ناصر جبرائیل اوغلی naser jebraeil oghli

حمل ونقل - بازرگانی - اقتصاد - بازاریابی - مطالب آزاد

زهد و توسعه اقتصادی: تعامل یا تقابل؟
نویسنده : ناصر - ساعت ٧:٥٩ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٥/۱٧
 

زهد و توسعه اقتصادی: تعامل یا تقابل؟

گروه مطالعاتی اقتصادپژوهان شرق*

چکیده

نگاه سطحی به مفاهیم زهد و توسعه، باعث ایجاد تضاد بین دو مفهوم زهد و توسعه اقتصادی می‌شود. وقتی که زهد به رویگردانی از سود، ثروت و منافع حلال دنیا تفسیر می‌شود، زمانی که در مفهوم توسعه اقتصادی تنها به بعد مادی انسان توجه شده و از بعد معنوی انسان غفلت می‌شود، این تضاد به وجود می‌آید. در واقع در جایی که توسعه اقتصادی عبارت است از توجه صرف به مصرف بیشتر شخصی برای افزایش تولید و زهد به معنای ترک دنیا و گوشه‌گیری از اجتماع و اکتفا به اقتصادی معیشتی و بخور و نمیر تفسیر شود، این دو مفهوم با یکدیگر ناسازگارند.

اما با دقت و تحقیق بیشتر در تعاریف زهد از نگاه قرآن و معصومین می‌توان مفهوم واقعی آن را که عدم دلبستگی به مظاهر دنیا است استخراج کرده که این دیدگاه نه تنها دنیا را نفی نکرده بلکه ارزش آن را به عنوان وسیله‌ای برای آخرت دانسته است. طبق این دیدگاه، زهد نه تنها مانع توسعه نیست بلکه پایه یک رفتار عقلایی برای انسان است و با توجه ویژه به مصرف کمتر، راه را برای سرمایه‌گذاری بیشتر، انتقال مصرف به دیگران، جلوگیری از مفاسد اقتصادی و بهداشت روانی باز کرده که خود عاملی مهم برای تسریع توسعه اقتصادی به شمار می‌رود.

واژگان کلیدی:

زهد- اسلام - توسعه اقتصادی- رفاه – اقتصاد اسلامی – رشد اقتصادی – فقر و نابرابری درآمدی.
مقدمه

نگاه سطحی به مفاهیم زهد و توسعه، باعث ایجاد تضاد بین دو مفهوم زهد و توسعه اقتصادی می‌شود. وقتی که زهد به رویگردانی از سود، ثروت و منافع حلال دنیا تفسیر می‌شود، زمانی که در مفهوم توسعه اقتصادی تنها به بعد مادی انسان توجه شده و از بعد معنوی انسان غفلت می‌شود، این تضاد به وجود می‌آید. در واقع در جایی که توسعه اقتصادی عبارت است از توجه صرف به مصرف بیشتر شخصی برای افزایش تولید و زهد به معنای ترک دنیا و گوشه‌گیری از اجتماع و اکتفا به اقتصادی معیشتی و بخور و نمیر تفسیر شود، این دو مفهوم با یکدیگر ناسازگارند.

در این مقاله ابتدا سعی شده است توجه دقیق‌تری به تعریف و دیدگاه‌های مختلف در مورد زهد صورت گیرد و با بیان تعریف توسعه اقتصادی، اثر زهد بر آن مطرح شود. در اینجا اثرات زهد به عنوان یک عامل مهم تسریع توسعه از طریق سرمایه‌گذاری بیشتر، جلوگیری از مفاسد اقتصادی، حذف مصارف اضافی، تأمین بهداشت روانی جامعه و کاهش فقر و نابرابری درآمدی مطرح شده است. در ادامه با تبیین مفاهیم فوق و ارتباط آن‌ها با یکدیگر، این نتیجه بدست آمد که بین زهد و توسعه اقتصادی ناسازگاری وجود ندارد.

 

دیدگاه‌های مختلف در ارتباط با زهد:

در مورد زهد سه دیدگاه وجود دارد:

 

الف) زهد ترک دنیا است. معنای زهد طبق این دیدگاه به معنی ترک دنیا برای مشغول شدن به عبادت است. همانگونه که در کتاب لغت المنجد چنین معنا شده است: زاهد در دنیا است یعنی: از دنیا برای عبادت دست کشیده است.[1] این دیدگاه بر این باور است که کار دنیا و کار آخرت از یکدیگر جداست؛ بدین معنا که ما دو نوع کار داریم: بعضی کارها مربوط به اجتماع است درمقابل کارهای دیگری هست که به زندگی فردی مربوط است وآن قسم عبادات است. عبادت یعنی دعا خواندن، روزه گرفتن و ریاضت کشیدن. پس زهد یعنی رهاکردن زندگی اجتماعی برای پرداختن به اعمال عبادی؛ بنابراین برای اینکه زاهد باشیم راهی بجز جداکردن خود از اجتماع نداریم، راهش عزلت و انزوا و گوشه‏گیری است. نتیجه‏اش همان رهبانیتی است که در دنیای مسیحیت رایج بوده است.

 

ب) دیدگاه دوم همانند دیدگاه اول کارها را به دو دسته تقسیم می‌کند، اما معتقد است که زهد یک امر قلبی است نه عملی؛ یعنی از مرحله قلب به مرحله عمل سرایت نمی‏کند؛ زیرا اگر به عمل سرایت کند نتایج مخربی در پی داشته که همان رهبانیت است و این نکته را با توجه به حدیثی که از امیرالمومنین(ع) در مورد تفسیر معنای زهد رسیده ابراز می نمایند و می‏گویند که غمگینی و شادی که در «لِکَیلا تأسُوا عَلی ما فاتَکُم و لاتَفرَحوُا بما اَتاکُم»[2] ( به خاطر اینکه برای آنچه از دست شما رفته افسوس نخورید و بخاطر آنچه به شما داده شده شادمان نگردید) اشاره گردیده، مربوط به قلب است نه عمل.

 

ج) دیدگاه سوم بیان می‌دارد که زهد یعنی عدم دلبستگی به دنیا و هدف قرار ندادن آن است. مفهوم صحیح و دقیق زهد بدین صورت است که اسلام بین دنیا و آخرت به آن شکل که کارها را دو دسته کند قائل نیست. ازنظر اسلام کارهای دنیوی نیز می‏تواند مربوط به آخرت باشند. در اسلام تجارت یا زراعت، هم می‏تواند جنبه دنیوی و هم می‏تواند جنبه آخرتی داشته باشد. در واقع بستگی به هدف شخص دارد. اگر کسب و کار از راه مشروع و با هدف کسب رضایت خداوند باشد، از نظر اسلام عبادت است. بنابراین در اسلام امور دنیوی از قلمرو آخرت بیرون نیستند.در احادیث بسیاری امور دنیوی مکمل امور اخروی شمرده شده به‏طوری که اگر انسان بخواهد در آخرت برداشت خوبی داشته باشد می‏باید در دنیا آنرا به ثمر نشاند.[3]

 

