ناصر جبرائیل اوغلی naser jebraeil oghli

حمل ونقل - بازرگانی - اقتصاد - بازاریابی - مطالب آزاد

چگونه مراقب سلامت روانی سازمان باشیم
نویسنده : ناصر - ساعت ۱٢:٠۳ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/٧/٢٩
 

 

چگونه مراقب سلامت روانی سازمان باشیم

   

آموزش. آگاهی درباره افسردگی، استرس و سایر مسائلی که سلامت روان ما را به‌خطر می‌اندازند باعث می‌شود که به‌سرعت نشانه‌های بیماری را شناسایی کنیم. سپس، با تشخیص به‌هنگام بیماری در جهت پیشگیری و یا درمان آن گام برداریم. این آگاهی به ما کمک می‌‌کند همکاران و یا کارمندانی که دچار هر کدام از این بیماری‌ها هستند را شناخته و با آن‌ها برخورد مناسبی داشته باشیم.

برای مثال، خانم الف که به مدت پانزده سال در یک شرکت دولتی مشغول به کار بود، در چند ماه گذشته با چاقی ناگهانی مواجه شد. به طوری‌که خود به وحشت افتاد و با اصرار همکاران به یک پزشک تغذیه مراجعه کرد. اما با گذشت چندین ماه خانم الف نتوانست جلوی افزایش بی‌رویه وزن خود را بگیرد. او می‌گفت:« تلاش‌ من برای جلوگیری از افزایش وزن بیهوده است.»

درواقع، او تلاشی نمی‌کرد. نگاهی به پرونده عملکرد شغلی خانم الف انداختیم. ایشان در ماه‌های گذشته بیش از بیست ساعت تاخیر داشته و گزارش‌های ماهانه خود را تقریباً اواسط ماه بعد آماده کرده بود. در گزارش‌ها که دقیق شدیم دریافتیم آن‌ها کاملاً بی‌دقت نوشته شده بودند. پرونده عملکرد ایشان را با سال گذشته مقایسه کردیم. تغییر فاحشی به چشم می‌خورد. ایشان از یک کارمند با عملکرد خوب به کارمندی با عملکرد ضعیف تبدیل شده بود. افزایش وزن علاوه برآن‌که سبب سستی و کندی فعالیت‌های جسمانی او شده بود، احساس اعتماد به نفس او را نیز آن‌چنان مختل کرده بود که دیگر حاضر به شرکت در جلسات خارج از سازمان نمی‌شد. در ارتباط با مشتریان و سایر همکاران خود با پرخاشگری رفتار می‌کرد. بنابراین در روابط میان‌فردی خود دچار مشکل شده بود. همکاران با خود می‌گفتند: «خانم الف به یکباره دیوانه شده!» و از او دوری می‌کردند.

حال اگر خانم الف یا هر‌کدام از همکاران و یا مدیرش، از نشانه‌های بیماری افسردگی مطلع بودند، قطعاً او به جای مراجعه به پزشک تغذیه به یک روان‌شناس مراجعه می‌کرد. همین‌طور همکاران می‌دانستند خانم الف دچار یک پریشانی (بحران) در سلامت روان است و می‌توانند به جای دوری، با شیوه‌های مناسب به ایشان در جهت درمان کمک کنند. خانم الف می‌توانست با عملکرد موثرتری به کار خود ادامه دهد و موجبات ارتقای خود و سازمانش را فراهم آورد. به یقین این آگاهی، زندگی‌ای با اندام و روانی مناسب به او هدیه می‌داد.

   

در زیر راهکارهایی برای آگاهی و آموزش در سازمان پیشنهاد می‌کنیم:

   

سازگاری شغلی. شغل مناسب، شغلی است که با مهارت‌ها، علایق و اهداف ما هم‌خوانی دارد. اگر خوش‌شانس باشیم و چنین شغلی بیابیم آن وقت کار خود را به‌خوبی انجام می‌دهیم، به وظایف کاری خود همیشه علاقه‌مند هستیم، در شغل انتخابی خود به‌مدت طولانی باقی می‌مانیم و از همه مهم‌تر هر روز از رفتن به سر کار خود لذت می‌بریم.

داشتن شغلی سازگار با مهارت‌ها و علایق هر فرد مستلزم آن است که بتوانیم شناخت مناسبی از خود و علایق، هیجانات و اهدافمان داشته باشیم.

برای مثال، آقای ب خود را فردی پرتحرک و فعال، هیجان‌خواه، رقابت‌طلب، با احساسِ نیازی بالا به پیشرفت ارزیابی می‌کند. او از انجام فعالیت‌هایی که نیاز به جنب‌و‌جوش بدنی ندارند، به‌شدت بیزار است و انجام چنین فعالیت‌هایی به‌سرعت او را از لحاظ روانی خسته می‌کند. حضور در مکان‌های آرام، حوصله او را سر می‌برد. او مایل است کارهای متفاوتی انجام داده و به ثمر برساند. او به مشاغلی علاقمند است که سریع و به‌طور واضح در خصوص کیفیت عملکردش، بازخورد می‌دهد. و در آخر او می‌خواهد در مقایسه با دیگران، برنده باشد.

 با در‌نظر‌گرفتن ویژگی‌های آقای ب، به نظر شما چه شغلی برای او مناسب است؟ بازیکن یک تیم فوتبال و شرکت در مسابقات؟ یا ماهی‌گیری در کنار یک رودخانه آرام؟ به آقای ب فقط یک توصیه می‌شود: «از ماهی‌گیری بپرهیزید و به خود و ماهی‌ها اجازه دهید خوشبخت بمانید.» چرا که بیش‌تر زمانِ مفید هر فرد طی یک روز، در رابطه با شغلش صرف می‌شود. فرق میان شغلی که شما به دنبالش بودید و شغلی که صرفاً به خاطر اجبار به آن مشغولید، می‌تواند همان اختلاف میان زندگی رضایت‌بخش و کامروا یا زندگی شاق و خفت‌باری باشد که باعث از بین‌رفتن شادکامی و سلامت روان شما می‌شود.

