بررسی کاربرد تحلیل تکنیکی در بازار سرمایه ایران

بررسی کاربرد تحلیل تکنیکی در بازار سرمایه ایران

دکتر سید حسین سجادی[1]، سلمان سفید چیان[2]، ایمان مقدس[3]

چکیده

   این تحقیق در پی یافتن پاسخ این سئوال است که آیا سرمایه گذاران امکان استفاده از روش تحلیل تکنیکی را در بازار سرمایه­ی ایران دارند؟ به همین منظور از روش های میانگین متحرک ساده و شاخص قدرت نسبی استفاده شده است. این بررسی از طریق آزمون قواعد معاملاتی میانگین متحرک ساده و شاخص قدرت نسبی بر روی قیمت سهام انجام شده است.

نتایج تحقیق نشان می دهد که روش های میانگین متحرک ساده و شاخص قدرت نسبی دارای قابلیت پیش بینی است و می توانند الگوهای قیمتی را برای انجام معاملات سودمند شناسایی کند. سودمندی قاعده­ی شاخص قدرت نسبی و میانگین متحرک ساده در 3 و 7روز آینده بوده است.

واژهای کلیدی: تحلیل بنیادی، تحلیل تکنیکی، کارایی بازار سرمایه، شاخص میانگین متحرک ساده، شاخص قدرت نسبی

  1. مقدمه

   اصلاحات جزء لاینفک تحولات اقتصادی، در بخش مالی است که شامل شکل دهیدوباره­ی ساختار بازار سرمایه، نوآوری در ابزارها و اقدامات و نیز محیطی با نظم جامع تر است. در بازار سرمایه­ی ایران نیز    اقدام های جدید باعث تحول شده است و حال نیاز است که در این مسیر، سرمایه گذاران و بازیگران اصلی بازار سرمایه نیز تحولاتی را در ابزارهای بررسی و تحلیل خود ایجاد نمایند. دو مکتب فکری که بر ادبیات بازار سهام غالب است، تجزیه و تحلیل های بنیادی و تکنیکی هستند. آشنایی بازار سرمایه ایران با تجزیه و تحلیل تکنیکی چندان دیرپا نیست. در حالی که تجزیه و تحلیل بنیادی از قدیمی ترین ابزار تحلیل سرمایه گذاران است.

بنیادگرایان معتقدند که اوراق بهادار دارای یک ارزش ذاتی است و نیروهای بازار اطمینان می­دهند که قیمت هر سهم این ارزش را در بلند مدت پوشش می­دهد. از سوی دیگر، تکنیکال­ها معتقدند که      قیمت­های گذشته هر سهم (و تغییرات قیمت)، اندازه و حجم معامله­ی سهم گرایش به پیروی از یک الگو دارند. در نتیجه تجزیه، و تحلیل سیستماتیک و نظام مند می­تواند عواید بیش از حد عادی را در کوتاه مدت به بار آورد. نیروی عرضه و تقاضا به طور کلی قیمت های سهم را تعیین می­کنند. در حالی که بنیاد گرایان تصریح می­کنند که عرضه و تقاضا تابعی از عوامل عقلایی و منطقی هستند، تکنیکال ها آن را به عوامل روانشناسانه مرتبط می سازند[25].

   تجزیه و تحلیل تکنیکی احتمالاً تنها تکنیک پیش بینی برای یک سرمایه گذار است که می­تواند از آن بهره مند شود. تجزیه و تحلیل بنیادی، به دلیل نیاز به حجم انبوه اطلاعات و نیز زمان مورد نیاز، احتیاج به کسب همه عوامل بنیادین دارد که معمولا برای سرمایه گذاران خُرد هزینه بر و زمان بر است. از سوی دیگر، عدم دسترسی به اطلاعات سری از جانب سرمایه گذاران خُرد نیز حاشیه­ی رقابتی پایینی را برای تحلیل بنیادی فراهم می کند[22] .