تعریف زهد در نگاه قرآن و معصومین

در برخی از آیات و روایات  فقر و گریز از دنیا ستوده شده است.[4] برداشت ظاهری از این آیات و روایات به یک دیدگاه بدبینانه به دنیا و ثروت منجر خواهد شد و در مقابل فقر و تنگدستی مورد ستایش قرار می‌گیرد اما با مرور روایات دیگری در همین زمینه روشن خواهد شد که آنچه از نظر اسلام ناپسند است دلبستگی به دنیا و در نظر نگرفتن آخرت است. دنیا و ثروت هنگامی نکوهیده‌اند که هدف نهایی انسان در نظر گرفته شود. ولی اگر توجه به دنیا و کسب ثروت‌ به منظور رفع نیازهای فردی و اجتماعی در جهت قرب الی الله صورت گیرد، نه تنها مذموم نیست بلکه مورد تشویق نیز قرار گرفته است.[5] بنابراین فقری که مورد ستایش قرار گرفته و افتخار پیامبر(ص) است، فقر مادی و اقتصادی نیست. اکثر صاحب‌نظران به تأویل و تفسیر اینگونه روایات پرداخته‌اند که بر مبنای همه آنها نمی‌توان فقر را در اینگونه روایات به مفهوم فقر مادی و اقتصادی گرفت. برای مثال فقر می‌تواند به معنای احساس نیاز شدید به خداوند باشد.[6]

برخی از آیات و روایات ذکر شده در مذمت فقر و ستایش دنیا عبارتند از:

پیامبر اکرم(ص) می‌فرماید : «الّهم انی اعوذُ بکَ من الکفرِ و الفقر»[7] خداوندا از فقر و کفر به تو پناه می‌برم.

قرآن کریم : «شیطان شما را وعده فقر و تهیدستی می‌دهد و به فحشا امر می‌کند، ولی خداوند وعده آمرزش و فزونی به شما می‌دهد و خداوند قدرتش وسیع و داناست».[8]

قرآن کریم : «در آنچه خداوند به تو داده سرای آخرت را بطلب و بهره‌ات را از دنیا فراموش نکن».[9]

امام علی(ع) می‌فرماید: «زهد در این دو جمله از قرآن تفسیر و معنی شده است: تا بر آنچه از کفتان رفت تأسف نخورید و نسبت به آنچه به شما می‌رسد، خوشحال و دل‌خوش نباشید؛ پس کسی که بر گذشته تأسف نخورده و نسبت به آینده شادی غفلت‌آمیز نداشته باشد، به طور کامل به این مقام نایل گشته است».

«زهد در دنیا عبارت است از کوتاه کردن آرزو و شکر نمودن هر نعمت و پرهیز از هرچه خداوند حرام فرموده است».[10]

امام صادق(ع) می‌فرماید : «زهد به معنای از بین بردن ثروت و حرام نمودن حلال نیست بلکه زهد عبارت است از اینکه اطمینانت به آنچه در دست تو است بیشتز ار آنچه در دست خدا است، نباشد ».[11]

و نیز می فرمایند : «زهد در دنیا به ضایع کردن مال و حرام نمودن مال نیست بلکه زهد در دنیا به این است که اعتماد تو نسبت به آنچه در دستت می‌باشد، بیشتر نباشد از اعتمادت نسبت به آنچه در دست خداوند است».[12]

در روایتی دیگری از امام معصوم (ع) داریم : «لیسَ منّا مَن ترک دنیاه لاخرته و لا آخرته لدُنیا» آن کس که دنیایش را به خاطر آخرت و آخرتش را به خاطر دنیا ترک کند، نسبتی با ما ندارد.[13]

زهد در اصل به معنای قلت در هر چیز است و از آنجا که به چیزهای کم و ناچیز رغبتی نمی‌شود، به معنای بی‌رغبتی نیز آمده است.[14]

به طور کلی از آموزه‌های دینی چنین بر می‌آید که زهد دارای دو بعد است :

1-   بعد روحی که به معنای دل‌نبستن و شیفته نبودن به مظاهر مادی است. امام علی(ع) با اشاره به این نکته می‌فرماید : «تمام زهد در دو جمله قرآن است: «لِکَیلا تأسُوا عَلی مافاتَکُم و لاتَفرَحوُا بما اَتاکُم»[15] زهد در این مرحله به معنای برخوردار نشدن از امکانات مادی نیست بلکه به معنای اسیر زخارف دنیایی نشدن است».

2-   بعد عملی زهد که همان «برداشت کم برای بازدهی زیاد»[16] می‌باشد. از این رو، زهد عملی مربوط به صرفه‌جویی در مصرف است و هرگز عرصه تولید را شامل نمی‌شود.[17]

در قرآن آمده است : «و رُهبانیتاً ابتدعوها ما کَتبناها عَلیکُم»[18] یعنی ترک دنیا را از پیش خودتان آوردید و این یک بدعت بود که ما نگفتیم. در حدیثی از پیامبر(ص) هم نقل شده است که : «لا رُهبانیةَ فی الاسلام» یعنی که در اسلام رهبانیت نیست و این روایت در مورد جمعی از صحابه نقل شده است که گوشه‌گیری اختیار کردند و فقط به عبادت مشغول شدند. وقتی پیامبر(ص) فهمید به سراغ آنها آمد و فرمود: من به این صورت زندگی نمی‌کنم و این شیوه‌ای که شما در پیش گرفته‌اید از نظر من قابل قبول نیست. در قضیه عثمان بن مظعون است که وی ترک دنیا را انتخاب کرده بود. پیغمبر(ص) سراغش آمد و او را از این کار بر حذر داشت.[19]

از دیدگاه اسلام، زهد عبارت است از عدم دلبستگی به چیزی که نسبت به آن جاذبه و میل طبیعی وجود داشته باشد و انسان در اثر عواملی، با اختیار نسبت به آن بی‌رغبتی نشان دهد و زیبایی و ارزش‌های آن را ناچیز  بشمارد.

بنابراین، اصل زهد، جنبه روحی و قلبی دارد و آن عدم دلبستگی و دل‌خوش نمودن و اطمینانِ خاطر به دنیا و مظاهر آن است و زهد هیچ‌گاه به معنای ناداری و متنعّم نبودن نیست؛ بلکه زاهد واقعی کسی است که مظاهر زیبا و فریبنده دنیا او را فریفته و دل‌باخته خود نسازد و توجهش از مادیات دنیا، به عنوان کمال مطلوب و نهایت آرزو، عبور کرده، متوجه اهداف بالاتری گردد؛ به عبارت دیگر در اندیشه اسلامی، دنیا و آخرت دو امر جدا از هم و رو در روی یکدیگر نیستند، بلکه هر یک مرحله‏ای از مراحل هستی محسوب می‏شوند. ارتباط این دو جهان؛ همانند ارتباط ظاهر و باطن شی‏ء واحد است که با عبور موفقیت‏آمیز از دنیا می‏توان به سعادت اخروی دست‏یافت. از سخنان معصومین چنین برداشت می‌شود که دنیا وسیله است نه هدف[20].

  امام علی (ع) فرمودند : «الدّنیا دار مجازٍ،والاخرةُ دارُ قَرار، فخَذوُا مِن ممرّکُم لمِقرّکُم».[21]  (جز این نیست که دنیا گذرگاهی است ناپایدار، و آخرت اقامتگاهی است برقرار.از گذرگاه خود بگیرید برای اقامتگاه پایدار).

