ناصر جبرائیل اوغلی naser jebraeil oghli

حمل ونقل - بازرگانی - اقتصاد - بازاریابی - مطالب آزاد

برخی از مشکلات بر سر راه شرکتهای حمل و نقل :
نویسنده : ناصر - ساعت ٢:۳۱ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٧/۸/۱۱
 

برخی از مشکلات بر سر راه سیستم های حمل و نقل :

 

1 ) حضور سازمانها و نهادهای فراوان کنترلی حاکی از عدم اعتماد به مدیران بوده و این امر شرایط فعالیت ، خطرپذیری و جلب همکاری مدیران لایق و کارآفرین را از بین برده و نهایتاً منجر به ناکارایی سیستم در هماهنگی و همراهی با بخش خصوصی می شود.

 

2 ) بخش خصوصی برای سرمایه گذاری نیازمند برنامه ریزی دراز مدت میباشد و با واگذاری فعالیتها و انعقاد قرار دادها و پیمانها بصورت یکساله صرفه اقتصادی برای سرمایه گذاری ندارد فلذا بخش خصوصی حاضر به سرمایه گذاری نیست.

 

3 ) اصولاً در کشورهای مترقی مالکیت خودروها در اختیار شرکتهای حمل و نقل میباشند و رانندگان به استخدام شرکتهای مذکور درمیآیند و بعضاً سهام آنها را در اختیار دارند. در ایران ناوگان حمل و نقل در مالکیت رانندگان بوده و شرکتهای حمل و نقل نمی توانند در فعالیتهای خود به اندازه کافی ابتکار عمل داشته باشند. لذا به جای اینکه مدیران شرکتهای حمل و نقل با بینش و آیندهنگری و با هماهنگی با سیاستهای کلی کشور ناوگان حمل و نقل را اداره نمایند، این رانندگان هستند که به نظام حمل و نقل کشور جهت میدهند.

 

4 ) با نو شدن ناوگان امکان افزایش کارکرد ناوگان و اشتغال مستقیم ۳ نفر به ازای هر کامیون نیز فراهم گردیده و نگرانی از بابت بیکاری رانندگان نیز وجود نخواهد داشت.

 

5 ) تصمیم گیری پشت درهای بسته و بدون مشورت و عدم اخذ نظرات کارشناسی صنوف و انجمن های حمل و نقل با توجه به اینکه قسمت مهمی از فعالیتهای حمل و نقل بویژه در جاده توسط بخش غیردولتی انجام می شود تصمیم گیری در ارتباط با اینگونه فعالیتها بدون اخذ نظرات آنان مشکلات بسیاری بوجود می آورد.

 

6 ) رقابت بخش دولتی با بخش غیردولتی حضور شرکتهای دولتی رقیب بخش خصوصی در حمل بار از طریق جاده، کشتیرانی و هواپیمایی منجر به تنگ شدن عرصه بر شرکتهای خصوصی شده است. از سوی دیگر حضور شرکت های به ظاهر خصوصی که به انحاء مختلف از طریق دستگاههای دولتی حمایت می شوند نیز مانع مهمی برای بخش خصوصی محسوب می شود .

 

7 ) دلیل اساسی عدم رشد سیستم های حمل ونقل بار ایران را باید در ، پرداختهای رشوه و پورسانت دید و باید گفت که حتی شرکتهای دولتی هم به این امر روی آورده اند و پرداخت پورسانت جزء اصلی کار شده است  . برای مثال با کارکنان خود قرارداد یکساله با مبلغ حداقل حقوق می بندند و 10 یا 30 درصد از سود هر بار را هم به عنوان پورسانت به آنها می دهند .

باید گفت که مدیران حمل ونقل ، همه را به کارچاق کنی دعوت می کنند و خوشحال هستند که مدیریت حمل و نقلی می کنند ، حمل و نقل اگر چه در برخی تقسیم بندی ها به عنوان شاخه ای از بخش خدمات به حساب می آید اما بدلیل اهمیت بنیادی اش، فعالیت زیربنایی تلقی می شود که توجه نشدن به آن موجب عقب ماندگی سایر بخشها می شود . اولین و بدیهی ترین نشانه های سطح توسعه کشورها در وضعیت فرودگاه ها، جاده ها و سیستم حمل و نقل آن کشور خود را نمایان می کند به همین دلیل کشورهای پیشرفته با انجام سرمایه گذاری های قابل توجه شبکه آزادراهها، راه آهن و حمل و نقل دریایی و هوایی خود را کامل نموده و با بکارگیری ناوگان مدرن و کارآمد خدمات خود را با کیفیت عالی به مردم ارائه می کنند.

 

حال با این حقیقت محض چگونه باید رفتار کرد . آیا آنها برای مثال کار حمل ونقلی می کنند یا خیر ؟

 

نظرات خود را بدهید .