   

راهکارهای زیر را برای سازگارسازی شغلی پیشنهاد می‌‌کنیم:

   

پشتیبانی مداوم. وجود افراد پشتیبان در محل کار که می‌توانیم با آن‌ها به‌راحتی صحبت کنیم، به ما کمک می‌کند که با این افراد ارتباط دوستانه و راحتی داشته باشیم و بتوانیم آسوده‌خاطر با آن‌ها درباره نگرانی‌هایمان صحبت کنیم و در مواقع نیاز، تمام راه‌های مختلف برای انجام دادن کارمان را امتحان کنیم.

 برای مثال، خانم ج دانشجو است. او درگیر امتحانات آخر ترم خود است. زمان بسیاری از وقت او صرف کار می‌شود. اما اکنون به زمان بیش‌تری برای درس ‌خواندن نیاز دارد. اضطراب اجتناب‌ناپذیر امتحانات و زمان کم از یک طرف و درگیر شدن با مسائل مربوط به کار از طرف دیگر، فشار روانی زیادی در او ایجاد می‌کند. توام شدن (تداخل) مسائل کاری و شخصی، او را با مشکلاتی هم در محیط‌کار و هم در زندگی شخصی مواجه کرده ‌است. عملکرد تحصیلی و شغلی و سلامت روان او به‌شدت در معرض خطر قرار دارد. او به چند راه‌حل مختلف فکر می‌کند. بهترین راه‌حل از نظر او این ‌است که به هردو کار به‌طور هم‌زمان بپردازد به‌گونه‌ای که نه عملکرد شغلی او تحت‌تاثیر مسائل خارج از سازمان قرار گرفته و  افت کند و نه عملکرد تحصیلی او. تا بدین‌ترتیب، بتواند از سلامت روان خود نیز مراقبت کند. او نباید فراموش کند این راه حل تحقق نمی‌یابد مگر آن‌که شانس برخورداری از یک مدیر پشتیبان را داشته باشد.

   

راهکارهای پیشنهادی در این بخش به قرار زیر است:

   

فرهنگ کاری مثبت. برای این‌که از سلامت روانی خوبی در محیط کار برخوردار باشیم، نیاز به یک محیط کاری مثبت داریم که استرس‌های بی‌دلیل و ناخواسته ناشی از محیط کار را به حداقل برساند، به‌وجود تنوع در کار اهمیت بدهد و روابط دوستانه، احترام متقابل و انعطاف‌پذیری را تشویق و در محیط کار اشاعه دهد.

   

راهکارهایی که به شما برای ساختن فرهنگ کاری مثبت کمک می‌کند، به قرار زیر است:

   

***

   

آیا کاربرد راهکارهای پیشنهادی در این مقاله برای حفظ سلامت روانی افراد و یا پدیدآوردن سازمانی با کارکرد سالم به نظرتان سخت و یا غیرقابل اجرا بود؟ فراموش نکنیم که ما می‌توانیم قبل از بروز یک بحران، راه‌هایی برای جلوگیری از آن به‌کار گیریم. پس بهتر آنست که از همان ابتدا رودخانه‌ای عمیق‌تر ساخته باشیم که با بحرانی مواجه نشده و  مجبور به بالاتر بردن پل نشویم.

آیا اجرای راهکارهای پیشنهاد شده در این مقاله برای داشتن سازمانی سالم کافیست؟ قطعاً خیر. دلایل زیادی وجود دارند که یک سازمان دارای محیطی سالم با افرادی سالم باشد. در این مقاله کوتاه قصد داشتیم تا اهمیت توجه به این مسئله را برای خوانندگان روشن کنیم. از آن‌جایی که رکن اصلی هر سازمان، انسان است و مشخصه اصلی او پیچیدگی به حساب می‌آید، هیچ نسخه از پیش تعیین‌شده و مشخصی برای این مسئله وجود ندارد. عبارت معروفی در این زمینه وجود دارد: «کفشی که به پای شما اندازه است، ممکن است به پای دیگری تنگ باشد.» هرچند همه ما به کفش نیاز داریم. اما یک کفش استاندارد و مطابق با اندازه پای خود. بنابراین خوب است برای داشتن سازمانی سالم علاوه بر توجه به این مسئله از متخصصان این امور برای طرح‌ریزی آن کمک بگیریم.

   

پیشنهاد نگارنده

یکی از راه‌های درک ضرورت توجه به سلامت روان در سازمان، مطالعه و پی‌گیری پژوهش‌هایی است که در این زمینه به انجام رسیده است. مدت کوتاهی از زمان مطالعه خود را به این موضوع اختصاص دهید. به خوانندگان و علاقه‌مندان به ایجاد و حفظ سلامت روانی سازمان، خواندن مقاله «هزینه فایده کارکنان شاداب»، نوشته مایلز وایت، توصیه می‌شود.

   

سرباز بیمار یا زخمی را پزشکان مداوا می‌کنند، ولی تو پیشاپیش باید از بیمار شدن آنان جلوگیری کنی.

کورش

   

   

باید یقین کنی هرکس به تو خدمت می‌کند روان شاداب و جسم سالم دارد.

کورش

   

لینک خبر:  http://www.fara.ir/blogfa/?newsid=517