زهد عاملی است برای تلاش بیشتر و بکارگیری تمام فرصت‏ها و امکانات و تقویت روحیه مسئولیت‌پذیری که شیفتگی به دنیا را نفی می‌کند و تأثیر مستقیمی بر تقویت وجدان‌کاری، بهره‌برداری مطلوب از منابع تولید و در نتیجه پیشرفت مادی فرد و جامعه دارد.[22]

زهد اسلامی بیانگر انتخاب زندگی ساده و بی‌تکلف و پرهیز از تجمل و لذت‌گرایی است. زاهد واقعی سعی می‌کند ملاک‌ها و ارزش‌های آن جهانی را وارد زندگی این جهانی کند و مسئولیت‌های اجتماعی را به نحو مطلوب انجام دهد.

 

توسعه اقتصادی

گاهی آنچه از توسعه اقتصادی برداشت می‌شود تنها رشد اقتصادی است در حالی‏که رشد اقتصادی یکی ازعوامل مهم توسعه اقتصادی است ولی تنها عامل آن نیست. به عبارت دیگر رشد اقتصادی شرط لازم توسعه اقتصادی است و لی شرط کافی نیست. توسعه نهایتاً باید علاوه بر جنبه مادی و پولی زندگی مردم سایر جنبه‌ها را نیز در بر بگیرد؛ لذا باید به عنوان جریانی چند بعدی که مستلزم تجدید سازمان و تجدید جهت‌گیری مجموعه نظام اقتصادی و اجتماعی کشور است مورد توجه قرار گیرد. توسعه علاوه بر بهبود وضع درآمدها و تولید، آشکارا متضمن تغییرات بنیادی در ساخت‌های نهادی، اجتماعی و اداری و نیز طرز تلقی عامه در بیشتر موارد حتی آداب و رسوم و اعتقادات است.[23]

توسعه را باید جریانی چند بعدی دانست که مستلزم تغییرات اساسی در ساخت اجتماعی، طرز تلقی عامه مردم و نهادهای ملّی و نیز تسریع رشد اقتصادی، کاهش نابرابری و ریشه کن کردن فقر مطلق است. توسعه باید در اصل نشان دهد که مجموعه نظام اجتماعی، هماهنگ با نیازهای متنوع اساسی و خواسته‌های افراد و گروه‌های اجتماعی در داخل نظام از حالت نامطلوب زندگی گذشته خارج شده و به وضع یا حالتی از زندگی که از نظر مادی و معنوی بهتر است سوق می‌یابد.[24]

توسعه در کلیه جوامع باید حداقل دارای سه هدف زیرین باشد:

1. امکان دسترسی بیشتر به کالاهای تداوم‌بخش زندگی مانند غذا، مسکن، بهداشت و امنیت و توزیع گسترده در این گونه کالاها؛

2. افزایش سطح زندگی، از جمله درآمدهای بالاتر، تأمین اشتغال بیشتر، آموزش بهتر و توجه بیشتر به ارزش‌های فرهنگی و انسانی، یعنی تمام آنچه که نه فقط به پیشرفت مادی کمک می‌کند، بلکه احترام به نفس شخصی و ملی بیشتری  نیز ایجاد می‌کند.

3. گسترش دامنه انتخاب اقتصادی و اجتماعی افراد و ملل از طریق رهایی آنان از قید بردگی و وابستگی، نه تنها نسبت به سایر افراد و کشورها بلکه همچنین نسبت به نیروی جهل و بدبختی بشر.[25]

پروفسور بلاک می‌گوید: توسعه اقتصادی عبارت است از دست‌یابی به تعدادی هدف، شاخص‌های مطلوب نوسازی از قبیل افزایش بازدهی تولید، ایجاد برابری‌های اجتماعی و اقتصادی، کسب دانش فنی، مهارت‌های جدید، بهبود در وضع نهادها یا به طور منطقی دستیابی به یک سیستم موزون و هماهنگ از سیاست‌های مختلف که بتواند انبوه شرایط نامطلوب یک نظام اجتماعی را برطرف کند.[26]  پرفسور جرالد مایر توسعه اقتصادی را فرآیندی می‌داند که به موجب آن درآمد سرانه در یک کشور در دوران طویل‌المدت افزایش می‌یابد.[27] با این حال جرالد مایر نیز معتقد است که افزایش درآمد ملی واقعی سرانه شرط کافی برای توسعه اقتصادی نبوده و توسعه اقتصادی باید همراه با افزایش در رفاه اقتصادی باشد و افزایش درآمد ملی سرانه تنها یکی از عوامل موثر بر توسعه اقتصادی می‌باشد. افزایش رفاه افتصادی علاوه بر افزایش درآمد واقعی سرانه تحت تأثیر توزیع عادلانه درآمد نیز می‌باشد.

بنا بر تعریف برنامه توسعه ملل متحد[28] توسعه انسانی پایدار توسعه‌ای است طرفدار مردم، طرفدار ایجاد شغل و سازگار با طبیعت. در این گونه توسعه کاهش سطح فقر، اشتغال مولد، یکپارچگی اجتماعی و تجدید حیات زیست محیطی بالاترین اولویت را پیدا می‌کند. توسعه‌ای از این دست بین جمعیت جامعه انسانی و ظرفیت پاسخگویی جوامع به نیازها از یک سو و ظرفیت‌های کششی طبیعت از سوی دیگر تعادل برقرار می‌سازد. این نوع توسعه، بدون انهدام سرمایه طبیعی مورد نیاز برای حمایت از فرصت‌های نسل‌های آتی، رشد اقتصادی را شتاب می‌بخشد و آن را در قالب بهبود عینی در حیات انسان‌ها تجسم می‌بخشد.[29]

به عبارت دیگر توسعه انسانی پایدار چنان توسعه‌ای است که نه فقط باعث رشد اقتصادی می‌شود، بلکه منافع حاصل را منصفانه توزیع می‌کند، به جای تخریب محیط زیست آنرا بازسازی می‌کند و به جای راندن مردم به حاشیه، آنها را از قدرت برخوردار می‌سازد. توسعه انسانی پایدار توسعه‌ای است که با گسترش عرصه انتخاب‌ها و فرصت‌های فقرا و تمهید مشارکت آنان در تصمیم‌های موثر با زندگی خود، آن‌ها  را در اولویت قرار می‌دهد.[30]

در توسعه اقتصادی پایدار، عدالت محور بحث است و عدالت درون‌نسلی در کنار دلالت بین‌نسلی مورد توجه قرار می‌گیرد، به گونه‌ای که همه نسل‌های کنونی و آتی بتوانند به بهترین نحو از توانایی‌های بالقوه خود استفاده کنند.[31]

بنا به تعاریف فوق، تأمین نیازهای اولیه زندگی، یکی از اهداف توسعه‏ اقتصادی به شمار می‏رود. لذا دستیابی به سطح آموزش عالی‏تر، ایجاد برابری‏های اقتصادی و نیز رشد دانش فنی در کنار افزایش درآمد سرانه، ضروری است. به همین جهت اکثر صاحب‏نظران معتقدند توسعه اقتصادی تنها به معنای افزایش درآمد سرانه و رشد اقتصادی نیست، بلکه باید با افزایش در رفاه همراه باشد. که رفاه خود شامل جنبه‌های مادی و روانی است. از این رو توسعة اقتصادی باید علاوه بر جنبه‏های مادی، جنبه‏های روانی را در بر داشته باشد که این، نیازمند سرمایه‏گذاری فرهنگی و تغییرات بنیادی در نهادهای اجتماعی است.