   این مشکلات در بازار سرمایه ایران حادتر نیز می شود زیرا، میزان دسترسی به اطلاعات در سه سطح مورد نیاز (کلان اقتصاد، صنعت و شرکت) بسیار ضعیف تر است. در تحلیل بنیادی به سه دسته اطلاعات در سه سطح کلان اقتصاد، صنعت و شرکت نیاز است که در بازه های زمانی کوتاه مدت امکان دسترسی به اطلاعات دو سطح اول برای سرمایه گذاران خرد تقریباً محال است. در نتیجه، در تصمیم های کوتاه مدت امکان استفاده از آنها وجود ندارد و حتی اطلاعات شرکتی نیز در بازار سرمایه ایران چندان به وضوح در اختیار همگان قرار نمی­گیرد و مشکل دو چندان می­شود. از همین رو، تحلیل تکنیکی که تنها متغیرهای آن قیمت و حجم است و به راحتی در اختیار سرمایه گذار قرار می­گیرد، دارای اهمیت دو چندان می­شود.

   اقتصاددانان معتقدند که تحلیل تکنیکی از طریق تلاش برای پیش بینی قیمت ها با استفاده از کامپیوتر، به مطالعه­ی رفتار بازار نیز کمک کرد [24]. در مقابل، نقاط ضعف تحلیل بنیادی که ضرورت توجه به تحلیل تکنیکی را هویدا می­کند، توانایی هایی نیز برای تحلیل تکنیکی برشمرده اند که ضرورت توجه به این روش تحلیلی را بیشتر می­کند. برخی از این توانایی­ها عبارتند از: تمرکز روی قیمت که امکان پیش بینی قیمت آینده را فراهم می­کند، تهیه­ی پیشینه­ی قیمت به صورت تصویری که حاوی اطلاعات مفیدی است و تسهیل در تشخیص زمان خرید[29].

هر دو روش تحلیل تکنیکی و بنیادی همواره سعی در حل یک مشکل واحد دارند و آن، پیش بینی جهت حرکت قیمت ها است. اما، با توجه به مطالب فوق اگر یک معامله­گر مجبور باشد یکی از این دو را به عنوان روش کار انتخاب کند، منطق می­گوید در بازار ایران امکان رسیدن به موفقیت با تحلیل تکنیکال بیشتر است. به دلیل این که تحلیل تکنیکال در حقیقت تأثیر عوامل بنیادی را بررسی میکند و چون همیشه تأثیر بنیادی بر روی قیمت لحاظ شده، به طور حتم بررسی بنیادین،کاری غیر ضروری است. این امکان وجود دارد که بتوان در یک بازار مالی، صرفأ با دانش تکنیکال خرید و فروش انجام داد اما، تقریبأ بعید است که شخصی بتواند صرفأ بر اساس مسائل بنیادی و عدم بررسی تکنیکی بازار، خرید و فروش موفقی انجام دهد[15].

   اگرچه، تحلیل تکنیکی را نمی­توان جانشین کاملی برای تحلیل بنیادی به حساب آورد اما می­توان آنها را مکمل هم دانست. با توجه به مباحث فوق که بیانگر سهولت به کارگیری تحلیل تکنیکی است در عمل، نقش این تحلیل در بازار ایران بسیار کمرنگ است. بنابراین، هدف اصلی این بررسی تلاشی در جهت غنای این موضوع و نیز بررسی امکان بهره مندی از این ابزار مهم تحلیلی در بازار اوراق بهادار ایران است.

  1. پیشینه­ی تحقیق

     تحلیل تکنیکی با مقاله­ها و نظرات چارلز داو[4] در سال های 1900 تا 1902 و ویلیام هامیلتون[5] متولد شد[23]. مروری بر ادبیات این موضوع بیانگر محققان بیشماری است که در این زمینه کار کرده اند. پیش از شکل گیری نظام مند این روش از تجزیه و تحلیل، در سال 1989 براون و جنینگ[6] با ارائه­ی مدلی، ارزش تحلیل تکنیکی را در ارتباط بین سیگنال ها و قیمت ها نشان دادند. فرانکل و فروت[7] نیز شواهدی را از اهمیت فزاینده چار تیست ها در سال 1990 ارایه کردند[27].

       سوینی[8] (1988) در تحقیق خود نتیجه گرفت که بسته به سطح هزینه های معاملات، قواعد فیلتر (قواعد فیلتر و قواعد میانگین متحرک از قواعد معاملاتی تحلیل تکنیکی هستند) کماکان به نتایج سودآور منجر می شود. لاکونیشوک و یبارون[9] (1992) قواعد میانگین متحرک را مورد استفاده قرار داده و نتیجه گرفتند که این قواعد نیز نتایج سودآوری ایجاد می­کند. هادسون دمپسی و کیسی[10] (1996) به این نتیجه رسیدند که استراتژیهای میانگین متحرک به نتایج سودمندی منجر می شوند [27].

