم در درون جامعه مؤثر است ولي اين تأثير فراگير نخواهد بود و حاكمان موظفند علاوه بر رسيدگي به امور ديني مردم به معيشت آنها توجه كنند . در حكومت مردم سالاري اميرالمؤمنين ( ع ) توجه به مردم و رضايت عامه و رسيدگي به ارزاق و معيشت آنها سرلوحه كار اوست . زيرا همه كوشش امام در رسيدگي به دين و دنياي مردم است ؛ لذا علاوه بر رسيدگي به امور معنوي مردم ، نكات ذيل مورد توجه آن بزرگوار را به معيشت آنان  اثبات مي كند :

5 ـ 1 ـ توجه به معيشت ماليات دهندگان

ماليات كه پايه و اساس اقتصاد كشور است اگر سبب شود كه وضعيت مالي ، ماليات دهندگان سامان نيابد و رونق و آباداني شهرها و زمين ها تنزل كند حضرت آن را نهي كرده است چنانچه به مالك اشتر در نامه 53 دستور مي دهد : ماليات و بيت المال را به گونه اي وارسي كن كه صلاح ماليات دهندگان باشد زيرا بهبودي ماليات و ماليات دهندگان ، عامل اصلاح امور ديگر اقشار جامعه مي باشد و تا امور ماليات دهندگان اصلاح نشود كار ديگران نيز سامان نخواهد گرفت . زيرا همه مردم نان خور ماليات و ماليات دهندگانند ، حضرت در يك جمله بسيار زيبايي ادامه مي دهد كه اقتصاد دان هاي بزرگ جهان نظير « آدام اسميت » انگليسي به آن توجه دارند و آن جمله اين است « وليكن نظرك في عماره الارض ابلغ من نظرك في استجلاب الخراج ، لان ذلك امرها الا قليلاً .

بايد تلاش تو در آباداني زمين بيشتر از جمع آوري خراج باشد كه خراج جز با آباداني فراهم نمي گردد و آن كس كه خراج را بدون آباداني مزارع طلب كند ، شهرها را خراب و بندگان خدا را نابود و حكومتش جز اندك مدتي دوام نيابد .

اما در ادامه به مالك اشتر نخعي گوشزد مي كند كه :

پس اگر شكايت كردند از سنگيني ماليات ، يا آفت زدگي ، يا خشك شدن آب چشمه ها يا كمي باران ، يا خراب شدن زمين در سيلابها ، يا خشكسالي ، در گرفتن ماليات به ميزاني تخفيف ده تا امورشان سامان گيرد و هرگز تخفيف دادن در خراج تو را نگران نسازد زيرا آن ، اندوخته اي است كه در آباداني شهر تو و آراستن ولايت هاي تو نقش دارد . » و در نامه 25 كه حضرت به كارگزاران مالياتي دستور گرفتن ماليات را مي دهد ـ در نحوه جدا كردن اموال زكوي از اصل مال ـ كاملاً به معيشت اقتصادي ماليات دهنده توجه دارند و فرمان مي دهد : به گونه اي مال را جدا سازند كه نه ماليات دهنده و نه ماليات گيرنده ضرر ببيند .

5 ـ 2 ـ توجه به وضعيت اقتصادي كارمندان

كارمندان كه ركن و اساس دولتند و سبب خوشنامي حكام ، اگر از نظر اقتصادي تأمين نباشند ممكن است به خيانت و رشوه آلوده گردند و مردم را به نظام بدبين سازند و حكومت پايه مردمي خويش را از دست بدهد . امام علي ( ع ) به همين دليل دستور بي نيازي اقتصادي كارمندان و بستن بهانه هاي خيانت را به مالك اشتر گوشزد مي كند و مي گويد : ثم اسبغ عليهم الارزاق ، فان ذلك قوه لهم علي استصلاح انفسهم و غني لهم عن تناول ما تحت ايديهم و حجه عليهم ان خالفوا امرك و ثلموا امانتك .

سپس روزي فروان بر آنان ارزاني دار ، كه با گرفتن حقوق كافي در اصلاح خود بيشتر مي كوشند و با بي نيازي ، دست به اموال بيت المال نمي زنند و اتمام حجتي است بر آنان اگر فرمانت را نپذيرند يا در امانت تو خيانت كنند .