 

مفهوم توسعه در اسلام

در ادبیات مربوط به اقتصاد اسلامی، مفهوم توسعه اقتصادی با آنچه گفته شد تفاوت اساسی وجود ندارد و اگر تفاوتی دیده می‏شود در ارتباط با رویکرد مکتبی و دیدگاه مکتب نسبت به برخی مفاهیم مانند سود، رفاه، و...  می‏باشد. برای مثال سخنان دکتر خورشید احمد در این زمینه  قابل توجه است:

 مفهوم اسلامی توسعه، از مفهوم اسلامی تزکیه منشأ گرفته است. چرا که تزکیه، فی نفسه به شکل توسعه انسانی در تمامی ابعاد اشاره دارد و با رشد وتوسعه به سوی کمال از طریق تهذیب نگرش‌ها و روابط اشاره دارد. نتیجه تزکیه، رستگاری(سعادت دراین دنیا وجهان آخرت) است. در پرتو این اصول بنیادین، می‌توان عناصر مختلف مفهوم توسعه را استنباط کرد، از این رو می‌توان ویژگی‌های بنیادین زیر را برای توسعه بر‏شمرد:

  1.  توسعه از دیدگاه اسلام، مفهومی فراگیر بوده و ابعاد اخلاقی، معنوی و مادی را در بر می‌گیرد. از این رو توسعه، فعالیتی هدفمند و ارزش‌محور تلقی می‌شود که هدف از آن افزایش رفاه انسان در تمامی ابعاد است. از نظر اسلام، امور اخلاقی و مادی، اقتصادی و اجتماعی و روحی و جسمانی، لاینفک هستند. اسلام فقط به دنبال رفاه مادی نیست، بلکه اسلام در پی سعادت اخروی انسان نیز هست واز نظر اسلام هیچ گونه تضادی بین این دو وجود ندارد. سعادت اخروی در رهیافت‌های معاصر از توسعه نادیده گرفته شده است.
  2.  کانون اقدامات توسعه‌ای و محور فرآیند توسعه در اسلام، انسان است. از این رو توسعه اسلامی به معنای توسعه انسان و بهبود محیط مادی و فرهنگی- اجتماعی وی است. طبق برداشت معاصر از توسعه، این محیط مادی، طبیعی و نهادی است که فضای واقعی برای فعالیت‌های توسعه‌ای را فراهم می‌آورد ولی اسلام اصرار دارد که این فضای عمل به انسان مرتبط است.
  3.  در رهیافت اسلامی، توسعه اقتصادی نیز یک فعالیت چندبعدی است. از آن جایی که اقدامات توسعه‌ای باید به طور همزمان در چند بعد انجام گیرند از تمرکز بر یک بعد و نادیده گرفتن ابعاد دیگر، از این نظر غیرقابل دفاع است. اسلام در پی این است که بین عوامل و نیروهای مختلف، تعادلی به وجود آورد.
  4.  توسعه اقتصادی، شماری از تغییرات کمی وکیفی را در بر می‌گیرد. توجه به تغییرات کمی، گرچه در جای خود لازم و موجه است ولی متأسفانه منجر به غفلت از ابعاد کیفی توسعه و به ویژه ابعاد کیفی زندگی شده است. اسلام تلاش دارد تا این عدم تعادل را تصحیح کند.
  5.  از میان اصول پویای زندگی اجتماعی، اسلام به ویژه بر دو اصل تأکید فراوانی دارد. اول، استفاده بهینه از محیط مادی و منابعی که خداوند به انسان بخشیده است. دوم، توزیع و استفاده منصفانه از این منابع و استقرار تمامی روابط انسانی بر مبنای حق و عدالت؛ اسلام از ارزش شکر  به نیکی یاد می‌کند در حالی که کفران و ظلم را سرزنش می‌کند. در پرتو این نوع تحلیل، فرآیند توسعه از طریق شکر و عدل، تقویت می‌شود و کفران و ظلم، در این فرآیند اختلال ایجاد می‌کند.

این رهیافت اساساً متفاوت از رهیافتی است که فرآیند توسعه را تنها به تولید و توزیع خلاصه می‌کند، از این رو بسیار گسترده‌تر و پویاتر از آن است. رهیافت اسلامی از توسعه فعالیتی ارزش‌مدار و غایت‌محور و به دنبال به حداکثر رساندن سعادت و رفاه انسانی در تمامی ابعاد مادی و معنوی است.[32]

با این توصیفات می‌توان گفت از دیدگاه اسلام، توسعه اقتصادی مفهومی همه جانبه دارد و کار وکوشش را وسیله‌ای برای تکامل مادی و معنوی انسان قرار می‌دهد و توسعه و رفاه مادی این دنیا را پلی برای آسایش و سعادت در سرای باقی در نظر می‌گیرد؛ اما چون محور توسعه اقتصادی انسان است به طور همه‏ جانبه به بهبود محیط مادی و فرهنگی- اجتماعی او پرداخته است و سعی می‏کند تا توازن را بین نیازهای کمی وکیفی او برقرار نماید. از این رو تربیت انسان را همراه با آموزش ‏او به منظور استفاده بهینه از منابع و توزیع عادلانه آن لازم می‌داند.

 

ارتباط زهد در مفهوم اسلامی و توسعه اقتصادی

قبل از ورود به اصل بحث، توجه گذرا به نگرش اسلام نسبت به موضوع دنیا وآخرت ضروری است. در این ارتباط سه گرایش مختلف قابل تصور می باشد.

دنیاگرایی:

در این گرایش، دنیا مطلوب ذاتی و اصیل است و در کنار آن آخرت لحاظ نمی‌شود. مکاتب مادی، با انکار جهان آخرت، اعتقاد دارند که هرچه هست، همین زندگی مادی است. در نتیجه، خوشبختی را در گسترش رضایت‌مندی از مواهب مادی دنیا می‌بینند.

آخرت‌گرایی:

در این گرایش، آخرت اصل است و دنیاگرایی ارزش منفی دارد؛ چرا که گرایش به دنیا مانع رسیدن به سعادت اخروی است. بر اساس این اندیشه دنیا و آخرت دو کفه ترازو هستند که سنگینی یک طرف موجب کم‌اهمیت شدن طرف دیگر می‌شود؛ در نتیجه برای آبادی آخرت باید دنیا را رها کرده و دست از آبادی آن برداشت. رهبانیت و ترک دنیا که میان برخی فِرَق اسلامی و بعضی ادیان دیگر مشاهده می‌شود ریشه در این گرایش دارد.

دنیاگرایی و آخرت‌گرایی :

در این گرایش، دنیا با آخرت لحاظ می‌شود و دنیا ارزش منفی ندارد بلکه وسیله و فرصتی است برای رسیدن به سعادت اخروی. در این گرایش، بهره‌مندی از مواهب دنیا مانند گرایش نخست، خوب و نیکو است؛ با این تفاوت که مطلوبیت دنیا در گرایش اول برای خود دنیا است؛ ولی در این گرایش مطلوبیت آن برای رسیدن به آخرت است.