       لویچ و توماس[11] (1993) و خو[12] (1996) نیز استراتژی میانگین متحرک را بررسی کرده و به این نتیجه رسیدند که استراتژیهای مزبور سودمند هستند. راتنر و لیل[13] (1999) در برخی از کشورهای آسیایی و آمریکای لاتین به این نتیجه رسیدند که کاربرد روش های تحلیل تکنیکی به نتایج سود آوری منجر  می­شود. منیگ، مات نو و گورو[14] (2000) به این نتیجه رسیدند که قواعد میانگین متحرک از توانایی پیش بینی و کسب بازده­ی بیشتری برخوردار هستند. وونگ، منظور و چیو[15] (2002) عملکرد بهتر روش میانگین متحرک و شاخص قدرت نسبی را در مقایسه با روش خرید و نگهداری در بورس سنگاپور تایید کردند. [28،20،21].

       امیری (1374) در تحقیق خود به این نتیجه رسید که می­توان در بورس اوراق بهادار تهران برای تجزیه و تحلیل سهام از روش تحلیلی تکنیکی استفاده کرد. خانلو (1375) به این نتیجه رسید که ابزارهای تحلیل فنی در بورس تهران موثر هستند. محمدی (1383) معتقد است که روش های مختلف تحلیل تکنیکی که در بازارهای مالی دنیا مورد استفاده است، در بورس ایران نیز تا اندازه­یی قابل استفاده هستند [13،12،2].

   نتایج تحقیق نوروش و غلام زاده (1382) نشان داد که فرآیند ایجاد سود سالانه­ی شرکت های ایرانی مورد بررسی، میانگین متحرک بوده است. مهرانی، مهرانی و کرمی (1383) در پیش بینی بازده سهام، از اطلاعات تاریخی مالی و غیر مالی برای تفکیک شرکت های موفق از نا موفق استفاده کرده اند. صادقی شریف و سلطان زارعی (1386) نیز در تحقیق خود به این نتیجه رسیدند که روش های تحلیل تکنیکی برای تحلیل گران و سرمایه گذاران در بورس اوراق بهادار تهران سودمند هستند. [6].

   سایر محققانی که در این زمینه تحقیق کرده اند عبارتند از :

نفت سی[16] (1991) ، تیلور و آلن[17] (1992) ، بلوم- ایسلی و اُهارا[18] (1994) ، نیلی[19] (1997) ، لویی و مول[20] (1998) ، لی بارون(1999) ، لو- مامایسکی و وانگ[21] (2000) ، رودریگز، مارتل و ریورو[22](2000) ، نیلی و ولر[23] (2001) ، سزاری و کرمونینی[24] (2003) ؛کاوایچ و – وایت[25](2004) [26] .

­­                                                         3.تحلیل تکنیکی

     تحلیل تکنیکی فرآیند بررسی تاریخی قیمت های سهام برای تعیین قیمت های احتمالی آینده است. این کار به وسیله­ی مقایسه­ی روند انتظاری قیمت جاری با حرکت قیمت تاریخی انجام می­شود تا نتیجه­ی معقولی پیش بینی شود[14]. مهم ترین مفروضاتی که می­توان بر اساس نظریات چارلز داو برای تحلیل تکنیکی مطرح کرد، عبارتند از :

! قیمت معرف همه­­ی اطلاعات است. تحلیلگران تکنیکی اعتقاد دارند که قیمت فعلی منعکس کننده­ی تمام اطلاعات است. با توجه به اینکه اطلاعات قبلاً اثر خود را روی قیمت گذاشته است، لذا قیمت نشان دهنده­ی ارزش منصفانه است و باید پایه­ی اساسی تحلیل را تشکیل دهد.

! تغییرات قیمت کاملاً تصادفی نیست: در دوره های زمانی طولانی ممکن است بازار دارای تغییرات قیمت تصادفی باشد، لیکن در داخل این دوره های زمانی، دوره های زمانی کوتاه تری وجود دارند که

/ 0 نظر / 169 بازدید