5 ـ 3 ـ توجه به معيشت محرومان

در درون جامعه عده اي وجود دارند كه به دلايلي چون بيماري ، از دست دادن سرپرست خانواده ، حوادث اجتماعي و طبيعي و ... از تمكن اقتصادي محروم ماندند و محتاج به كمك و توجه ديگران شدند . حضرت امير ( ع) در نامه 53 نهج البلاغه ، وقتي در خصوص توجه به طبقات مختلف اجتماعي تذكراتي بليغ به مالك اشتر بيان نمودند در معيشت طبقه محروم عنايت ويژه اي داشتند ، آنگاه كه مي گويد : ثم الله في الطبقه السفلي من الذين لا حيله لهم ، من المساكين و المحتاجين و اهل البؤسي و الزمني ...

سپس خدا را ! در خصوص طبقات پايين و محروم جامعه كه هيچ چاره اي ندارند و عبارتند از : زمين گيران ، نيازمندان ، گرفتاران ، دردمندان ، همانا در اين طبقه محروم گروهي خويشتن داري كرده و گروهي به گدايي دست نياز بر مي دارند ، ... پس بخشي از بيت المال و بخشي از غله هاي زمين هاي غنيمتي اسلام را در هر شهري به طبقات پايين اختصاص ده ، زيرا براي دورترين مسلمانان همانند نزديك ترين آنان سهمي مساوي وجود دارد و تو مسئول رعايت آن مي باشي .

مبادا سرمستي حكومت تو را از رسيدگي به آنان بازدارد ، كه هرگز انجام كارهاي فراوان و مهم عذري براي ترك مسئوليتهاي كوچك تر نخواهد بود .

همواره در فكر مشكلات آنان باش و از آنان  روي برمگردان ، به ويژه امور كساني را از آنان بيشتر رسيدگي كن كه از كوچكي به چشم نمي آيند و ديگران آنها را كوچك مي شمارند و كمتر به تو دسترسي دارند .

براي اين گروه ، از افراد مورد اطمينان خود كه خدا ترس و فروتنند فردي را انتخاب كن ، تا پيرامونشان تحقيق و مسايل آنان را به تو گزارش كنند . سپس در رفع مشكلاتشان بگونه اي عمل كن كه در پيشگاه خدا عذري داشته باشي . زيرا اين گروه در ميان رعيت بيشتر از ديگران به عدالت نيازمندند و حق آنان را بگونه اي بپرداز كه در نزد خدا معذور باشي .  »

در قرآن و سيره پيامبر ( ص ) بزرگ اسلام ، از جمله مصارف خمس و زكات ، پرداخت آنها به همين طبقات محروم است . كه حضرت امير ( ع ) در نامه 25 و 26 به كارگزاران مالياتي همين نكته را تذكر مي دهد و سهمي از بيت المال را در بهبود معيشت آنها مقرر مي كند امام ( ع‌) به انفاق اقتصادي نسبت به محرومان ، توصيه مي نمود و علاوه بر آن خود ، كار و تلاش مي كرد و نتايج آن را براي بهبود زندگي اقتصادي يتيمان و مساكين وقف مي كرد كه « آبيار علي ( ع ) » در مدينه منوره بهترين شاهد صادقي بر مدعاي ماست كه علي ( ع ) آن چاه ها را حفر و براي مستمندان وقف نمود .

5ـ 4 ـ  توجه به قيمت مناسب كالا

يكي از راههاي توجه به وضعيت معيشتي مردم عادلانه بودن قيمت كالاست چرا كه بالا بودن قيمت اجناس قدرت خريد را مخصوص ثروتمندان نموده و محرومان  از ارزاق عمومي بي بهره خواهند شد حضرت در نامه 53 نهج البلاغه به اين نكته توجه دارد و مي گويد : وليكن البيع سمحاً بموازين عدل و اسحار لا تجحف بالفريقين من البائع و المبتاع : بايد خريد و فروش در جامعه به سادگي و با موازين عدل صورت پذيرد و قيمت ها به گونه اي باشد كه نه به خريدار زياني رساند . و در همين نامه به مالك اشتر تذكر مي دهد كه امور بازار و بازاريان را بررسي نمايد و قيمتها را كنترل و از احتكار و انباشته شدن كالا جلوگيري كند چنانچه بازاريان بعد از نهي از احتكار ، تخلف نمايند به كيفر و مجازات برساند چنانچه خود نيز در بازار حضور مي يافت و بازاريان و تجار را به ياد گرفتن احكام خريد و فروش ترغيب مي كرد و متخلفين را مجازات مي نمود .