نظر به توجه همزمان قرآن و سنت به دنیا و آخرت و ستایش و مذمت دنیا، می‏توان از قرآن و سنت چنین استنباط کرد که اسلام، گرایش سوم را تأیید می‌کند و روابط فردی و نظام‌های اجتماعی خود را بر این گرایش استوار کرده است. در اینجا برای نمونه چند آیه و حدیث آورده می‌شود.

1- یا ایها الذین آمنوا، لاتحرّموا طیبات ما اَحلّ الله...[33]  اى کسانی که به دین ایمان دارید، پاکیزه‏ها را که خدا حلال کرده است، برخود حرام نکنید.

 2- قل من حرم زینةَ الله التى اخرج لعبادِه... قل هى للذین آمنوا فى الحیاة الدنیا؛[34] چه کسى زینتهایى راکه خدا براى بندگان خویش پدید آورده، حرام کرده است، بگو این چیزها در زندگى دنیا براى کسانى است که ایمان آورده اند.

3- لیس منا من ترک دنیاه لدینه و دینه لدنیاه؛ کسی که دنیای خود را بخاطر دین و دین خود را بخاطر دنیا رها کند با نسبتی ندارد.[35] در زندگى دنیا چنان تلاش کن که گویا همیشه در آن خواهى زیست.

4-امام صادق(ع): انّ من بقاء المسلمین و بقاء الاسلام، اَن تصیرَ الاموالُ عند من یعرفُ فیها الحق و یصنع المعروف و إن من فناء الاسلام و فناء المسلمین أن تصیر الاموال فی أیدی من لا یعرف فیها الحق و لا یصنع فیها المعروف؛[36] از جمله عوامل بقاى مسلمانان و اسلام آن است که اموال نزد کسانى قرار گیرد که حقّ مال (و مالدارى) را بدانند و کارهاى نیک و شناخته شده را در آن رعایت کنند و از جمله عوامل نابودی مسلمانان و اسلام آن است که اموال نزد کسانى قرار گیرد که حقّ مال (و مالدارى) را ندانند و کارهاى نیک و شناخته شده را در آن رعایت نکنند.

حال این سوال مطرح می‌شود که آیا دیدگاه اسلام نسبت به زهد، که خود ناشی از نگرش اسلام نسبت به ارتباط دنیا و آخرت می‌باشد، یکی از موانع رسیدن جوامع اسلامی به پیشرفت اقتصادی نمی‌باشد؟

در نگاهی سطحی به ویژه از منظر اقتصاد معاصر، عناصری مانند زهد از عوامل رکود اقتصادی به شمار می رود؛ چرا که گرایش به افزایش سود مادی از بایستگی‌ها و مقدمات رشد اقتصادی است، در حالی که زهد به روی‌گردانی از سود و ثروت و رضایت به کمترین امکانات دعوت می‌کند.[37]

در واقع اگر از واژه زهد، معنای ترک دنیا و گوشه‌گیری از اجتماع و اکتفا به اقتصاد معیشتی و بخور و نمیر اراده شود این مفهوم با توسعه ناسازگار است؛ زیرا گردش چرخ‌های تولید و صنعت و رونق اقتصادی در جوامع و مبنای تولید هر چه بیشتر همراه با مصرف است.

بحث اصلی در اینجا، حد مطلوب استفاده از نعمت‌های الهی در دنیاست و این که آیا زهد به معنای ناداری و بهره‌مند نبودن است، یا معنای دیگری دارد که از مباحث گذشته روشن می‌شود نظر اسلام درباره‌ی زهد روگردانی از دنیا نیست بلکه لازم است در عین توجه به آخرت، به دنیا نیز توجه شود. البته توجه به دنیا ابزاری و توجه به آخرت غایی است.

بنابراین علت تناقض زهد با توسعه اقتصادی نوع دیدگاهی است که در مورد دنیا وجود دارد:

اگر دنیا و آخرت نسبت به هم مرتبط نباشد و دنیا هدف قرار گیرد، توسعه اقتصادی در گرو مصرف بیشتر از حد نیاز خواهد بود. در حالی که در اسلام دنیا ارزشمند بوده اما ارزش آن فقط به عنوان وسیله‌ای برای آخرت در نظر گرفته شده است که بر طبق این دیدگاه مصرف در حد نیاز و عدم دلبستگی روحی به دنیا را بیان می‌کند. طبق این دیدگاه است که زهد باعث ایجاد یک رفتار عقلایی برای انسان می‌شود که پایه یک رفتار اقتصادی درست را تشکیل می‌دهد.

زهد ـ به معنایی که تبیین شد ـ نه تنها مانع توسعه نیست، بلکه به دلایل زیر می‌تواند عاملی در جهت تسریع توسعه باشد؛ زیرا زاهد به مفهوم صحیح خود در کنار روی‏گردانی از دنیا و مظاهر مادی آن، از تلاش مادی و فعالیت‌های اقتصادی روی‏گردان نیست. بنابراین:

1- زهد با تأمین بهداشت روانی جامعه، زمینه بروز مفاسد اقتصادی ناشی از حسد و آزمندی را کاهش می‌دهد و موجب سالم‌سازی فعالیت‌ها وافزایش امنیت اقتصادی می‌شود.[38] در حقیقت انسان زاهد به این دلیل که دنیا و آخرت خود را مرتبط به یکدیگر می‌بیند، از حداکثر لذت مادی و کسب بیشترین سود و برخورداری از حداکثر مصرف چشم‌پوشی کرده و از ارتکاب به مفاسد اقتصادی پرهیز خواهد کرد. به عبارت دیگر چنین فردی تنها به دنبال حداکثر کردن منافع خود در دنیا نیست، بلکه می‌خواهد مجموع منافع خود را در دنیا و آخرت به حداکثر برساند. به علاوه چون از طمع و حسد به دور است، رفتاری عقلایی از خود بروز می‌دهد که لازمه بهینه‌سازی از دیدگاه کلان  اقتصادی است.

2- زهدگرایی تأثیرات روانی بسیاری از جمله احساس بی‌نیازی، رضایت از زندگی و آرامش روحی در عین فقر مادی و... دارد. این اثرات روانی زمینه را برای انجام فعالیت‌های مفید اقتصادی همراه با در نظر گرفتن منافع جامعه فراهم می‌آورد. فردِ دارای آرامش روحی، بهتر می‌تواند شرایط اقتصادی پیرامون خود را درک کرده و بهترین رفتار ممکن را در راستای نیل به بیشترین منافع دنیوی و آخروی برگزیند.

3- تأثیر مادی به گونه‌ای که زهد عاملی برای فقرزدایی به شمار رفته است[39]. امام علی(ع)  می‌فرماید : « لَن یفتقِر مِن الزّهد »[40] آن کس که زهد ورزد هرگز به فقر گرفتار نمی‌شود.

