ناصر جبرائیل اوغلی naser jebraeil oghli

حمل ونقل - بازرگانی - اقتصاد - بازاریابی - مطالب آزاد

پل را بالا نکش، رودخانه را عمیق‌تر کن!
نویسنده : ناصر - ساعت ۱٢:٠۱ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/٧/٢٩
 

 

پل را بالا نکش، رودخانه را عمیق‌تر کن!

   

نوشته سارا لطیفی

   

نمی‌خواهم نگرانتان کنم! اما در زندگی روزمره، به‌خصوص در کار، بیش از آن‌چه ادعا می‌شود مسائلی برای ایجاد نگرانی، تنش، فشار روانی، افسردگی و بسیاری دیگر وجود دارد که ممکن است سلامت روانی هریک از ما را به خطر اندازد. روزی را در نظر بگیرید که به‌عنوان یک کارمند آغاز می‌کنید. در‌‌حالی‌که به‌شدت نگران وضعیت تحصیلی نامطلوب فرزندتان هستید به سوی محل‌کار خود حرکت می‌کنید. در یک ترافیک سنگین و پیش‌بینی نشده گیر می‌افتید. دیر به محل‌کارتان می‌رسید. هنگام ورود مدیرتان به‌علت تاخیر سرزنشتان می‌کند. او عذر شما را نمی‌پذیرد. ناراحت می‌شوید زیرا علت برخورد غیر‌منطقی او را نمی‌فهمید مگر آن‌که احتمال دهید مدیرتان با هواپیمای شخصی و بر فراز آسمان به محل‌کار خود می‌آید. به طرف اتاق کار خود می‌روید. نور و فضای اتاق کارتان را دوست ندارید. آن‌جا تاریک و پر‌ازدحام است. از همکارتان دلخورید. به یک سلام غیردوستانه بسنده می‌کنید. هیچ انرژی مثبتی بین شما و همکارتان ردوبدل نمی‌شود. به سمت میز کار خود می‌روید. برگه‌هایی به صورت نامرتب روی میز شماست. ذهنتان به‌‌شدت درگیر است و احساس می‌کنید تمرکز کافی برای رسیدگی به آن‌ها ندارید. شما از لحاظ روانی برای انجام کار آماده نیستید. ولی آ‌ن‌ها باید تا آخر وقت اداری تحویل داده شوند. انگیزه‌ای برای تحویل به‌موقع آن‌ها ندارید چرا که فکر می‌کنید حقوق در‌نظر گرفته شده برای شما با عملکرد شغلی‌تان متناسب نیست. با خود می‌گویید: «با به انجام رسانیدن این کار، توانایی‌های خود را در معرض سنجش قرار داده و حس کفایت و کارآمدی شخصی را در خود تقویت می‌کنم.» ولی امروز به یک محرک قوی‌تر نیاز دارید. محرک و انرژی مثبت را در جایی نمی‌یابید. خود را مجبور به انجام کار می‌کنید. در حین انجام کار به چند تماس از جانب مشتری پاسخ می‌دهید. یکی از آن‌ها به‌علت درخواست غیر‌منطقی خود، باعث ایجاد فشار‌روانی مضاعف در شما می‌شود. آخرِ ‌وقت برگه‌های کاری را به مدیر خود تحویل می‌دهید. از کاری که انجام داده‌اید به‌هیچ‌عنوان احساس رضایت نمی‌کنید چرا که می‌دانید در صورت داشتن شرایط روانی مطلوب، کار را به‌نحو بهتر و موثرتری انجام می‌دادید. کار کردن از روی وظیفه و نه عشق شما را خشنود نمی‌کند. مدیرتان نگاهی به برگه‌های شما می‌اندازد و به‌شدت عصبانی می‌شود. او برگه‌ها را به شما برگردانده و می‌گوید: «از شناگرانی که فقط سعی می‌کنند سر خود را بالای آب نگه دارند، متنفرم!» مدیر شما اعتقاد دارد: «هنر خوب کارکردن چیزی فراتر از صرفاً کار کردن در مجموعه‌ای خاص از موقعیت‌هاست.»

***

اکنون سوال این است: مقصر کیست؟ کارمند؟ یا مدیر؟ جان داک می‌گوید: «هیچ‌کس هم‌چون جزیره و تنها نیست، هر فرد قطعه‌ای از یک قاره است، قطعه‌ای از یک اصل. اگر ابرها از روی دریاها کنار روند، اروپا خیلی کوچک خواهد بود، هم‌چون دماغه‌ای بلند. مرگ هر‌کسی از من می‌کاهد، چون خود را درگیر بشریت می‌بینم...».

پس هیچ مدیری از کارمند و هیچ کارمندی از مدیر خود جدا نیست. سلامت و پویایی یک سازمان، از سلامت روانی اشخاصی که آن سازمان را تشکیل می‌دهند به‌وجود می‌آید و سلامت روانی کارمندان نیز به‌همان ترتیب تابعی از فضای روانی سالم سازمانی است که در آن کار می‌کنند. هنگامی که سازمان در کارکرد مناسب خود دچار نارسایی می‌شود، سرکوفت‌زدن به کارمندان امری رایج است. جالب این است که نتیجه آن کمکی به حل مشکل نمی‌کند. اما راه دیگری هم هست: سازمان را به‌گونه‌ای تغییر دهیم که افرادی با کارکرد مناسب را جذب کرده و نگه دارد تا در نهایت سازمانی با کارکرد سالم پدید آوریم.

سازمان با کارکرد سالم سازمانی است که به نیازهای کارمندان نیز توجه خواهد کرد و نه صرفاً به نیازهای بازار. سلامت جسمانی و روانی کارکنان آن به‌همان‌اندازه مورد توجه و علاقه مدیریت قرار می‌گیرد که تولید و بهره‌وری مورد تاکید است. یک سازمان سالم به کارمندان کمک می‌کند تا احساس خوبی در مورد خودشان داشته باشند و کار را به نحو موثرتری انجام دهند. از تمام کارمندان خود حمایت می‌کند و به حقوق اجتماعی و قانونی آن‌ها اهمیت می‌دهد. چنین سازمانی نیازهای بازار را نیز به خوبی برآورده خواهد کرد.

بنابراین این باور را در خود تقویت کنیم که هنر خوب مدیریت کردن نیز چیزی فراتر از صرفاً پاسخگویی به نیازهای شغلی سازمان است. برای به وجود آوردن یک کسب‌وکار آرمانی، کارامدترین راه آن است که سازمان سالم‌تری را فراهم آوریم که هم نیازهای جسمی و روانی کارمندان را برآورده کند و هم به نیازهای مشتریان توجه داشته باشد. فراموش نکنیم که کارمندان سالم می‌توانند مشتریان راضی بیافرینند.

   

در این مقاله سعی شده است تا به صورت مختصر روش‌هایی برای ایجاد و حفظ سلامت روان یک سازمان (کارمندان، مدیران) بیان شود. این روش‌ها در چهار بعدِ آموزش، سازگاری شغلی، حمایت مداوم، فرهنگ مثبت کاری ذکر خواهد شد.

 

منبع : www.fara.ir