5 ـ 5 ـ  توجه به ثمردهي منابع توليد

زمين و جنگل و درختان و ... كه از منابع توليدند اگر خشك و ويران گردند . ديگر زمين محصول نخواهد داد ، درختان به بار نخواهد نشست و مردم از نظر معيشت در رنج و سختي قرار خواهند گرفت اما اگر حاكم توجه او به آباد ساختن زمين و آبياري درختان باشد رعيت محصول بيشتري گرفته و وضعيت اقتصادي بهتري خواهند يافت و درآمد عمومي دولت از طريق ماليات افزايش مي يابد .

حضرت در نامه 53 نهج البلاغه ، آباداني زمين را مقدمه خودكفايي اقتصادي مي داند و در خطبه 154 نقش آبياري درختان در كيفيت ميوه را بيان داشته و مي گويد :

« و اعلم ان لكل عمل نباتاً و كل نبات لا غني الماء و المياء مخلفه ، فما طاب سقيه طاب غرسه و حلت ثمرته و ما خبث سقيه ، خبث غرسه و أمرت ثمرته »

آگاه باش هر عملي و رويشي دارد و هر روينده اي از آب بي نياز نيست و آبها نيز گوناگون مي باشند پس هر درختي كه آبياري اش به اندازه و نيكو باشد شاخ و برگش نيكو و ميوه اش شيرين است و آنچه آبياري اش پاكيزه نباشد درختش عيب دار و ميوه اش تلخ است . »

وقتي كه شهر كوفه را خشكسالي فراگرفته و زمين ها و كوهها از بي آبي شكاف برداشته و حيوانات از بي علفي گرسنه و لاغر گشته اند براي بهبود وضعيت مالي مردم اينگونه خطبه خواند :

« خداوندا ، كوههاي ما از بي آبي شكاف خورده و زمين ما غبار آلود و دام هاي ما در آغل هاي خود سرگردانند و چون زن و بچه مرده فرياد مي كشند و از رفت و آمد بي حاصل به سوي چراگاهها و آبشخورها خسته شده اند ! بار خدايا ! بر ناله گوسفندان و فرياد و آه شتران ماده رحمت آور ...

خدايا ما را با باراني سيراب كن كه زنده كننده ، سيراب سازنده ، فراگير و به همه جا رونده ، پاكيزه و با بركت ، گوارا و پرنعمت ، گياه آن بسيار ، شاخه هاي آن به بار نشسته و برگ هايش تازه و آبدار باشد تا با چنان باراني بنده ناتوان را توان بخشي و شهرهاي مرده ات را زنده سازي ، خدايا ؛ باراني ده كه بسيار ببارد تا زمين هاي بلند ما پرگياه شود .

5ـ 6 ـ تسريع در تقسيم بيت المال

يكي از راههاي توجه معيشت مردم به موقع رساندن حقوق و نياز آنهاست . من كه امروز نياز دارم و از فقر مي نالم چه سود كه فردا تأمين گردم ، مولي علي ( ع ) علاوه بر آنكه بيت المال را بالسويه قسمت مي كرد ، در توزيع آن عجله مي نمود تا اموال هر چه زودتر به دست مستحقان واقعي خويش رسيده و نيازشان برطرف  گردد ، « شبي مالي را نزد حضرتش آوردند ، دستور تقسيم آن را داد ، گفتند : يا اميرالمومنين ( ع ) اكنون شب است ، فردا تقسيم خواهيم كرد ، فرمود : آيا باور داريد كه فردا زنده ايد ؟ فرمود تأخير نكنيد مگر اينكه آن را قسمت نماييد ، شمعي آوردند و آن مال را تقسيم نمودند »

و حتي هر روز جمعه بيت المال را جارو مي زد و با آب مي شست ، سپس دو ركعت نماز مي خواند و مي گفت اين دو ركعت نماز شهادت خواهند داد . پس توجه يك حكومت به معيشت ماليات دهندگان و وضعيت اقتصادي كارمندان و محرومان و رسيدن به بازار و قيمت مناسب كالا و ثمردهي منابع توليدات ، سرعت دادن به رفع نياز محتاجان ، سبب كاستن فساد مالي خواهد شد و باعث خواهد گشت تا ثروت در دست طبقه خاصي تمركز نيافته و در سطح جامعه پخش گردد و از سويي محرومان و مستمندان زندگي بهتر يافته و دست خود را به ناهنجاريهاي اجتماعي چون سرقت و ... آلوده نخواهند كرد .