زهدگرایی اسلامی با ترویج فرهنگ پرهیز از اسراف ویژه در امر مصرف و در کنار آن توصیه اسلام به کار و فعالیت و انفاق به دیگران، منجر به انتقال مازاد درآمد افراد توانمند به سایر اقشار کم درآمد و دهک‌های پائین جامعه شده و در مبارزه با فقر به عنوان یک مانع بزرگ بر سر راه توسعه اقتصادی نقش به‏سزایی خواهد داشت. در حقیقت با کاهش فاصله طبقاتی بین دهک‌های درآمدی، امکان دسترسی تعدادی بیشتری از افراد جامعه به فرصت‌های اجتماعی اعم از فرصت‌های شغلی، تحصیلی و... فراهم آمده و زمینه توسعه‌یافتگی در کشور فراهم می‌شود.[41]

4- جامعه‌ای که مصارف اضافی خود را حذف و از تشریفات و تجملاتی که براساس نیازهای کاذب و روحیه‌ اشرافی‌گری پدید می‌آید برحذر باشد، قادر است پس‌انداز بیشتری در جهت سرمایه‌گذاری‌های لازم برای توسعه داشته باشد.  علاوه بر این، آیین اسلام با تأکیدی که بر ساده‌زیستی و دوری از تجمل‌گرایی دارد نیز بر عدم مصرف درآمدها برای مصارف غیرضروری و تجملی توصیه می‌کند. بنابراین آنچه در نتیجه کار و کوشش فراوان توسط مردم کسب می شود نه فقط در مصرف شخصی بلکه در تولید مجدد باید سرمایه‌گذاری شود که اجرای این دستورالعمل‌ها منجر به تولید فراوان و در نهایت توسعه اقتصادی می‌شود.

5- با گسترش روحیه‌ زهدگرایی در جامعه، حرکت در جهت استقلال اقتصادی (نه خودکفایی) تسریع می‌گردد؛ زیرا این روحیه باعث می شود که مصرف خارج از توان اقتصادی کاهش یافته و در نتیجه نیاز به کالاهای نهایی وارداتی بیشتر از صادرات نخواهد بود. بدیهی است این امر منجر به بهبود تراز پرداخت‏ها و حرکت به سمت تعادل بخش خارجی می شود. بهبود تراز پرداخت‏ها از علایم ثبات اقتصادی کشور است و در نتیجه منجر به  افزایش سطح فعالیت‏های اقتصادی می شود.

6- اگر زهد را به مفهوم انتقال مصرف از دهک‌های بالای درآمدی به دهک‌های پایین درآمدی بدانیم و شخص زاهد را به عنوان کسی که علی رغم دارا بودن درآمد بالا، تنها به میزان نیاز از آن مصرف نموده و به جای مصارف تجملاتی به انتقال منابع مصرفی خود به گروه‌های کم‌درآمد بپردازد، بنگریم، در این صورت از منظر اقتصادخرد و اقتصادکلان آثار زهد را می‌توان بدین صورت تبیین نمود.

در سطح اقتصادخرد، با قاعده‌ای تحت عنوان مطلوبیت نهایی نزولی مواجه هستیم که در آن به این واقعیت اشاره دارد که با افزایش واحد‌های مصرف از یک کالا، مطلوبیتی که فرد از آن کالا دریافت می‌کند، کاهش می‌یابد. حال با توجه به این مفهوم و ارتباط آن با زهد بنا به تعریف فوق در می‌یابیم، در صورتی که افراد ثروتمند(دهک‌های بالای درآمدی) جامعه به جای مصرف بیش از حد کالا و خدمات اقدام به انتقال آن به دهک‌های پایین درآمدی کنند، با در نظر گرفتن قانون نزولی بودن مطلوبیت نهایی، مسلماً با توجه به پایین بودن سطح مصرف آنان، مطلوبیتی که از مصرف این کالا و خدمات دریافت می‌کنند بیشتر از اقشار پردرآمد جامعه است و به عبارت دیگر مطلوبیت نهایی این گروه‌های درآمدی به مراتب بالاتر خواهد بود، لذا  این فرآیند در مجموع موجب افزایش مطلوبیت کل و رفاه کل جامعه، با فرض ثابت بودن میزان تولید کالا و خدمات می‌شود. همچنین با توجه به کمبود منابع مصرفی در نزد گروه‌های کم‌درآمد جامعه، اهمیت این منابع مصرفی در منظر آنان بسیار بیشتر است، که این امر سبب بهینگی مصرف و استفاده بهتر از منابع مصرفی جامعه گردیده، که این خود نیز یکی از عوامل دستیابی به توسعه پایدار در جامعه می‌باشد. در اینجا ممکن است این سوال مطرح شود که اقشار پردرآمد می‌توانند برای جلوگیری از کاهش مطلوبیت نهایی خود اقدام به ایجاد تنوع در کالا و خدمات مصرفی نمایند. اما باید توجه داشت که با افزایش درآمد فرد، مطلوبیتی که از هر واحد درآمدی دریافت می‌کند کاهش خواهد یافت. فرضاً اگر به درآمد شخصی که ماهانه صد واحد دریافت می‌کند، ده واحد اضافه نماییم، افزایش مطلوبیت وی به مراتب کمتر از فردی خواهد بود که دارای درآمد صفر است.

از دیدگاه اقتصادکلان، در این صورت انتقال مصرف از قشرهای پردرآمد (که اکثراً کارفرما و صاحب سرمایه هستند) به اقشار کم‌درآمد (که اکثراً کارگر می‌باشند) سبب افزایش قدرت خرید در این گروه‌های درآمدی جامعه شده که این امر در کشورهای جهان سوم سبب بهبود وضعیت تغذیه و در شرایطی باعث افزایش امکان آموزش مناسب‌تر برای آنها می‌شود، لذا این عوامل همگی افزایش کارآیی نیروی کار و افزایش سطح تولید در اقتصاد را در پی خواهد داشت. این افزایش تولید با توجه به اینکه از جانب عرضه اقتصاد روی می‌دهد سبب کاهش قیمت‌ها و نیز کنترل تورم خواهد شد.

راه دیگر آن است که مازاد درآمد حقیقی خود را در فعالیت‌های سرمایه‌گذاری (از طریق عقود مجاز شناخته شده اسلامی) به کار گیرد، که افزایش سرمایه‌گذاری ملی را در سطح کلان اقتصاد به همراه خواهد داشت و محرک رشد اقتصادی بیشتر خواهد بود.

7- با توجه به اینکه کنز کردن وجوه نقدی و نیز قرض دادن از طریق یک قرارداد ربوی از نظر اسلام پذیرفته شده نیست، بنابراین یک راه حل برای فرد دارای مازاد درآمد حقیقی آن است که بخشی از درآمد خود را که مصرف نمی‌کند به دیگری بخشد، به عبارت دیگر مصرف خود را به دیگران منتقل کند که در نتیجه آن نه تنها سطح مصرف کل و تقاضای کل در اقتصاد کاهش نمی‌یابد، بلکه این انتقال مصرف به دیگران، توزیع عادلانه‏تر کالاها و خدمات را بین افراد جامعه در پی خواهد داشت و توسعه اقتصادی را تسریع خواهد کرد. به عبارت دیگر ترویج فرهنگ زهدگرایی اسلامی در جامعه، موجب کاهش فقر و نابرابری درآمدی و کاهش فاصله طبقاتی می‌شود که این امر خود یک عامل مهم در جهت توسعه‌یافتگی آن جامعه تلقی می‌شود.

 

نتیجه‌گیری

اسلام نه تنها با ترک و رهاکردن دنیا موافق نبوده، بلکه مسلمانان را به فعالیت‌های مفید اقتصادی تشویق می‌کند. همچنین نه تنها افراط در مصرف را نمی‌پذیرد، بلکه با تفریط در مصرف نیز موافق نیست. اسلام کسب مال و ثروت را اگر از راه صحیح بدست آید و به طور صحیح خرج شود، مضر ندانسته بلکه لازمه رشد و توسعه اقتصادی می‌داند؛ زیرا توسعه عبارت است از توجه به همه ابعاد زندگی و زهد وسیله‌ای برای تحقّق این دیدگاه می‌باشد؛ در واقع چون اسلام رفاه را در ابعاد معنوی و مادی در نظر می‌گیرد، زهد را وسیله‌ای در جهت تأمین رفاه مادی و معنوی انسان دانسته و از این راه، تعادلی در دو بعد روحی و مادی انسان ایجاد می‌کند.

از تاثیرات زهد در بعد روانی می‌توان به کاهش مفاسد اقتصادی ناشی از حسد از طریق تأمین بهداشت روانی جامعه و رضایت از زندگی و آرامش روحی در شرایط سخت اشاره کرد که از نتایج آن درک بهتر شرایط اقتصادی برای افراد جامعه می‌باشد.

در بعد مادی نیز زهد با تاکید ویژه بر مصرف متعادل و پرهیز از اسراف، عاملی برای فقرزدایی به شمار می‌رود و با تاکید بر ساده زیستی و دوری از تجمل‌گرایی از طریق حذف مصارف غیرضروری، تولید بیشتر را به عنوان وسیله‌ای برای توسعه اقتصادی دنبال می‌کند.

بعلاوه زهد از طریق انتقال بخشی از مصرف اضافی افراد ثروتمند به گروه‌های درآمدی پائین، باعث افزایش مطلوبیت کل و رفاه کل جامعه می‌شود؛ زیرا مطلوبیت نهایی گروه‌های درآمدی پایین، بسیار بیشتر از ثروتمندان است. همچنین افزایش قدرت خرید گروه‌های درآمدی پائین و توزیع عادلانه‌تر کالاها و خدمات بین افراد جامعه، از طریق افزایش بهره‌وری و ایجاد توازن اقتصادی، توسعه‌ اقتصادی را تسریع می‌کند؛ زیرا نقش و اهمیت تعادل و توازن اقتصادی در ایجاد بستر لازم برای فعالیت‌های اقتصادی و انجام رفتار منطقی انسان‌ها، بدیهی است.

 

پیشنهادات برای مطالعه بیشتر:

1) بررسی ارتباط زهد و پس‌انداز

در ادبیات اقتصادی کلاسیک و نئو کلاسیک، نقش پس انداز بر رشد و توسعه اقتصادی تأکید شده است.بررسی تأثیر زهد به عنوان یک متغیر مهم اقتصادی بر پس انداز می‌تواند یکی از مطالعات مورد توجه قرار گیرد.

2) بررسی تاثیر زهد بر تقاضای پول

نرخ بهره در بازار پول و از طریق بر هم کنش نیروهای عرضه و تقاضای پول تعیین می شود. بنابراین تقاضای پول یک نیروی مهم در تعیین نرخ بهره[42] تعادلی می باشد. زهد با تأثیر بر نیاز افراد در نگهداری وجوه نقد (تغییر در تقاضای معاملاتی) می‌تواند روی تقاضای پول اثر گذاشته و از این طریق منجر به تغییر در نرخ بهره گردد. تغییر در مقدار تعادلی نرخ بهره به نوبه بر روی سرمایه گذاری و در نتیجه رشد اقتصادی موثر خواهد بود.

3) بررسی اثر زهد بر توزیع

ترویج فرهنگ زهد در جامعه بر توزیع درآمد و ثروت در بین افراد جامعه تأثیر به سزایی خواهد داشت. بنابراین زهد می‌تواند عاملی برای رفع فقر و محرومیت و کاهش فاصله طبقاتی در جامعه باشد.

 

 

منابع:

  1. قرآن کریم.
  2. امام علی(ع). «نهج البلاغه»، ترجمه علّامه جعفری(1385)، آستان قدس رضوی، مشهد.
  3. احمد، خورشید. «اسلام و چالش‌های توسعه اقتصادی»، ترجمه یعقوب نعمتی وروجنی (1386)، روزنامه سرمایه، ش 511، 31/4/1386.
  4. اصفهانی، راغب. (1404ه.ق). «المفردات فی غریب القر‌آن»، انتشارات دفتر نشر الکتاب
  5. ایروانی، جواد(1384). «اخلاق اقتصادی از دیدگاه قرآن و حدیث» دانشگاه علوم اسلامی رضوی.
  6. آمدی، عبد الواحد (1383). «غررالحکم و دررالکلم»، دارالحدیث، قم.
  7. برنامه توسعه سازمان ملل متحد، گزارش توسعه انسانی 1994، ترجمه قدرت‌ا... معمارزاده (1374)، سازمان برنامه و بودجه، تهران.
  8. بهرامی، جاوید و اصلانی، پروانه(1384). « بررسی عوامل موثر بر پس انداز بخش خصوصی در ایران طی دوره 1347-1380»، فصلنامه پژوهشهای اقتصادی ایران، سال هفتم، شماره 23.
  9. توتل، فردینان(1376). «المنجد فی الاعلام»، الطبعه الثالثه و العشرون، دار المشرق، بیروت.
  10. تودارو، مایکل. «توسعه اقتصادی درجهان سوم»، ترجمه غلامعلی فرجادی(1382)، م‍وس‍س‍ه‌ ع‍ال‍ی‌ پ‍ژوه‍ش‌ در ب‍رن‍ام‍ه‌ری‍زی‌ و ت‍وس‍ع‍ه‌، انتشارات ک‍وه‍س‍ار، ت‍ه‍ران‌.
  11. الحر العاملی(1426ه.ق). «وسائل الشیعة (آل البیت)»، ج 16، م‍وس‍س‍ه‌‌ال‍ن‍ش‍ر‌الاس‍لام‍ی‌، قم.
  12. خلیلیان اسکندری، محمدجمال(1381). «فرهنگ اسلامی و توسعه اقتصادی»، م‍وس‍س‍ه‌ آم‍وزش‍ی‌ و پ‍ژوه‍ش‍ی‌ ام‍ام‌ خ‍م‍ی‍ن‍ی‌(ق‍دس‌ س‍ره‌)، قم.
  13. قرضاوی، یوسف (1991.م). «مشکله فقر و کیف عالجها الاسلام»، موسسه الرساله، الدار المتحده، بیروت.
  14. قیصری، رجبعلی(1381). «کنکاشی پیرامون اهمیت عدالت در توسعه اقتصادی از منظر اسلام»، فصلنامه پژوهشهای اقتصادی، سال اول، ش 5 و6.
  15. کلینی، محمد ابن یعقوب (1384). «الفروع من الکافی»، دار ال‍ک‍ت‍ب‌ الاس‍لام‍ی‍ه‌، ت‍ه‍ران.
  16. محمدی ری‌شهری، محمد(1377). « میزان الحکمه»،  م‍وس‍س‍ه‌ ف‍ره‍ن‍گ‍ی‌ دار ال‍ح‍دی‍ث‌، ت‍ه‍ران ‌ق‍م‌.
  17. مطهری، مرتضی(1383). «سیری در نهج البلاغه»، انتشارات صدرا.
  18. موسوی جهرمی، یگانه(1375). «توسعه اقتصادی و برنامه ریزی»، دانشگاه پیام نور، تهران.
  19. میراحمدی، عبدالله،(1378). «تعیین اثرات سیاست تولید مجدد درآمد بر ساختار اقتصاد ایران (با استفاده از روش داده-ستانده)»، پایان نامه کارشناسی ارشد، دانشکده علوم اقتصادی و سیاسی، دانشگاه شهید بهشتی.
  20. نجیمی، محسن علی (1385). «دو دیدگاه درباره زهد»، رسالت، ش5804، 29/1/85.
  21. نراقی، محمد مهدی(1312ه.ق). جامع السعادات.
  22. النوری، الطبرسی (1408ه.ق). «مستدرک الوسائل»، موسسه آل البیت، الطبعه الثانیه.

23. Woodhouse, P. (1992),”Environmental Degradation and Sustainability in Poverty and Development in the 1990s”, Oxford University Press.

 

 



* این گروه در حال ثبت می‌باشد. افراد زیر در نگارش مقاله همکاری نموده‌اند:

سیّد محمد حسینی                دکترای اقتصاد-مدیر گروه مطالعات و پژوهش‌های اقتصاد پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی

محمد‏علی ابوترابی                دانشجوی کارشناسی ارشد علوم اقتصادی- دانشگاه فردوسی مشهد

فرید اصغری‏پور زرکامی         دانشجوی کارشناسی ارشد علوم اقتصادی- دانشگاه فردوسی مشهد

جلال بخت‏آزما                   دانشجوی کارشناسی علوم اقتصادی- دانشگاه فردوسی مشهد

فریده حلوایی                     دانشجوی کارشناسی علوم اقتصادی- دانشگاه فردوسی مشهد

محمد انصاری‏زاده                دانشجوی کارشناسی علوم اقتصادی- دانشگاه فردوسی مشهد

حسین خسروتاج                 دانشجوی کارشناسی علوم اقتصادی- دانشگاه فردوسی مشهد

[1] زهد فی‌الدّنیا ای ِتخلّی عنها للعِبادة (المنجد ص 308)

[2] الحدید/23.

[3]ن.ک. نجیمی، محسن علی. «دو دیدگاه درباره زهد» رسالت، شماره 5804، 30 بهمن ماه 1384.

[4] آیه20 سوره حدید، آیه27 سوره رعد و حدیث نبوی «الفقر فخری».

[5]  برای نمونه حدیثی از  امام صادق(ع): قال رجل لأبی عبد الله (ع): والله إنا لنطلب الدنیا ونحب أن نؤتاها فقال: تحب أن تصنع بها ماذا ؟ قال : أعود بها على نفسی و عیالی و أصل بها و أتصدق بها و أحج و أعتمر فقال (ع): لیس هذا طلب الدنیا هذا طلب الآخرة.

[6] ر.ک. قیصری، رجبعلی(1381). «کنکاشی پیرامون اهمیت عدالت در توسعه اقتصادی از منظر اسلام» ، فصلنامه پژوهش‌های اقتصادی، سال اول، ش5و6.

[7] محمدی ری‌شهری، محمد. « میزان الحکمه»، ج 3، ص 2438

[8] سوره  بقره، آیه254.

[9] سوره قصص، آیه77.

[10] فروع کافی ج 5، »کتاب المعیشة» صفحه71، باب معنی الزهد، حدیث3.

[11] الحر العاملی، وسائل الشیعة (آل البیت)، ج 16، ص15

[12] بحارالانوار، ج 7 صفحه 310.

[13] الحر العاملی، وسائل الشیعة (آل البیت)، ج 17، ص 76.

[14] نک: ابن فارس، معجم مقاییس اللغت، ج3، ص 30؛ خلیل ابن احمد فرایدی، العین، ج4،ص12؛ ابن منظور، لسان العرب، ج 3، ص196؛ راغب اصفهانی، المفردات،ص 384.

[15] نهج البلاغه، حکمت439.

[16] نک: مرتضی مطهری، «سیری در نهج البلاغه»، ص247.

[17] نک: محمد جمال خلیلیان اسکندری، «فرهنگ  اسلامی و توسعه اقتصادی»، صص193-195.

[18] سوره حدید، آیه 27.

[19]عن أبی عبد الله (ع) قال: جاءت امرأة عثمان بن مظعون إلى النبی (ص) فقالت: یا رسول الله ان عثمان یصوم النهار ویقوم اللیل فخرج رسول الله (ص) مغضبا یحمل نعلیه حتى جاء إلى عثمان فوجده یصلی فانصرف عثمان حین رأی رسول الله (ص) فقال له: یا عثمان لم یرسلنی الله بالرهبانیة ولکن بعثنی بالحنیفیة السمحة أصوم واصلی وألمس أهلی، فمن أحب فطرتی فلیستن بسنتی، و من سنتی النکاح . (الحر العاملی، وسائل الشیعة (آل البیت)، ج 20، ص 106)

[20] قال امام علی(ع): الدُّنیا خُلِقَت لِغیرها ولمَ تُخلَق لِنَفسِها (نهج البلاغة، حکمت 463)

[21] نهج البلاغه، خطبه203.

[22] ایروانی، جواد،(1384). «اخلاق اقتصادی از دیدگاه قرآن و حدیث»، مشهد، دانشگاه علوم اسلامی رضوی، صص124-125.

[23] تودارو، مایکل. «توسعه اقتصادی درجهان سوم»، ج1، ص115.

[24] همان، ص135.

[25] همان، ص139.

[26] موسوی جهرمی، یگانه(1375). «توسعه اقتصادی و برنامه ریزی» تهران، دانشگاه پیام نور، ص 4

[27] همان.

[28] United nations development program(UNDP)

[29] برنامه توسعه سازمان ملل متحد، گزارش توسعه انسانی 1994، ترجمه قدرت ا.. معمار زاده(1374)، تهران، سازمان برنامه و بودجه.

[30] همان مأخذ، پیشگفتار.

[31] Woodhouse P. (1992),”Environmental Degradation and Sustainability in Poverty and Development in the 1990s”, Oxford University Press.

[32]  احمد، خورشید. «اسلام و چالش‌های توسعه اقتصادی»، ترجمه یعقوب نعمتی وروجنی، روزنامه سرمایه، ش 511، 31/4/1386.

[33] مائده/87.

[34] اعراف/32.

[35] النوری الطبرسی، مستدرک الوسائل، ج 8 ، ص 223.

[36] الحر العاملی، ج 16، ص 285.

[37] ایروانی، جواد، ص123.

[38] همان، صص 126-127.

[39] نک: گروهی از پژوهشگران، موسوعه نضره النعیم، ج8،ص3175.

[40] عبد الواحد آمدی، «غررالحکم و دررالکلم»،ص 366.

[41] امروزه اقتصادانان مهم‌ترین معیار توسعه‌یافتگی یک کشور را میزان دسترسی افراد به فرصت‌های اجتماعی می‌دانند، به گونه‌ای که هر چه فرصت‌های پیش روی افراد بیشتر باشد، آن کشور در سطح بالاتری از توسعه‌یافتگی قرار می‌گیرد.

[42] در اینجا به دلیل حرمت ربا از دیدگاه اسلام، می توان به جای نرخ بهره، میانگین وزنی نرخ سود مشارکتی را در نظر گرفت.